تاريخ: دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت: 12:18
چه بي تابانه مي خواهمت اي دوريت
آزمون تلخ زنده به گوري!
چه بي تابانه تو را طلب مي كنم!
بر پشت سمندي گوئي نوزين
كه قرارش نيست.
و فاصله
تجربه ئي بيهوده است.
بوي پيرهنت، اين جا و اكنون
كوه ها در فاصله سردند
دست در كوچه و بستر
حضور مانوس دست تو را مي جويد،
و به راه انديشيدن ياس را رج مي زند
بي نجواي انگشتانت فقط
و جهان از هر سلامي خالي است
" شعر زيبايي از شاملو "