بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت: 4:10



در محل تلاقی رودخانه های اروند رود و کارون و در ناحیه ای باتلاقی و پست در استان خوزستان شهری است که در قرن دوم پیش از میلاد مسیح " خاراکس " نام داشته و پایتخت پادشاهی میسان بوده و پس از حمله اسکندر مقدونی ویران شد و به طور کلی از میان رفت .

چندی بعد در همان محل، شهری به نام « بیان» بنا شد که حالا نام روستایی است بر ساحل غربی رود کارون و در دو کیلومتری انتهای این رود .

در سال 1810 میلادی در کتب تاریخی نام « المُحَمَّره » برای این شهر ذکر شده .


 


مُحَمَّره محل استقرار تیره‌ای از بنی کعب به نام آل بوکاسب به زعامت شیخ مرداو بن علی کاسب بود.

در آن دوره این شهر جزء قلمرو شیخ المشایخ فلاحیه یعنی شیخ ثامر بنی کعب بود و شیوخ آل بوکاسب فرمانبردار او بودند. در همان سال‌ها به دستور شیخ ثامر کعبی، حاج یوسف متصدی احداث بندر در آن شهر شد.

این شهر در اویل سدهٔ سیزدهم هجری، شهری کوچکی و عقب‌افتاده بود و در سال ۱۲۳۵ هجری بارویی به دور آن کشیدند و پس از آن، پیشرفت‌های بسیاری نمود و به‌عنوان بندری مهم و تجاری در سطح منطقه شناخته شد .

رونق تجارت در بندر محمره و پهلو گرفتن کشتی های تجاری در آن، باعث کاهش درآمد گمرکات و همچنین کاهش درآمد بندر بصره شد و والیان بغداد نیز که همواره محمره را جزء خاک عثمانی می دانستند قادر به تحمل این وضع نبودند .


 


علی رضا پاشا والی بغداد در شعبان ۱۲۵۳ هجری قمری با سپاه عظیمی از ارنائود (آلبانی فعلی)، نجد و عراق سوی مُحَمَّره لشکر آورد و بعد از سه روز نبرد آن جا را تسخیر کرد. در این نبرد مردم مقاومت کرده، اما غافلگیر شدن مردم و کثرت نیروهای مهاجم، باعث شکست آنها شد. سپاه عثمانی مردم را ازدم تیغ گذرانده اموال آنها را به تاراج برد، خانه‌ها را ویران کرده و بسیاری از اماکن را به آتش کشاندند، خیل عظیمی از زنان و دختران و کودکان را اسیر کرده با خود به عراق بردند.

 

 


پس از حمله علی رضا پاشا والی بغداد در سال ۱۲۵۳ قمری به مُحَمَّره، دولت ایران از طریق نمایندهٔ خود در اسلامبول میرزا جعفرخان مشیرالدوله به دولت عثمانی اعتراض کرده و مرتباً ادعای خسارت می‌کرد. بالاخره پس از مذاکرات طولانی و با میانجی گری سفرای انگلیس و روس مقرر شد، کمیسیونی چهار جانبه از نمایندگان دولت‌های ایران و عثمانی و انگیس و روس در ارز روم تشکیل و در خصوص ادعاهای ارضی ایران و عثمانی اتخاذ تصمیم کند. نمایندهٔ ایران در این کمیسیون میرزا تقی خان امیر کبیر بود.

 


سرانجام در تاریخ ۱۳ جمادی الثانی سال ۱۲۶۳ ق. برابر با ۲۸ ژوئیه سال ۱۸۴۷ میلادی قراردادی میان طرفین منعقد شد که به قرارداد ارز روم معروف شد. این قرارداد شامل یک مقدمه و ۹ ماده‌ است و به موجب ماده دوم آن شهر مُحَمَّره و بندر آن و جزیره الخضر (جزیره آبادان ) و لنگرگاه آن و اراضی واقع در بخش شرقی سمت چپ شط العرب تحت تصرف عشایر تابع دولت ایران خواهد بود و دولت عثمانی آن را به رسمیت می‌شناسد.

