ديروز مهمان عزيزي از ديار استانبول بودم ....
كه گپ و گفت دوستانه اش و عطر بي بديل قهوه ترك در فنجانهاي كوچك و باقلواي ترد ..
مرا برد به كوچه پس كوچه هاي محله هاي قديمي بشيكتاش و بيگ اوغلو و تكسيم و ....
با يادي از فريده عزيز و وبلاگ خوبش " يك سبد زندگي "
http://www.razenarges.blogfa.com/
كه هميشه شنبه ها را با اشعار زيبا شروع مي كرد ...
و صداي گرم AHMET KAYA را بسيار دوست داشت ....
زندگی احمد کایا داستان عجیبی است ...
از آرزوها و رویاها ی کودکی و تلخی فقر و تبعیض و مبارزه همیشگی و اعتراض و اعتراض و اعتراض.
در سال 1957 در مالاتیای ترکیه به دنیا آمد پدرش کرد بود و مادرش ترک و او آخرین فرزند خانواده که از پنج سالگی " باقلاما " می نواخت و اولین ترانه اش برای برادر بزرگش یاشار بود .به استانبول رفتند و پدر در نمایشگاهی پادوئی می کرد و احمد کوچک آرزو می کرد که بزرگ شود و برای پدر نمایشگاه اتومبیل بخرد تا دیگر مجبور نباشد ماشینها را بشوید . پدرش از دنیا رفت و آنها تنها ماندند . زندگی بسیار سخت شد و سایه سنگین فقر گسترده تر و همین شرایط نطفه اولین اعتراضات را در درونش زد . سال 1985 و آلبوم اولش " گریه نکن ای کودک " که به خاطر چند ترانه اعتراضی توقیف شد و بعد از اعتراض فراوان آزاد شد و این شروع شهرت برای احمد کایا بود و آلبوم های بعدی " دلتنگی برای غم ها " ، ترانه شفق ، لحظه ای خواهم رسید و ....
تا آلبوم شانزدهم در سال 1996 که " ستاره و یاکاموز " نام داشت . او با شعرای بزرگی همچون هایال اغلو و آتیلا ایلهان و اورهان کوتال همکاری کرد و از اشعارشان در ترانه هایش استفاده کرد و بنیانگذار سبک اعتراضی شد که بعدها تعدادی از خوانندگان بزرگ همچون فاتح کیسا پارماک به او اقتدا کردند .
صدایی گرم و مردانه و بم و پر قدرت و چهره ای با صلابت و شجاعتی زبانزد خاص و عام و زبانی بی پروا که همین باعث شد تا مشکلات بسیار برایش پدید آید و در داخل ترکیه نتواند کنسرت دهد و در سال 1999 به فرانسه رفت با اقامتی یکساله و در سال 2000 در اثر سکته قلبی در گذشت و در پاریس به خاک سپرده شد.
تا سال 2005 چند آلبوم دیگر از اجراهایش به همت همسرش منتشر شد .
می گفت همیشه روی لبه پرتگاه زندگی می کند ..
از بلندی نمی هراسد ...
و آرزویش آزادی اندیشه است ..
همه زندگیش دو متر کفن بود که در جیبش حمل می کرد ..
همواره آماده مرگ ....
Söyle
بگو ..
باران و غنچه شكقته
به قلبي كه بر آن نباريده اي
بگو من كجايم و تو كجا
بگو
پيش از آنكه ماهتاب غروب نمايد
و سايه درختان بر چهره ات فرو نشيند
بگو من كجايم و تو كجا
برف مي بارد
اما تو باران باش
اشك مريز محبوبم
كمي بيشتر بمان
عشقت بر قلبم گام مي گذارد و مي رود
اي همچون چشمهايم
كمي بيشتر بمان
زندگيم خرمن سوزاني است
سوگند كه باران و غنچه شكفته
بر قلبم نباريده
بگو من كجايم و تو كجا
پيش از آنكه ماهتاب غروب نمايد
پي نوشت
براي دانلود با اينترنت اكسپلورر باز كنيد
http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://baharsabz.persiangig.com/soyle.mp3
و سايه درختان بر چهره ات فرو نشيند
بگو من كجايم و تو كجا
بگو باران بگو
بدون آنكه بر قلبم بباري
بگو محبوبم كجاست
به شباهنگام بگو در كوهها به دنيال گمشده ام باشد
بگو
حتي اگر ندانم
كه محبوبم كجاست
پيش از آنكه ماهتاب غروب نمايد
و سايه درختان بر چهره ات فرو نشيند
بگو من كجايم و تو كجا