بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت: 16:2

 

پسرم  چهارده ساله است و همچون همه همسالانش قیمت آخرین مدل موبایل و تبلت و تی وی و نرم افزارهای نوین و ماشین های لوکس را از بر است و عاشق مسافرت و هتلهای فرست کلاس را بسیار دوست دارد و هرشب برای قبولی در رشته های تاپ دانشگاهی خیالپردازی می کند و کمتر از هاروارد و کمبریج را در افق نگاهش ندارد اما نمی داند چگونه می توان ده هزارتومان درآمد کسب کرد و خرج کردنش را مدیریت کرد و بعد هم پنج هزارتومان به آن افزود .

یکی از پسردایی های جوانم بیست و شش ساله است . با بهترین نمرات و از بهترین دانشگاههای کشور  در رشته میکروبیولوژی تا مقطع کارشناسی ارشد درس خوانده اما هنوز موفق به یافتن شغل مناسب با در آمد مکفی نشده و متاسفانه اخیرا دچار افسردگی شده و حاضر به شرکت در امتحانات دکتری نیست .

پسر خواهر سرایدار ساختمان ما اهل یکی از روستاهای اطراف قروه است . سال آخر دبیرستان در رشته ریاضی با معدل بالا و دوست دارد مهندسی صنایع بخواند . به علت شرایط بد مالی خانواده اش قادر به تهیه کتابهای کنکور نبوده و مجبور شده برای تهیه پول خرید آنها در مزارع روستا کار کند و چشم راستش به علت آلودگی عفونت کرده و قسمت عمده ای بینایی اش را از دست داده می گوید به علت خشک شدن قسمتی از چاههای آب منطقه ، کشاورزی راکد شده و تنها امیدش برای آینده ای بهتر تحصیل در دانشگاه است ولی نمی داند پس از فارغ التحصیلی در کجا می تواند مشغول به کار شود .

 

 

عباس برزگر 38 سال دارد . در روستای کوچکی به نام " بزم " در شهرستان بوانات استان فارس زندگی می کند . روستایی نه چندان حاصلخیز و بدون جاذبه خاص گردشگری . کارش دستفروشی بود و درآمد روزانه اش سه هزار تومان . در شبی بارانی دو گردشگر آلمانی را همراه با مترجمشان خسته و راه گم کرده در کوچه های روستا می بیند . آنها را به خانه می برد و با دمپختک گوجه فرنگی و ماست محلی و ترشی لیته از آنها پذیرایی می کند و وقتی می فهمد تولد یکی از توریستها است و او از دوری از خانواده اش ناراحت است برایش با چند بادکنک و کیک خانگی جشن می گیرد . مادر توریست آلمانی روزنامه نگار بوده و به جبران محبت آقای برزگر و خانواده اش موضوع را رسانه ای می کند و این موجب استقبال سایر توریستها می شود و از سازمان میراث فرهنگی به عباس برزگر خبر می‌دهند که میهمانان جدیدش در راهند.

 

 

او به همراه دیگر اهالی روستا تدارک می بیند و سیاه چادرهای عشایری برپا می کند و با دل و جان به پذیرایی از مهمانان با غذاهای محلی ، چای آتشی، ماست و پنیر گوسفندی می پردازد . میهمانان تنها می‌خواهند چند روز زندگی روستایی در ایران را تجربه کنند. تماشای علف چینی و میوه چینی و مراسم عروسی‌ها و حنابندان‌های روستایی و شب نشینی‌های کنار آتش و صرف سیب زمینی کباب شده و چای آتشی و حتی شیردوشی و تهیه کشک  . راز موفقیتش در پشتکار ، صداقت و درستی است . تهیه غذا با بهترین مواد اولیه و پذیرای بی ریا و از دل و جان که باعث می شود تا توریستها احساس کنند در خانه خود هستند . حالا نام روستای بزم در کتاب راهنمای گردشگری یونسکو به عنوان شگفت انگیزترین تجربه گردشگری ثبت شده است .

 

 

تور عشایری اش تا سال 95 رزرو شده  و درحال حاضر هزینه هر شب اقامت در دهکده گردشگری او 700 یورو حدود ٣‌میلیون تومان است. کارشناسان صنعت گردشگری می گویند اگر او بتواند استانداردهای هتل خاص و منحصر به فردش را ارتقا دهد و به ازای هر شب اقامت در ١۵‌هزار سیاه چادر حدود ١٠‌هزار دلار دریافت کند تنها در یک روز سال حدود ١۵٠‌میلیون دلار درآمد خواهد داشت. این درآمد در یک‌سال به حدود ۵۴‌میلیارد دلار می‌رسد که معادل درآمد نفتی ایران است.

او این روزها مشغول آموزش خانواده‌های عشایری برای پذیرایی از میهمانان خارجی است که بیشتر از اسپانیا، پرتغال و لهستان می‌آیند . می‌گوید ١٠٠ نفر از جوانان خانواده‌های عشایر زبان انگلیسی آموخته اند تا بتوانند به راحتی با میهمانان ارتباط برقرار کنند و  میهمانان را به تماشا و تجربه تمام روزمر‌گی‌های زندگی ایل قشقایی و بختیاری ببرند. . به کمک او  برای ٩‌هزار نفر از ساکنان روستای بزم شهرستان بوانات استان فارس اشتغال ایجاد شده  و حالا ١۵‌هزار خانواده دیگر در درآمد و کسب و کار او شریک می‌شوند.