پس از امضاء قرارداد مزبور کمیسیونی مرکب از نمایندگان چهار دولت ایران، عثمانی، انگلیس و روس عهده دار تعیین سرحدات غربی و مرز میان ایران و عثمانی شد. به هنگام ورود هیئت ایرانی به مُحَمَّره مردم استقبال گرمی از آنها به عمل آورند و احساسات پرشوری نشان دادند، چنان که نمایندگان عثمانی به وحشت افتادند  و درصدد جلب دوستی مردم عرب برآمدند و آنان را تشویق کردند که تابعیت عثمانی را بپذیرند و به آنان وعده دادند که اگر چنین کنند تا ده سال از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. اما مردم عرب پیشنهاد درویش پاشا را نپذیرفتند.

به پاس این حرکت مردم عرب میرزا تقی خان امیر کبیر از آنها دلجویی کرد و برای تمام شیوخ و والی حویزه جبه و شال و خلعت فرستاد وقسمتی از مالیات باقیمانده از سالهای گذشتهٔ آنها را بخشید.

 


در  سال ۱۲۷۳ هجری قمری (۱۸۵۶ میلادی) و در زمان ناصر الدین شاه به تلافی حمله ایران به شهر هرات دولت انگلیس کشتی‌های خود را روانه خلیج فارس کرده، شهر بوشهر و آن نواحی را به اشغال خود در آورد.

جنگ روز پنج شنیه بیست و نهم رجب سال ۱۳۷۳ هجری قمری برابر با ۲۶ مارس سال ۱۸۵۷ میلادی آغاز شد و نیروهای انگلیسی ضمن تصرف شهر مُحَمَّره رو سوی اهواز گذاشته و شهر اهواز را نیز تصرف کردند که با رسیدن خبر انعقاد پیمان صلح، نیروی انگلیسی مناطق مزبور را تخلیه کردند.

بعد از وقات حاج جابر در سال ۱۸۸۱ میلادی، فرزندش مزعل حاکم این شهر شد، او تا سال ۱۸۹۷ در این شهر بود .

پس از قتل او در سال ۱۸۹۷، برادرش خزعل، حاکم این شهر و آن نواحی شد و تا سال ۱۹۲۵ میلادی بر مسند قدرت بود.

 


شیخ خزعل متولد ۱۲۴۲ هـ.ش. و از قبیله عرب بنی‌کعب از تیرهٔ فرعی «محیسن» و پسر سوم شیخ جابرخان نصرت الملک بود که از طرف مظفرالدین شاه با لقب معزالسلطنه و سردار اقدس به حکمرانی محمره (خرمشهر) و سرحدداری آنجا تعیین گردید و همچنین از دولت انگلستان و حکومت هند نشان‌ها و فرمان‌های مهم نظامی داشت .


پس از روی کار آمدن رضا شاه در سال ۱۹۲۵ میلادی به حکمرانی شیخ خزعل خاتمه داده شد. در همان سال طی تصویب نامه هیئت وزیران نام این شهر از مُحَمَّره به خرمشهر تغییر یافت.

در ۲۴ خرداد ۱۳۱۵ هـ.ش. شیخ‌خزعل که تحت مراقبت شدید شهربانی رضاخان قرار داشت فوت شد.

 

فیلیه، قصر شیخ خزعل ، در س‍‍ال ۱۹۱۷ در زم‍ی‍ن‍‍ی ب‍‍ا زی‍رب‍ن‍‍ای ۷۸۸ م‍ت‍ر م‍رب‍‍ع در ک‍ن‍‍ار ن‍‍ه‍ر ف‍ی‍ل‍ی‍هٔ محمره س‍‍اخ‍ت‍ه ش‍د .  یکی از بناهای زیبای دورهٔ قاجاریه که نقاشی بزرگی بر سردر آن بوده و ب‍رای س‍‍اخ‍ت آن از م‍ص‍‍ال‍ح‍‍ی ه‍م‍چ‍ون آج‍ر و گ‍چ اس‍ت‍ف‍‍اده ش‍ده و آئینه‌ای از معماری و هنرمندی هنرمندان ایرانی عربی بوده.

آجر کاری‌های زیبا و درب و پنجره‌های آن از چوب ساج و آبنوس ساخته شده و از آئینه کاریهای سقف، داخل اطاق‌ها، طارم و ایوان‌هایی با تمثال پادشاهان قاجار برخوردار بود .

ب‍ن‍‍ای م‍ذک‍ور در س‍‍ال ۱۳۵۵ م‍رم‍ت ش‍د و ب‍‍ع‍ده‍‍ا م‍ورد اس‍ت‍ف‍‍اده دانشکده علوم دری‍‍ای‍‍ی ای‍ن ش‍‍ه‍ر ق‍رار گ‍رف‍ت.

