بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت: 9:59


مي شود همه عمر ...

چشم بر افقي دور ....

تكيه زد به گرماي خيالي ..

آنقدر نزديك و آنقدر دور ...

انگار كه ميان دستانت ..

دستانش ..

نفسهاي گرمي ...

كه پل مي زند ...

به همه فاصله هايي كه هست و نيست ..



جويباري از محبت ...

كه از روي پلكهاي بسته مي لغزد ...

تا همه وجودت ...

و شعله اي بر پا مي كند ...

كه هرگز از ياد نبري ...

معجزه عشق را ...

كه من را ما مي كند ...


 

با آرزوي بهترينها براي شما عزيزان ...

كه مي دانيد ...

كه براي دوست داشتن هرگز دير نيست ...

 

 

ترانه " مست چشات "

با صداي گرم ابراهيم حامدي ..

و شعر بي بديل خانم مهين آباداني ...

و ملودي پر خاطره آقاي فريد زولاند ....

 

 

اون دوتا مست چشات

منو خوابم میکنه

ذره ذره اون نگات

داره آبم میکنه

 

داره میمیره دلم

واسه مخمل نگات

همه رنگی رو شناختم

من با اون رنگ چشات ....

 

مثل یک رویای خوش

پا گرفتی تو شبام

از یه دنیای دیگه

قصه ها گفتی برام ....

 

هنوز از هرم تنت

داره می سوزه تنم

از تو سبزه زار شده

خاک خشک بدنم ....

 

دستای عاشق تو

منو از نو تازه ساخت

دل نا باور من

جز تو عشقی نشناخت ....

 

داره میمیره دلم

واسه مخمل نگات

همه رنگی رو شناختم

من با اون رنگ چشات ....

 

http://www.4shared.com/mp3/72lspnkd/Ebi_-_Maste_Cheshmat.html


موضوع: دل نوشت , شعر ,