بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: جمعه نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت: 16:9



پسرم خوابش نمی برد ..

سر گذاشته بود روی زانوانم و چشم دوخته بود به ورزشگاه بزرگ شهر ورشو ...

و شور و حال عجیبی که هواداران دو تیم آلمان و ایتالیا با رنگهای آبی و سپید و زرد و سیاه به ورزشگاه داده بودند و تماشاگرانی که بین آنها خانواده و دوستان بازیکنان دو تیم هم برای پیروزی شان فریاد می کشیدند.

 بازی با هجومی طوفانی از هر دو تیم شروع شد و نمایش خوب دروازه بانهای آماده و سرحال و قبراق

در تیم آلمان  ، مانوئل نویر، بواتنگ، هوملس، بادشتوبر، لام، شواین اشتایگر، خدیرا، تونی کروس، اوزیل، پودولسکی، گومز به زمین رفتند.

و ترکیب تیم ایتالیا ، بوفون، کیلینی، بونوچی، بارزاگلی، بارزالتی، پیرلو، دروسی، مونتولیوو، مارکیسیو، کاسانو، بالوتلی بود .


 

در دقیقه 20 روی پاس بسیار زیبای آنتونیو کاسانو ، ماریو بالوتلی ، مهاجم تیره پوست بیست و یک ساله ایتالیا با یک ضربه سر پر قدرت توپ را کاشت توی دروازه نویر و آدرنالین خون آلمانها رفت بالا و ورزشگاه را گذاشتند روی سرشان و هی دست به هم کوفتند و فریاد کشیدند و یواخیم لو بی خیال دوربینهای تلوزیونی همه ناخنهای دستش را یک به یک جوید و مهاجمان آلمانی خوب پاسکاری کردند و توپ را نزدیک کردند به خط دروازه و مدافعان را دور زدند اما گل نزدند که نزدند ..

تا آقای خیابانی هی آه بکشد که اگر گل می شد چه گلی بود ....



و سرعت بازی شد شبیه زمین دو میدانی و ایتالیایی ها انگار بال درآورده باشند همه خطوط زمین آلمانها را پرواز کردند و در دقیقه 36 در یک اشتباه مهلک خط دفاع ، ماریو بالوتلی همه را جا گذاشت و با یک شوت مثل گلوله توپ را شلیک کرد زیر طاق دروازه و همه چیز آنقدر محکم و آنقدر سریع بود که نویر نیم خیز شده حتی فرصت نکرد تا کمر راست کند و مبهوت به توپ و تور خیره شد و آبی پوشان ورزشگاه هلهله کردند و اشک از چشمان تماشاگران آلمانی جاری شد و دو تیم با این نتیجه باور نکردنی به رختکن رفتند.

  

 

جایی که چزاره برندلی با آرامش بیشتری  تیمش را راهنمایی می کند و یواخیم لو باید هرچه دارد در طبق بگذارد و برنامه ریزی کند برای نیمه دوم و بازی مرگ و زندگی و اولین کارتی که رو می کند دو تعویض همزمان و جایگزینی رویس به جای پودولسکی و کلوزه به جای گومز ...

و بعد حملات انتحاری که باز هم یکی پس از دیگری یا در کمند مدافعان گرفتار شد و یا بوفون قبراق در دستهایش مهار کرد و شوت مارکو رویس در دقیقه 48 و موقعیت گل خدیرا در دقیقه 54 هم نتوانست کاری از پیش ببرد و براندلی که فشار را بی امان دید دیامانتی را به جای  آنتونیو کاسانو به زمین فرستاد تا از دو گل گرانبها به شدت نگهداری کند و دستهای بوفون که حسرت ضربه آزاد دیدنی  دقیقه 60 مارکو رویس را بر دل نیمکت نشینان و هواداران آلمانی گذاشت که همه به قد پریدند و با افسوس روی صندلی ها فرو افتادند .

 

علیرغم برتری نسبی آلمان ها در نیمه دوم ،  تیم ایتالیا در کتار دفاع جانانه با هوشمندی خاص در ضد حمله ها خطرناک نشان داد و شوت مارکیسیو  ، نویر را به خود آورد که ممکن است گل سوم در راه باشد و فوتبال به نبردی زیبا و جنگنده و بی امان در مستطیل سبز بدل شد تا تماشاگران داخل ورزشگاه و میلیونها نفر در سراسر جهان و ما در خانه نیم خیز شده و گاهی سرپا بازی را دنبال کنیم و چشمها به سرعت از زمینی به زمین دیگر و از دروازه ای به دروازه دیگر دوخته شود و سوال سنگین چه می شود ؟ ته مردمک همه شکل بگیرد و نفسها در سینه حبس..

 

 

و در این بحبوحه باز هم آقای خیابانی هی اشتباه کند و هی معذرت بخواهد و یک خطای هند در دقیقه 91 باعث شود تا گل مسعود اوزیل در ضربه پنالتی توی دروازه بسته بوفون بنشیند و آلمانها با افسوس و حسرت از بازیها خداحافظی کنند و ایتالیایی ها آماده رویارویی با اسپانیا شوند  .

 

و پسرک با لذت بلغزد لابلای ملافه های آبی رنگ ...

ساعت شش صبح امروز باید در محل آزمون فدراسیون تکواندو حاضر می شدیم ..

هر سه خواب آلود و خسته و صبحانه نخورده ...

پسرم امتحان کمربند قرمز داشت ..

نگاهم می کند و چشمکی می زند و آماده و قبراق مثل بوفون می رود توی ورزشگاه ....

و بعد از 5 ساعت گذراندن مراحل مختلف امتحان تئوری و عملی ....

مثل ماریو بالوتلی سرش را بالا می گیرد ....

و مشتش را به هوا نشانه می رود و فریادی از ته دل که ....

من هم بردم مامان ..

من هم بردم ...

 

  

موضوع: ورزش ,