خنده های پدر همیشه در فامیل و آشنا زبانزد بوده و هست ...
از آن خنده ها که اول ریز است...
و بعد گلو را می لرزاند و بعد از زیر سبیلهای پر پشت اش تبدیل به قهقهه ای شادمانه می شود ...
خنده های مردانه قوی و شاد ...
که مرا به یاد کسی می برد که سالها بی دریغ ، خنده بر لبان مردم ایران زمین نشانده است ...
منوچهر نوذری در سال 1315 در قزوین به دنیا آمد ...
پدرش حسابدار و نقاش قالی و اهل کاشان بود ...
17 ساله بود که برادر بزرگترش محمود نوذری صدابردار و فیلمبردار درجه یک تلوزیون ...
او را به " ایران فیلم " یا " خانه سینما " نزد " پرویز بهرام " استاد پیشکسوت دوبله برد ...
دیدند صدا و استعداد بسیار خوبی در این زمینه دارد و در دوبله شرکت کرد ..
و اولین فیلمی که در آن صحبت کرد " دختر نمکزار " محصول ایتالیا بود ...
و بعدها صدایش در نقش هنرپیشگانی چون :
گلن فورد ، جک لمون ، دنی کی ، راج گاپور ، باب هوپ و رد اسکلتونو ماندگار شد ...
همزمان با دوبله وارد رادیو شد ...
برنامه " راه شب " و بعد در دهه چهل یکی از موفقترین برنامه های مفرح و شاد رادیو ...
" شما و رادیو "
برنامه ای با شرکت منوچهر نوذری ، علی تابش ، یاسمین ، سیما بینا ، گوگوش ، ملوک ضرابی ، پرويز خطيبي، مهدي سهيلي ، مقبلي، مشكين، مستجابالدعوه ، مرتضی احمدی، غلامحسین بهمنیار، خان معین، ، احمد قدكچیان، محمدعلی سخی و چندین هنرمند خوب دیگر...
که در صبح روزهای جمعه پخش می شد ...
همراه با مصاحبه های کوتاه با هنرمندان و طنز و کمدی و پخش موسیقی و تصنیف ...
و صدای گرم و طنز فوق العاده و راحتی و شوخ طبعی ذاتی منوچهر نوذری وجه متمایزی به این برنام داده بود ..
پرویز بهرام استاد او را در کار خود پدیده می داند ...
مردی خستگی ناپذیر روی صحنه تئاتر و رادیو و در اتاق دوبلاژ ..
که در همه هم موفق و عالی و صادق و بی ریا ، ظاهر شده است ..
شخصیت جك لمون با صدای او جان گرفت و بهترین كاری كه با دوبله او انجام شد ...
فیلم «بعضی ها داغشو دوست دارن» بود ...
در هنگام دوبله، خلاقیت عجیبی داشت و استعداد شگرفی ....
كه ناگهان هشت صفحه كاغذ را پشت و رو می كرد و بعد شروع می كرد به گفتن....
تند و صحیح و صریح گفتن از خصوصیات او بود....
آخرین فیلمش را هم به جای جك لمون پیر صحبت كرد....
در واقع هر دو با هم پیر شده بودند.
كارهای رادیویی هم بسیار زیاد بود...
راه اندازی رادیو دریا نیز به تمامی بر عهده او بود و نیز برنامه راه شب رادیو....
برای كارهایش نویسنده نیز داشت، اما خود نیز به نگارش قطعه های نمایشی و خلق شخصیت هایی مثل دردانه حسن كبابی می پرداخت و همین خلاقیت او مزید بر علت بود.
تئاتر " تو این دیوونه خونه چه خبره " را به مدت هفت ماه روی صحنه برد ...
او طنز و شادی را لازمه زندگی مردم دلمرده می دانست....
در طول این هفت ماه او تمام افرادی را كه به دیدن نمایش می آمدند، می شناخت....
خانواده شان و حتی مشكلات و بیماری هایشان را....
کسانی که ، بیمارانشان را با ویلچر به تئاتر می آوردند تا از آن لذت ببرند و ساعتی بخندند و خوش باشند...
21 ساله بود که با شروع کار تلوزیون در ایران ...
بعنوان اولین نفر به همراه علی تابش در صفحه تلوزویون ظاهر شد و به مردم گفت :
« این كه میبینید من هستم و این جعبه تلویزیون است.»
بعد از سال 40 در چند فیلم سینمایی مثل «لاله آتشین» و «افق روشن» بازی كرد....
نوذری می گفت: كار بازیگری را دوست نداشتم و فهمیدم این طرف دوربین بیشتر به درد میخورم....
سال 50 فیلم «ایوالله» را ساخت كه با قیمت بلیط هجده زار و دو تومان ...
در همان هفته اول 700 هزار تومان فروخت و هنوز هم جزو ده فیلم پرفروش سینمای ایران است....
