بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت: 10:1



ترجمه ترانه اي زيبا و دوصدايي از نيكول كيدمن و رابي ويليامز

http://www.4shared.com/mp3/Anlt6PWm/031_-_Something_Stupid_-_Robbi.html



حالا زمان آن است ...

كه فكركني وقت داري تا شبي را با من بگذراني ..

اگر براي رقص به جايي برويم ..

شايد شانسي باشد و تو نخواهي بروي ..

سپس به مكاني دنج مي رويم ..

يك يا دو نوشيدني ..

و آنگاه من با گفتن چيزي احمقانه مثل " دوستت دارم "

همه چيز را خراب خواهم كرد ...


درچشمانت مي خوانم ...

كه اين حرفهاي شب گذشته را چقدر حقير مي داني  ...

و تنها يك راه براي رسيدن به تو هست ...

و آن " حقيقت " است ..

و اين ادراك ، هيچگاه چنين راستين نبوده ...

بارها سعي مي كنم تا راهي هوشمندانه بيابم  ...

كه " حقيقت "  را بازگو كند ...


اما با خود فكر مي كنم كه انتظار خواهم كشيد تا شبي ديروقت كه با تو هستم  ...

زمان مناسبي است  ...

و عطر وجودت مشامم را آكنده  ....

ستاره ها سرخ رنگ مي شوند  ....

و شبي چنان آبي رنگ  ...

و آنگاه من با گفتن چيزي احمقانه مثل " دوستت دارم "

همه چيز را خراب خواهم كرد ....


 



موضوع: شعر ,