بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت: 23:31


در خنکای سحرگاهی راه افتادیم به سوی کرج . چند روزی بود که تدارک سفر را می دیدم و رزرو محلهای اقامت و برنامه ریزی و حالا وقت آن بود که تازه و معطر و آراسته در لباسهای تابستانی رنگ به رنگ و شاداب با یک بغل موسیقی و فلاسک قهوه تازه و ساندویچهای صبحانه به همراه همسر همیشه همدل و پسرک سراپا شوق و ذوق روان شویم در جاده ای هزار پیچ که همه خاطره است و خاطره  . جاده چالوس را باید با عشق رفت و عاشق رفت و همراه شد با رودخانه ای که تو را در خود جاری می کند و نسیمی که ولوله ای در جانت می گذارد تا از یاد ببری همه خستگی های ته نشین شده پایتخت دود گرفته تفدیده را و این ولع سیری ناپذیر من به روان بودن و رفتن و رفتن .

 

 


اواخر دوره قاجار ، جاده ای بین کرج و چالوس وجود نداشته و تنها یک مسیر خاکی و مالرو، راه دسترسی به روستاهای این منطقه را تشکیل می‌داده  و در سال 1312 این جاده ساخته می شود و قطر رشته کوههای البرز را طی می کند . جاده ای که تونل ها و پلهای بسیاری برای آن ساخته شد که با توجه به تجهیزات آن زمان کار طاقت فرسائی بوده و تونل کندوان که دو سال بعد در سال 1314 به مسافت 1886 متر و عرض 5 الی هفت متر و ارتفاع 6 متر  ساخته می شود و آنقدر کار سخت و شاق بوده که به کارگران برای کندن تونل سکه پنج ریالی می داده اند به ازای هر کلنگ . و این تونل  در سال 1318 به بهره برداری می رسد و 13 کیلومتر از مسیر کرج به چالوس کم می کند و بعدها این جاده عنوان چهارمین جاده زیبای چهان را کسب می کند .

 

 


این جاده از شمال به استان مازندران و  شهرستان چالوس، از شرق به شهرستان تهران و شمیرانات، از غرب به منطقه طالقان و از جنوب به شهر کرج متصل است. نام کرج نیز خود داستانی دارد و روایت است که این نام از کرجی می آید و وسیله ای بوده که برای عبور از رودخانه از آن استفاده می کردند تا زمان سلجوقیان که پلی بر روی رودخانه نبوده و بعد که حجم آب زیاد می شود پل می سازند که در زمان صفویه ترمیم اساسی می شود . وجود رودخانه کرج به موازات جاده کرج چـالوس، سد کرج و روستای کوچک و زیبای واریان که همچون جزیره‌ای کوچک در آنسوی آب سدکرج می‌باشد زیبایی‌های این جاده را دو چندان کرده است.


 

جاده کرج - چالوس در هر فصل رنگی دارد و گاه تضاد رنگ‌ها همزمان با هم منظره‌های باشکوه، منحصر به فرد و چشم نوازی پدید می‌آورد . انواع رستوران‌ها و واحدهای اقامتی و پذیرایی بعدها در کنار این جاده شکل گرفت و ساخت سد امیر کبیر کرج در سال 1340 نیز به جاذبه ها و زیبایی‌های این جاده افزود و در اندک زمانی این جاده به یکی از تفریحگاه‌های مهم گردشگری کشور تبدیل شد.

 


 

در جاده چالوس هم می توان خوراکیهای خوشمزه خورد و هم با خود برد از آن جمله محصولات و سوغات روستاییان و ساکنان خونگرم حاشیه این جاده که انواع ترشی خانگی، قره قروت، سیر ترشی، عسل کوهستان، مربای عسل، عسل رس بسته، انواع ماست محلی ، سرکه سیب محلی، کره محلی، پنیر گوسفندی، انواع شیره انگور، سبزی های کوهی مانند و الک، قارچ و گلپر خشک و ترشی است .

