بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت: 16:13

 

اقوام ايراني از ديرباز ، آداب سوگ و بزرگداشت عزيزان از دست رفته خود را به آئين  و مراسم و مرثيه و موسيقي گره زده اند . سوگ خواني هايي در عزاداري براي درگذشت بستگان و نزديکان و يا  مراسم عزادارى ملى و مذهبى براى چهره‌هاى اساطيري، تاريخى و ديني.  مضمون سوگ خواني هاي گروه اول، شامل زندگى و خصوصيات اخلاقى و خدمات و سلوک اجتماعى در گذشتگان و حسرت از مرگ آنها و نيز بيان ديدگاه‌هاى فلسفى و اخلاقى دربارهٔ هستى است.  ترانه‌هاى سوگ در ميان ايلات و عشاير و در شهرها و روستاهاى ايران عناوين متعددى دارند .

 

 


مانند 'موتک' که ملودى‌هاى موسيقى بلوچستان است :

من و تى زانان حکم حکم رحمانين 

تاسکين بچّانى روگ گرانين 

قائمين ديوّال پرشتگ ويرانين 

نشتگ تئى راج گث حيرانين 

مکهين مات ستکگ بريانين 

من شپى پاسان نشتگ حيرانين 

گهار پمابرْاتيگان پريشانين 

رستگين گوْنگانى کپگ گرانين 

هر کوْره گندان زارء گريانين 

 

من خود  مى‌دانم اين امر خداى رحمان است 

اما چه کنم که فقدان فرزند دلبند بسيار سنگين است 

ديوار وجودم فرو ريخته و ويران شده است 

ايل و طايفهٔ تو پريشان‌حال در سوگت نشسته است 

مادرت در غمت سوخته است

هر پاسى از شب را سرگردان نشسته است 

خواهر براى برادر خود آشفته به‌سر مى‌برد 

به زمين افتادن درخت خرماى نورسته ناگوار است 

به هر سو نظر مى‌افکنم، گريه و زارى است 

 

 

 

 



'آغي' که ترانهٔ عزا در آذربايجان است :

آغا جدا خزه‌ل آغلار

ديبينده گؤزه‌ل آغلار

بئله اوغول ئوله‌ن آنا

سرگردان گزه‌ر آغلار

جان قارداش، جانيم قارداش

آغلايير جانيم قارداش

باش قويوم ديزين اوسته

قوى چيخسين جانيم قارداش

آناسى يانار آغلار

حريفى قانار آغلار

آنا دئيير گوْيه رچين

تابوتا قونار آغلار

باغچه‌دا، تاغيم آغلار

باسما يار پاغيم آغلار

ساغام ئوزوم آغلارام

ئولسه‌م تورپاغيم آغلار

 

برگ‌هاى خزان ديده درختان مي گريند

آنها براى يک زيبارو مي گريند   

مادرى که چنين پسرى را از دست داده است   

سرگردان مى‌گردد و مي گريد   

جان برادر، جانم برادر 

جانم مى‌گريد، برادر 

سر بر زانوانت مي گذارم

تا جان از بدنم برون رود برادر

مادرش مى‌سوزد و مى‌گريد 

همنشينش مى‌فهمد و مى‌گريد 

مادر مى‌گويد که کبوتر 

روى تابوت تو مى‌نشيند و مى‌گريد 

در باغچه، بوته‌ام مى‌گريد 

برگ پر نقش و نگارم مى‌گريد 

تا زنده‌ام مى‌گريم 

وقتى که مردم، خاکم مى‌گريد 

 

 

 

برار وي، چهرى‌يونه، مويه و...

که در مناطق ديگر به‌ کار مى‌روند و در جنوب ايران كه عزادارى با موسيقى و گاه رقص توأم است.

