
یکنواختی و روزمره گی برای آدم بی قراری مثل من از آنفولانزا هم بدتر است و هیچ چیز بهتر از هیجان حالم را جا نمی آورد و هیجان یعنی صبح به بهانه رفتن سر کار از خانه بیرون بزنی و موبایلت را خاموش کنی و بعد توی خیانهای شهر راه بیفتی و هرجا عشقت کشید ماشین را پارک کنی و بزنی توی جمعیت و از این همه همهمه کلی انرژی بگیری و برگهای خشک ترد را قرچ قرچ به صدا در بیاوری .
کودکانه روی آسفالت بدوی و فراموش کنی که هستی و چند ساله ای و چه باید بکنی و رنگهای تند قرمز و زرد و آبی و نازنجی میان این همه خاکستری حلقه زده روی شهر قاب چشمانت شوند و لبخند روی لبانت بکارند و چه جایی بهتر از یک گوشه دنج و کافه ای قدیمی و عطر قهوه و موسیقی ملایم و گپ و گفت یکساعته با کسی که نمی شناسی ولی خیلی از صحبت با او لدت می بری ...

من از تو
شعر زیبای "روزبه بمانی "
و ملودی " علیرضا افکاری "
و صدای گرم " داریوش "
من از تو راه برگشتى ندارم
تو از من نبض دنیامو گرفتی
تمام جاده ها رو دوره کردم
تو قبلا رد پاهامو گرفتی
من از تو راه برگشتى ندارم
به سمت تو سرازیرم همیشه
تو میدونى اگه از من جدا شى
منم که سمتِ تو میرم همیشه

مسیر جاده بازه روبم اما
برای دل بریدن از تو میره
کسی که رفتنو باور نداره
اگه مرد سفر باشه نمیره
خودم گفتم یه راه رفتنی هست
خودم گفتم ولی باور نکردم
دارم میرم که تو فکرم بمونی
دارم میرم دعا کن بر نگردم
لینک دانلود :
http://s1.picofile.com/file/8100961150/03_Dariush_Man_Az_To.mp3.html