 

 

 

تریشیا گراناتا، مدیر اجرایی موسسه «شبکه آموزش کارآفرینی» یا NFTE  است که در سال 1987 تاسیس شده . او می‌گوید:  " بسیاری از جوانان به طور طبیعی روحیه کارآفرینی دارند . اکثر آنها ایده‌های بزرگی در ذهن دارند اما فاقد مهارت‌های فنی لازم برای اجرایی کردن این ایده‌ها هستند. ما می‌توانیم چیزهایی به آنها بیاموزیم تا مطمئن شویم روحیه ذاتی کارآفرینی آنها به هدر نرفته است. "  NFTE  در قالب یک موسسه آموزشی مهارت‌های کسب‌وکار همچون شبکه‌سازی برخورد با مشتری سرمایه‌گذاری موفق  را می آموزند . تاکنون بیش از نیم میلیون دانش آموز در کلاسهای گروهی این موسسه  شرکت کرده اند.  این دانش‌آموزان ، نمرات بالاتری در دبیرستان کسب می‌کنند، در آینده میزان خوداشتغالی بالاتری دارند و درآمد آنها نیز از میانگین ملی بالاتر است. چانت گودوین که در آخرین سال دبیرستان در یکی از کلاس‌های NFTE شرکت کرده این کلاس‌ها را بسیار تاثیرگذار دانسته و می‌گوید: «معلم درس‌ها را بسیار ملموس و مناسب سن ما آموزش می‌داد. مهم‌ترین بخش آموزش این بود که چگونه می‌توانیم از چیزی که یاد می‌گیریم، پول درآوریم. گودوین در همان سال یک شرکت پشتیبانی کامپیوتری برای خود تاسیس کرد و برنده شدن طرح کسب‌وکارش در منطقه توانست چند سرمایه‌گذار را جذب کند.

 

 

 

 

ادوارد گرنیر، رئیس شعبه محلی موسسه JAGW  است که سواد مالی و کارآفرینی را در مدرسه از سطوح پایین تا دبیرستان تدریس می‌کند و معتقد است آموزش کارآفرینی باید فراتر از محیط کلاس باشد.  گروه JAGW در برنامه‌ای موسوم به «برنامه شرکت»، با مدارس منطقه همکاری می‌کند تا دانش‌آموزانی را که می‌توانند از این برنامه‌ها منتفع شوند، شناسایی کند. پس از آن، تیم گرنیر کارآفرینان، مدیران و دیگر رهبران کسب‌وکار داوطلب را برای کار کردن با این دانش‌آموزان، خارج از محیط مدرسه، استخدام می‌کند. یک ماه در سال، هر مربی جلسه‌ای با گروهی از دانش‌آموزان برگزار می‌کند تا به آنها در نوشتن طرح کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری، ایجاد و فروش محصول، مدیریت درآمد و سپس سهامی کردن شرکت در پایان سال کمک کند. گرنیر می‌گوید یکی از دلایل کارآیی این مدل این است که آموزش کارآفرینی موثر، فراتر از یک برنامه آموزشی مدون صورت می‌گیرد.

 

 

کریس براون، برنامه آموزشی دیگری را در منطقه اداره می‌کند . او می‌گوید: " کار کردن با دانش‌آموزانی که می‌خواهند یک ترم یا یک سال را بگذرانند موفقیت‌آمیز نخواهد بود. بنابراین برای رسیدن به نتیجه مطلوب، چهار سال کامل با آنها کار می‌کنیم." در سال دوم آموزش، آنها شرکت‌هایی را ثبت می‌کنند و هر تیم با یک سرمایه‌گذار که حدود 1000 دلار در شرکت‌ آنها سرمایه‌گذاری می‌کند، شریک می‌شود. سپس به هر تیم فضایی در حد 400 مترمربع داده می‌شود تا با مشاوران و اساتید آکادمیک ملاقات داشته باشند، محصولات خود را تولید کنند و فروش این محصولات را در سطح شهر آغاز کنند. فرآیند توسعه کسب‌وکار و آموزش آکادمیک تا پایان سال آخر این دوره ادامه پیدا می‌کند. این گروه تاکنون با بیش از 200 دانش‌آموز کار کرده که 95 درصد آنها پس از گذراندن دوره آموزشی خود توانسته‌اند وارد دانشگاه شوند.    

وندی تورنس، مدیر بخش کارآفرینی بنیاد کافمن می‌گوید انواع مختلف برنامه‌های آموزش به جوانان، چه آنهایی که دانش‌آموزان را به کارآفرینان معرفی می‌کند و چه برنامه‌هایی که به آنها کمک می‌کند شرکت‌ تاسیس کنند، نقش مهمی دارند و همه آنها مهارت‌های اولیه‌ای را می‌آموزند که جوانان را در راه‌اندازی شرکتی برای خودشان به موفقیت می‌رساند. مهم‌تر از همه اینکه این برنامه باعث می‌شود دانش‌آموزان «کارآفرینانه» فکر کنند؛ یعنی به دنبال مشکلات باشند و راه‌ حل‌هایی برای آنها بیابند. تورنس می‌افزاید: «داشتن این رویکرد، فارغ از اینکه این افراد در آینده شرکت خودشان را تاسیس کنند، کارمند شرکت دیگری شوند یا بخواهند مشکلی اجتماعی را حل کنند، در زندگی اجتماعی به آنها کمک خواهد کرد. مهم نیست آنها چه شغلی را انتخاب می‌کنند، بلکه چیزی که اهمیت دارد این است که از نگاه یک کارآفرین به دنیا بنگرند.

 

منبع :

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره ۳۱۷۰ تاریخ چاپ: ۱۳۹۳/۰۱/۲۱

نویسنده J.D. Harrisonدر Washington Post

مترجم: مریم رضایی