بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت: 8:46

 

 


یکشنبه گنجه ی بزرگی است با جامه ی زمستانی.

یکشنبه بوی نفتالین و حکیم می دهد.

 

شکل چتر بسته ای را دارد بر دالان فرش شده با کاشی ها.

یکشنبه عصر، مردم بلند تر حرف می زنند.

 

یکشنبه عصر،  تند تر گام برمی دارند

یکشنبه شب، بلند تر می خندند



 

شاید از این رو که نفهمند هیچ چیز برای گفتن ندارند،

از این رو که نشنوند که گام بردارند

 

از این رو که ندانند که هیچ چیز برای خندیدن ندارند.

اما پسوماس پیر چیزهایی برای گفتن دارد،


 

او می تواند از درخت های افتاده تاب وبلم بسازد

او می تواند با نخودهای خشک فال بگیرد

 

او می تواند از گیس های ذرت سخن بگوید، از پرندگان وسال ها سخن بگوید

حتی از سایه ی گوساله در غروب خورشید

 

یا هم از کفش هایش که می آویزد بر شانه اش

تو گویی که قصد سفری دراز دارد.

 

 

پس من پی می برم که هیچ چیز نمی دانم

که قلم انداز و با شتاب و بی تشخیص شعر نوشتن شایسته نیست

 

چون که نیاموخته ام راهی هموار بسازم

تا که پسوماس پیر بتواند بر آن گام بردارد

بی هراس از ضایع شدن کفش هایش

 

" شعري زيبا از يانيس ريتسوس با ترجمه فريدون فرياد "


پي نوشت :

براي  دوستان خوبي كه هوشمندانه و با دقت به پستها توجه مي كنند  ...

موسيقي ويلاگ از آثار جاودان آهنگساز مشهور يوناني تئودوراكيس است ...

كه براي فيلم " حكومت نظامي " ساخته است...

و تصاوير هم مربوط به دهكده  gökçeada در يونان است ...

دانلود


 

موضوع: شعر ,