
وقتی هواپیما روی عرصه وسیع و زیبا و درهم تنیده ای از ابرها و کوهها و زمینها و آبهای آبی رنگ بی بدیل قرار گرفت من به شهری می نگریستم به قدمت تاریخ ، از زمان سکونت فنیقی ها در کادیکوی تا سال 667 قبل از میلاد که مستعمره نشینهای یونانی مگارا این شهر را بنا نهادند و به افتخار پادشاه خود بیزاس نام آن را بیزانتیوم گذاشتند و امپراطوری هخامنشی به رهبری داریوش کبیر که در خلال جنگ با یونانیان شهر بیزانس را به تصرف خود در آورد و تا پایان زمان سلطنت اردشیر درازدست همچنان در اختیار ایرانیان باقیماند و سال ۱۹۶ که امپراطوری روم بر این شهر تسلط یافت وشهر رو به زوال گذاشت .

و کنستانتین بزرگ امپراطور روم شرقی که پایتخت کشورش را در سال 330 در تنگه بسفر به نام کُنستانتینوپل ( شهر کنستانتین ) بنا کرد که در گویش عربی آن را قسطنطنیه می خواندند و موقعیت استراتژیک بی نظیری داشت و گذرگاهی آبی بین دریای مدیترانه تا دریای سیاه بود و بزرگترین شهر اروپا که با چهارمین جنگ صلیبی در سال ۱۲۰۴ به تسخیر و غارت درآمد و سپس توسط امپراتوری Nicaean دوباره تسخیر و محاصره شد و در سال 1261 تحت فرماندهی میشل سوم درآمد و مرکز فرهنگ و تمدن یونانی و پیروان کلیسای ارتودکس یونانی بوده و محل بسیاری از کلیساهای با شکوه و عالی مانند آیا صوفیا و پاتریک کلیسای ارتودکس .

در ۲۹ ماه May سال ۱۴۵۳ سلطان محمد دوم فاتح بعد از ۳۵ سال محاصره با شلیک گلوله های توپ دیوارهای بنا شده توسط تئودوسیوس دوم Theodosius را در اطراف قسطنطنیه در هم شکست و شهر را فتح کرد و کاخ توپکاپی و بازار بزرگ و توپخانه را بنا نهاد و در سال ۱۷۷۰ میلادی سلطان مصطفی سوم با ضرب سکههایی نام استانبول ، که تا قبل از فتح آن به دست ترکان رواج داشت، و از واژه «ایستیم پولی» στην Πόλι که در زبان یونانی به معنی شهر یا مرکز شهراست، برگرفته شده بود ، را به صورت رسمی چایگزین قسطنطنیه ساخت .

سومین پایتخت و مرکز امپراتوری عثمانی که به کمک تشکیلات مذهبی و سرمایه و صندوق ذخیره امپراطوری و تلاش بی نظیر معمارانی همچون معمار سینان sinan و به کمک هنر سرامیک سازی و خطاطی ، بسیاری از مساجد ، حمام ها و ساختمانهای بزرگ شهر طراحی و بنا گردید و مردم از سراسر امپراطوری به سوی استانبول آمدند و یهودیان، مسیحیان ،مسلمانان و صوفیان با یکدیگر در یک جامعه بینالمللی زندگی را آغاز کردند .

راننده هتل در فرودگاه منتظر بود تا ما را از میان خیابانهای قدیمی زیبای شهر به محله ای برساند که نبض تاریخ استانبول در آن می طپد . محله سلطان اجمد که در بخش جنوبی خلیج روی تپه ای مشرف به آبهای نیلگون تنگه بسفر واقع شده و مجموعه ای است نفیس از دیوارهای به جا مانده از دوره بیزانس و آثار قلعه های رومی و کلیساهای کهن و مساجد بسیار مشهور و کاخها و ساختمانهای کوچک در میان کوچه ها و خیابانهای تنگ سنگفرش شده که آدمی را به تونلی هزار پیچ در تاریخ می برد .

پسرم با اشتیاق به تماشای ساختمانها نشسته و پرسان به دنبال هتل محل اقامت مان می گردد . در انتخاب این محل نهایت دقت را به خرج دادم تا هم ساختمانی نوساز و مجهز و زیبا باشد و هم نزدیک بناهای تاریخی و ایستگاه مترو . در انتهای خیابان دیوان یولو ( DIVAN YOLO ) که در زمان امپراطور کنستانتین جاده ارتباطی قسطنطنیه به رم بوده .

روبروی مسجد کبود یا مسجد سلطان احمد و در کوچه ای زیبا به نام تیکاره تانه ( TICARETHANEH ) به ساختمان بلند سپیدی می رسیم به نام هتل سورا ( SURA HOTEL ) . این هتل در پنج طبقه بنا شده و رستوران بسیار معروف و کافه آن در طبقه هم کف است و اتاقها در سه طبقه قرار دارند که هر طبقه با رنگی خاص طراحی شده است .

نکته بسیار جالب در این هتل طراحی داخلی بسیار هنرمندانه و زیبای آن است که در همان بدو ورود چشم را خیره می کند .

پرسنل هتل بسیار مودب و کارآزموده هستند و صبحانه عالی هتل با بهترین مواد غذایی ارگانیک تهیه می شود و همه چیر آن چنان برنامه ریزی شده تا مهمانان هتل در محیطی زیبا و آرام نهایت استفاده را از اوقات اقامت خود در این شهر زیبا داشته باشند .

اتاقی به رنگ آبی را انتخاب کرده ام که دریا را در رویاهای شبانه ام همراه داشته باشم .

در تراس کوچک اتاق که مشرف به باغی زیبا و کوچک و بامهای سفالین ساختمانهای اطراف است نشسته ام تا نوشته هایم عطر هوای بسیار خنک بهاری را به همراه آواز مرغان دریایی و شکوفه های نورس برایتان به سوغات آورد به پاس همه محبت شما عزیزان در این ایام غیبتم .
در اینجا حتی 24 ساعت شبانه روز هم برایم اندک است برای رفتن و رفتن و نوشیدن عطر خاطره هایم در جای جای این شهر بزرگ سبز با آبهای فیروزه ای رنگش . سعی می کنم تا زمان بازگشت باز هم برایتان بنویسم .
برچسبها: سفر به استانبول