 

 


جاده هی پیچ می خورد و از کوهها بالا می رود و ما با هیجان منتظر پیچ آخر هستیم و روان شدن از سرازیری که آدم را به آغوش کوهستانی از مخمل سبز می برد و هوا بارانی و معطر و مه گرفته و بی تاب و بی قرار است و من  که انگار با جاده و زمین و زمان یکی شده ام . اولین استراحتگاه بعد از تونل كندوان، دوراهی یوش است. از این دوراهی با طی ۵۴ كیلومتر می‌توان به روستای «یوش»، زادگاه و خانه «نیما یوشیج» پدر شعر نو فارسی رسید و  ۲۵ كیلومتر بعد از دوراهی ، سیاه‌بیشه است ، روستایی كوچك مشهور به لبنیات و عسل مرغوبش .

 

 


توقفی کوناه و دل دادن به کوههای بلند آرام مهربان و نفس کشیدن در هوایی پاک و پسرک که محو طبیعت است و عاشق سرزمین و وطنش . به مرزن آباد که نزدیک می شویم باران روی شیشه ها ضرب می گیرد .

 

 

17 کیلومتر دیگر باید برویم و بعد راه فرعی سمت راست جاده به سوی کجور و بیش از 50 کیلومتر جاده پیچ در پیچ نفس گیر و زیبا که ما از میان کوهها و دشتهای سبز و گاوان مشغول به چرا به روستایی می رساند که زیبائی طبیعت و بی آلایشی و سادگی مردمان و تاریخ چند هزار ساله را با هم دارد و اولین توقفگاه ما است . روستای " کندلوس " که در میان مه خاکستری به رویایی از بهشت می ماند .

 

 

برای نام کندلوس وجه تسمیه گوناگون روایت کرده اند  .بعضی نسبتش می دهند به حضور رستم در این روستا و اینکه به خاطر تذکر به روستائی که به اسبش جسارت کرده بود و او گوشش را کشیده و کنده و نام روستا شده " کند گوش " و بعدها کند لوس و یا می گویند یاغیان گوش مامورانی را که به زور خراج می گرفتند می کندند و نام اینجا به این دلیل است 

 

 

 

و عده ای هم می گویند واژه " کند " به معنای پله است و چون ارتفاع از دامنه البرز تا دشت کجور پله پله کم می شده نام ده این است و معتبرترین روایت این است که پسوند " لوس " در زبان اوستائی یعنی سرزمین و آبادی و کند در زبان اوستائی به معنای مرتفع و برجسته بوده و نام این روستا " سرزمین مرتفع "  یا کندلوس است .البته به این روستا " میخساز " هم می گویند که گویا علتش میخ و نعل بسیار بوده که در این جا ساخته می شده .

 

 


روستایی دارای تمدنی غنی که تاریخ آن به هزار سال قبل از میلاد بر می گردد. وجود قبور زرتشتی و مانوی ، و ظروف سفالی و اشیاء قدیمی که در این ناحیه یافت شده است،نشان از تاریخچه پر رمز و راز این منطقه دارد. در دو گورستان این منطقه به نامهای "ورو "(verô)،"دروشکر"(druśker)،قبرهایی کشف شده است که مردگان رو به سمت آفتاب و با وسایل شخصی دفن شده اند.

 

 

در این جا چهار دهکده است به نامهای پیده ، گیل ، میرکلا و کندلوس که قدیمی ترینشان کندلوس است که در دامنه منتهی به دره زانوس واقع شده و محله هایش درزی کلا ، جور سری ، جیر سری ، یتیم سری و سری دله هستند  .

 


پی نوشت :

موسیقی وبلاگ نغمه قدیمی مازندرانی است به نام  " نازنین جان "

با اجرای آقایان شعبان و جمشید نیک خو و پرویز شاهدشتی

http://s2.picofile.com/file/7923479137/05_Nazanin_www_kardikola_ir.mp3.html