نوحه اي  از بوشهر  :

اى يار اى يار با ما بدو 

اى نازنين يار همين حالا بدو 

اى يار اى يار، با ما بدو 

بالاى بلندو، همين حالا بدو 

چشمان غزالت گرفتارت شدم 

جاى تو خالى، همين حالا بدو 

اى يار اى يار، با ما بدو 

اى نازنين يار همين حالا بدو 

 

 

 

اما سوگوارى‌هاى ملى و مذهبي، پيشينه‌اى به درازاى تاريخ دارند. وقايعى، که منابع الهام‌جوشان و خونين صدها ترانه، مرثيه، آهنگ، نجوا و نمايش هستند، و در عين حال فصول جذابى از هنر مردمى را به خود اختصاص داده‌اند، که تنها يک بخش آن، يعنى تعزيه 'موضوعات مختلفى چون مذهب، تاريخ، ادبيات، مردم‌شناسى، روانشناسى، جامعه‌شناسى، موسيقى و هنرهاى زيبا و درام و تئاتر را دربرمى‌گيرد' . آغوش گشادهٔ اين جنبه از هنر ايرانى، براى بسيارى از هنرهاى اصيل اما آسيب‌پذير، همچون ادبيات، موسيقى و نمايش، پناهگاه امنى بوده است . تعزيه و مراسم سينه‌زنى با موسيقى همراه است. 

 

 

 

آقاي عبدالله مستوفى، در كتاب " شرح جال من " مى‌نويسد: 

'ادامهٔ تعزيه تعدادى سنت هم در موسيقى به‌جا آورد. هر مؤلف خوان در برابر مخالف خوان در تعزيه آوازها و مايه‌هاى موسيقى مخصوص خود را بايد حفظ مى‌کرد. امام خوان‌ها آوازهاى خود را بيشتر در مايه‌هاى متين، مثل پنجگاه، رهاوى و نوا مى‌خواندند. حضرت عباس چهارگاه مى‌خواند، حر، عراق مى‌خواند، شبيه عبدالله‌بن‌حسن... گوشه‌اى از راک مى‌خواند که به همين جهت آن گوشه به 'راک عبدالله' معروف است زينب گبرى مى‌خواند، اگر ضمن تعزيه اذانى بايد بگويند. حکماً به آواز کردى بود. در سؤال و جواب، رعايت تناسب آوازها با يکديگر شده، مثلاً اگر بين امام و عباس سؤال و جوابى بود و امام شور مى‌خواند، عباس هم بايد جواب خود را در زمينهٔ شور بدهد.'

 

 

نه تنها موسيقى، که ادبيات نيز با تعزيه پيوستگى دارد. استاد ملک‌الشعراى بهار، وقتى از 'نمايش در ايران' در كتاب " موسيقى و تئاتر، بهار و ادب فارسى " سخن مى‌گويد، مى‌نويسد: 

'نمايش در ايران ـ به طرز اپرا (نمايش منظوم) از قرن سيزدهم هجرى  به بعد متداول بوده است؛ ليکن اين نمايش تنها در مورد مصايب و حوادث مذهبى (تراژدي) بوده و تئاتر به معنى جامع‌تر و وسيع‌تر آن از راه قفقاز وارد ايران شده است.

 

 

محتوا و مضمون تعزيه عمدةً بر حوادث جانسوز کربلا و شهادت امام حسين (ع) و يارانش و برخى موضوعات و وقايع و داستان‌هاى اساطيرى و تاريخى، همچون مجلس‌هابيل و قابيل (فرزندان آدم ابوالبشر)، مجلس افکندن حضرت ابراهيم عليه‌السلام به آتش، مجلس ذبح اسماعيل، مجلس حضرت ايوب، مجلس درويش بيابانى و حضرت موسى، مجلس سليمان و بلقيس، مجلس حضرت جرجيس، مجلس حضرت زکريا، تعزيهٔ حضرت حمزهٔ سيدالشهداء، تعزيهٔ مبعوث شدن پيغمبر (ص) و... ده‌ها موضوع ديگر مذهبى قرار دارد. 