ق‍س‍م‍ت ه‍‍ای‍‍ی از ب‍ن‍‍ای ت‍‍اری‍خ‍‍ی قصر شیخ خزعل در اث‍ر ج‍ن‍گ ت‍ح‍م‍ی‍ل‍‍ی و ع‍وام‍ل ج‍وی ت‍خ‍ری‍ب ش‍د ول‍‍ی پ‍س از پ‍‍ای‍‍ان ج‍ن‍گ ت‍ح‍م‍ی‍ل‍‍ی ب‍‍ار دی‍گ‍ر م‍رم‍ت شد. قصر فیلیه در سال ۱۳۷۹ به شماره ۲۸۴۵ در فهرست آثار ملی ثبت شده بود ولی در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۸۹ تخریب شد.

 

در دههٔ چهل شمسی به دلیل احداث اسکله‌های بزرگ در اروند رود و پهلوگرفتن کشتی‌های غول پیکر، فعالیت‌های بندر خرمشهر رونق بی سابقه‌ای یافت و اکثر شرکتهای کشتیرانی معتبر و بین المللی د ر این شهر نمایندگی دایر کردند و بخش قابل توجهی از زندگی مردم یا در بندر خرمشهر و امور مرتبط به آن بود و یا این که به طور غیر مستقیم در ارتباط با تخلیه و بارگیری کالا و امور کشتیرانی بود.

 


جمعیت شهر خرمشهر در آستانهٔ انقلاب اسلامی یعنی سال ۱۳۵۷ بیش از سیصد هزار نفر بود. رونق تجارت سبب شده بود تا نرخ بیکاری در این شهر در سالهای پیش از انقلاب با پایین ترین حد خود برسد،





همچنین سطح زندگی مردم از نظر معیشتی از سطح مطلوبی برخوردار بود. ضمن این که موقعیت جغرافیایی شهر و همچنین وضعیت تجاری آن سبب شده بود تا با جهان خارج در تعامل باشد، همین امر موجب ارتقاء سطح فرهنگ مردم شده بود .

 

عراق از زمان عبدالکریم قاسم، خوزستان را بخشی از عراق می‌دانست که توسط حکومت عثمانی به ایران تقدیم شده بود و به همین دلیل از تجزیه طلبان خوزستان حمایت می‌کرد. حمایتی که با قرارداد الجزایر برای مدتی متوقف شده بود. ولی تحرکات تحریک آمیزی چون نمایش نقشه منطقه که در آن خوزستان «عربستان» نامیده شده و بخشی از خاک عراق بود از تلویزیون بصره ادامه داشت.

دلیل اصلی شروع جنگ و مناقشات سیاسی قبل از آن را به طور کلی می‌توان در آرزوی حاکمان عراق  برای  «تسلط یافتن بر خلیج فارس» دانست. تحقق این هدف برای مصر و عربستان سعودی و سایر شیخ نشینهای منطقه چندان ناخوشایند نبود.

 

نشانه‌های تنش نظامی میان عراق و ایران، تقریباً بلافاصله پس از وقوع انقلاب ایران آشکار شد. در ۱۳ فروردین ۱۳۵۸ عراق برای نخستین بار به حریم هوایی ایران تجاوز کرد. ۵ روز بعد، نیروهای عراقی به یک پست مرزی ایران در قصرشیرین حمله کردند. در اردیبهشت عراق به شهر مهران حمله هوایی کرد. پس از آن و تا آغاز همه‌جانبه جنگ، متجاوز از ۵۶۰ مورد درگیری در مرزهای ایران و عراق گزارش شده‌است

 

در طی سخنرانی سعدون حمادی، نخست وزیر عراق در شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۸۰ و چند روز بعد از شروع اولین درگیری‌ها، وی ایران را متهم کرد که از تروریستهایی که در خاک عراق اقدام به بمب‌گذاری‌های گسترده می‌کنند و در نتیجه تعداد زیادی از مردم عراق را می‌کشند، حمایت می‌کند

 

عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) حمله به ایران را آغاز کرد.

