بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ ساعت: 19:17



دوستی عزیز برایم ایمیلی فرستاده ..

از تفاوتها در آموزش به کودکان در مدارس جهان ...

دانش آموزانی که ابتدا با تاریخ و جغرافیای کشورشان آشنا می شوند ..

آن طور که بوده و هست ...

با تاکید روی ناداشته های جغرافیا و اشتباهات تاریخی ...

تا بدانند چقدر باید تلاش کنند برای ساختن داشته ها و عدم تکرار اشتباهات ...

 

کودکانی که در بازیهایشان به جای رقابت ، همکاری را می آموزند ...

و ترجیح منافع گروهی به منافع شخصی ...

 

 

کودکانی که با تهیه محیطهای آموزشی استاندارد به آنها احترام و مسئولیت جمعی می آموزند ..

و بارم بندی موفقیتهایشان بر اساس تلاش و تحقیق است نه نمره محفوظات ...

و یادم آمد که ما ...

 


فقط از هزاران سال تمدن و پادشاهی و ثروت و مکنت و نفت و معادن  ، با آنها سخن می گوییم ..

بی توجه به اشتباهات مسلم و بی تدبیری ها و سوء مدیریتها ...

و اندوخته هایی طبیعی که باید برای حفظ و حراستشان تلاش مداوم و همه جانبه داشت ...

 

 

و بازیهای دبستانی که در آنها فقط رقابت است و برنده تنها یک نفر ...

تا خودخواهی و منفعت طلبی از همان کودکی در روح نوپایشان جوانه بزند ..

و به جای همکاری ، حذف یکدیگر را بیاموزند ...

و نتیجه می شود ...

نسلهای خودخواه و متکبر که انتظار بهترینها را در زندگی دارند بدون هیچ تلاشی  ...

و به جای کار تیمی و همکاری گروهی ...

 

بی رحمانه به حذف یکدیگر می پردازند برای رسیدن به قله موفقبت ...

و والدینی که تنها هدفشان از تربیت کودکان نمره بیست است ..

شالوده حسرت عدم موفقیتها و ناداشته های خودشان  ...

و این می شود که در جایی از این کره زمین ..

 

آشپزهای جوان و شاداب در بهترین عرصه های بین المللی موفق و پیشتازند ...

و دانشمندان و مهندسین و دکترهای ما افسرده و مضطرب و ناراضی به دنبال معیشت هر روزه دوان ...

 

 

باید افسانه زندگی را دوباره از نو نوشت ..

به جای یکی بود یکی نبود ...

 

یکی بود ، دیگری هم بود ، همه با هم بودند ....

همه " ما " بودند ...

و قصه راست بود ...