 

 

 

روح‌الله خالقى آغاز اين پديده را در تعزيهٔ از دورهٔ ناصرالدين‌شاه مى‌داند و در کتاب سرگذشت موسيقى به نقل از عبدالله مستوفى، مى‌نويسد: در استبداد، ناصرالدين‌شاه شبيه‌خوانى را وسيلهٔ اظهار تجمّل و نمايش شکوه سلطنت خود کرد و آن را به مقام صنعت رسانيد و شاهزاده‌ها و رجال هم به شاه تاسى مى‌کردند و آنها هم تعزيه‌خوانى راه مى‌انداختند... همين‌که اعيانيت در تعزيه وارد شد، نسخه‌هاى تعزيه هم اصلاح شد و پاره‌اى چيزها که هيچ مربوط به عزادارى نبود، مانند تعزيهٔ درةالصدف و تعزيهٔ اميرتيمور و تعزيهٔ حضرت يوسف و عروسى قريش نيز در آن وارد گرديد. شايد اين مسئله زمينهٔ قبلى هم داشته است؛ زيرا که در برخى نقاط نشانه‌هائى مى‌توان يافت که به مدد آن مى‌توان قديم‌تر بودن اين مقوله را از زمان ناصرالدين‌شاه احتمال داد. 



 

از ديگر نمونه‌هائى که لفظ عام تعزيه دارند، اما محتوا و مضمون آنها بر جشن و سرور قرار دارد يکى 'مجلس عروسى حضرت سليمان نبى و بلقيس، نازبانوى شهر سبا' ، ديگرى 'مجلس تعزيهٔ مبعوث شدن پيغمبر (ص). يا 'عروسى رفتن حضرت فاطمه (س)' يا 'مجلس تزويج فاطمهٔ زهرا (س) با مولا على (ع)' که به مجلس 'نزول زهره' نيز معروف است و بسيارى ديگر. به اين نوع تعزيه‌ها، على‌الاطلاق 'مجلس' گفته مى‌شود.  جابر عناصرى در كتاب  " تعزيه نمايش مصيبت "  اين نوع مجالس را 'مجالس فرعي' مى‌نامد و در باب آنها مى‌نويسد: 

'در کنار تعزيه‌هاى اصلى که مصايب اولياء و انبياء را به‌نحو حزن‌انگيز و جدّى بازگو مى‌کنند، افزون بر شبيه‌هاى متکى به سوگنامه‌ها و سوگچامه‌ها، مجالس فرعى و تفنّنى چشم‌گيرى نيز ديده مى‌شود که به قدرت قلم شاعران صحنه‌آراى اين مجالس‌، داستانى به‌گونهٔ 'اسطوره‌اى ـ مذهبي' يا 'آئينى ـ سنتي' مطرح شده و به‌نحو دلپذيرى، به شيوه 'گريز زدن' يعنى 'تعليق' مضمون اصلى و به موضوع ديگر پرداختن، اين مجالس را به صحنه‌هاى عزاى حضرت امام حسين (ع) و ياران وفادار او مرتبط مى‌سازند. '

 

 

 

منابع :

http://vista.ir

موسيقى بوشهر، ص. ۷۲ 

پيتر جي. چلکووسکى، تعزيه. هنر بومى پيشرو ايران، انتشارات علمى و فرهنگى، ص ۳۶۵.

ترانه و ترانه‌سرائى در ايران 

عبدالله مستوفى، شرح زندگانى من

موسيقى بلوچستان ص. ۸۸

ادبيات شفاهى مردم آذربايجان، صص ۱۹ ـ ۲۰

 

پي نوشت :

موسيقي وبلاگ نوحه از لرستان است به نام "  مہ ابالفضل عباسم، "

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://baharsabz.persiangig.com/mo_kor_e_omolbaninom-10.mp3