نیروی زمینی عراق از سه جبهه و در هر جبهه با یک سپاه یورش زمینی خود را آغاز کرد. سپاه اول از جبهه شمالی حدود ۲۵ کیلومتر در اطراف قصر شیرین پیشروی کرد و سپاه دوم از جبهه میانی و در اطراف مهران، هردو پس از برخورد به مناطق کوهستانی متوقف شدند.

هدف اولیه بخش جنوبی ارتش عراق، تصرف برق‌آسای شهر مرزی خرمشهر و پس از آن آبادان، اهواز، دزفول و سوسنگرد بود. ولی سه ستون زرهی عراقی که برای تصرف خرمشهر اعزام شده بودند با مقاومت ناهماهنگ و خودجوش مردم این شهر مواجه شدند و در کمین حدود ۳۰۰۰ غیرنظامی‌ای افتادند که سلاح‌های ناچیزی همچون تفنگ ام گاراند، نارنجک و کوکتل مولوتوف داشتند، سازماندهی نشده بودند و از هر آموزش نظامی پیش از جنگ محروم بودند. ولی در عوض انگیزه بسیار زیادی برای جنگیدن داشتند.

 

این نیروها موفق شدند جلوی پیشروی سریع ارتش عراق را بگیرند و عراق در همان مرحله اول جنگ، در رسیدن به اهداف خود ناکام ماند و درگیر یک نبرد خانه به خانه در کوچه‌های خرمشهر شد. تصرف خرمشهر برای عراق به ۱۵ روز زمان و۵۰۰۰ کشته نیاز داشت و پس از آن نیز عراق به مدت سه هفته درگیر نبردهای خیابانی در این شهر بود. شهری که مدت‌ها به افتخار این نبرد، خونین‌شهر نامیده می‌شد .

 

پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق موفق شد در اواخر آبان شهر آبادان را به‌طور کامل محاصره کند. عراقی‌ها که بر حمایت عرب‌های خوزستان از ارتش خود، دست‌کم در شمال خوزستان حساب کرده‌بودند، بازهم ناکام ماندند. حملات پیاپی عراق برای تصرف شهرهای سوسنگرد و اهواز عقیم ماند و ارتش عراق شانس غافلگیری را به‌خاطر مقاومت یک گروه کوچک مردمی از دست داد.

در سوم خرداد ۱۳۶۱ ایران به یک پیروزی بزرگ دیگر دست یافت. عراق که هنوز از شکست حصر آبادان ترمیم نیافته بود، خود را با عملیات بیت‌المقدس روبرو دید. این عملیات در سه محور جنوب سوسنگرد در شمال خوزستان، جاده اهواز خرمشهر در مرکز و خود شهر خرمشهر انجام شد و در هر سه محور به پیروزی ایران منجر شد.

تنها کمتر از ۲۸ ساعت از آغاز عملیات، نیروهای ایرانی کنترل شهر را به دست گرفتند. در حین عملیات ۱۵۰۰۰ سرباز عراقی کشته و یا اسیر شدند.

 

ایران سرانجام در بهار ۱۳۶۴ در عملیات دیگری موفق شد به بخشی از اهداف عملیات رمضان برسد و ارتباط عراق را با خلیج فارس قطع کند. در این عملیات ، ایران موفق شد شبه جزیره فاو را به طور کامل تصرف کرده و ارتباط بندر نفتی-نظامی ام‌القصر عراق را برای مدت بیش از دو سال با خلیج فارس قطع کند.

این پیروزی در شرایطی به دست آمد که عراق بار دیگر از سلاح‌های شیمیایی برای ضدحمله استفاده کرد.

 

در زمستان ۱۳۶۵ نیروهای ایران به نزدیک بصره رسیدند. با افزایش احتمال سقوط بصره و پدیدآمدن این باور که موازنه نظامی به نفع ایران در حال تغییر است، خاویر پرز دکوئیار اعلام کرد که اعضای شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ مصمم هستند. مذاکرات برای تهیه پیش نویس قطعنامه ۵۹۸ به سرعت آغاز شد. پس از آن که در بهار ۱۳۶۶ ایران موفقیت‌های دیگری در جبهه شمال و در منطقه سلیمانیه به دست آورد .

سرانجام قطعنامه ۵۹۸ در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ به تصویب رسید .

و  ایران در روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷ قطعنامه  شورای امنیت را پذیرفت.

سال روز آزادی خرمشهر بر همه ایرانیان مبارک ...