آن موقع اگر یك فیلم در سه هفته 400 هزار تومان در 10 سینما میفروخت همه به هم تبریك میگفتند....
از سال 1334 فعالیت خود در سینمای حرفهیی، با بازی در فیلم «امیر ارسلان نامدار» آغاز كرد...
در سال 1347 در شبكه بی .بی .سی یك دوره شش ماهه را گذراند ...
و در سال بعد استودیو دوبلاژ تندیس را تأسیس كرد....
در سال 1353 به مصر رفت و در آنجا نیز به كار فیلمسازی ادامه داد....
در مصر یك فیلم مستند درباره رود نیل ساخت كه خیلی مورد استقبال واقع شد....
تا سال 1356 در مصر بود، سپس مدت چهار ماه و نیم به سوریه و پنج ماه نیز به اردن رفت ...
و از آنجا به ایران بازگشت ...
بعد از انقلاب توسط احمد شیشه گران به رادیو دعوت شد و از اسفند 1366 ..
با برنامه " بسیار معروف " صبح جمعه با شما " و " راه شب " فعالیت مجدد خود را شروع کرد ...
برنامه " صبح جمعه با شما " در واقع به نوعی ادامه " برنامه " شما و رادیو " بود ...
برنامه ای که احمد شیشه گران و سعید توکل و صادق عبداللهی پایه گذارش بودند ...
و علاوه بر منوچهر نوذری هنرمندانی همچون :
مرحوم مقبلي ، حسین عرفانی، شهلا ناظریان، مهین برزویی، شهروز ملکآرایی، منوچهر آذری، بیوک میرزایی، امیر حسین مدرس، علیرضا جاویدنیا، مینو غزنوی، پرویز ربیعی، پریچهر بهروان و زندهیادان کنعان کیانی، حسین امیرفضلی، پرویز نارنجیها، فرهنگ مهرپرور، مهین دیهیم نقشآفرینی میکردند.
برنامه ای که در دهه شصت و ایام جنگ و اضطراب و نگرانی هر روزه مردم ...
محبوبیت همه جانبه خویش را مدیون تلاشهای منوچهر نوذری است....
او با اجرای نقشهایی چون آقای مُلَوَّن و آقای دست و دلباز ..
هر صبح آدینه ، خنده و نشاط را به خانه های مردم می برد ...
و بعدها مجموعه های تلوزیونی ...
کوچه اقاقیا ، عصای پیری ، باجناقها ، جدی نگیرید
چهره ها ، هزار برگ هزار رنگ ، مسابقه هفته ،سری دوم«صندلی داغ» ، تهران ساعت 20 ...
از جمله فعالیت های ماندگار او در تلویزیون شد ....
منوچهر نوذری در میان دوستان و آشنایان به بخشندگی و سخاوت بسیارش معروف بود ..
و برای آموزش و آینده کودکان اهمیت خاصی قائل بود ...
پسرش ایرج و دخترش نازنین به همراه دو فرزند خواهرش را به مدرسه " رازی "
که در زمان خود از گرانترین مدارس خصوصی بود فرستاد ..
در آنجا بچه ها زبان فرانسه را به خوبی آموختند ..
و حالا پسرش ایرج نوذری کارشناسی ارشد زبانشناسی دارد و بازیگری قابل است ...
و به زبانهای سنسکریت، هندی، اردو، اسپانیایی، فرانسوی و انگلیسی مسلط ...
و همینطور ورزش " کونگ فو " را هم در سطح عالی دنبال کرده است ...
و دخترش نازنین نوذری دكتري زبان اسپانيايي دارد و تاكنون 9 كتاب ترجمه كرده ...
در سالهای آخر مبتلا به بیماری ریوی و عفونت کلیه شده بود ...
دردی که بدن استوارش را رنجور و خسته کرد ...
اما هرگز نتوانست لبخند را از لبانش دور کند ...
در ششمین جشنواره رادیو گفت :
«شاید آخرین باری باشد كه میتوانم پشت میكروفن صحبت كنم، به خاطر بیماریهایی كه دارم، شاید این بار، آخرین بار باشد...»
منوچهر نوذری در چهارشنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۴ ...
در بیمارستان مدرس تهران درگذشت...
وی معمولاً این شعر را در پایان برنامههای صبح جمعه با شما میخواند ...
و بر روی سنگ آرامگاهش نیز همین شعر نقش بسته است:
ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی
آخرین دیالوگی که در دوبله فیلم " گلن گری گلن راس " بر زبان آورد ...
" مطمئنم دلت برام تنگ میشه "
او می دانست که حتی سالها پس از رفتنش دل همه برای او خیلی خیلی تنگ خواهد شد ...
پی نوشت :
لینک دانلود مصاحبه منوچهر نوذری با حمیرا و پرویز یاحقی