بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت: 15:9

الكساندر ريباك  Alexander Igoryevich Rybak  را در اولين بار در مسابقات يورو ويژن 2009 ديدم ..

از كشور نروژ شركت كرده بود ...

جواني لاغر اندام و انرژيك با ويلوني در دست و ترانه اي شاد و زيبا بر اساس موسيقي فولكلوريك  نروژ ..

چشمهايش برق مي زد و لبخندي گرم و شاد و صميمي همه صورتش را پر كرده بود ..

و گروه رقصنده همراهش بي نظير بودند ..

با همان اولين اجرا ، ‌در دل گفتم كه او برنده است ..

و عليرغم گروههاي موسيقي بسيار حرفه اي و خوبي كه در آن سال بودند ...

او جايزه نهايي را از آن خود كرد ..

متولد 1986 در مينسك بلاروس است ..

وقتي چهار ساله بوده با خانواده اش به نروژ مهاجرت مي كند ...

در پنج سالگي موسيقي را با ساز پيانو و ويولن شروع كرد ..

مادرش  ناتاليا والنتينومونا (  Natalia Valentinovna Rybak )‌نوازنده كلاسيك پيانو ...

و پدرش ايگور الكساندر ريباك ( Igor Alexandrovich Rybak ) نوازنده ويلون معروفي است ..

از ده سالگي در انسيتوي موسيقي " بارات دو اسلو  " مشغول به تحصيل شد ..

او در سال  2004 موفق به دريافت جايزه فرهنگي  Anders Jahre"    " شد ..

در سال 2005  در مسابقان " آيدول نروژ " به نيمه نهائي رسيد ..

و در سال 2006 با ترانه اي كه خود سروده بود به نام  Foolin". " جايزه استعدادهاي برتر نروژ را از آن خود كرد ..

او به همكاري با هنرمندان و خوانندگان بزرگ ادامه داد و حتي به عنوان هنرپيشه روي صحنه تئاتر رفت ..

  /**/

ولي ظهور او در مسابقات يوروويژن 2009 نقطه عطفي در زندگي هنري او شد ..

در رقابتي سخت و تنگاتنگ او توانست با كسب  387  امتياز از داوران ...

نه فقط برنده مسابقات شود ، بلكه ركورد امتيازات يورو ويژن را هم از آن خود كند ..

بعد از مسابقات او شروع به بازي در فيلم  " يوهان " به كارگرداني Grete Salomonsen نمود ..

و تور بزرگي را در نروژ ترتيب داد ..

سال 2010 دومين آلبومش  به نام  No Boundaries منتشر شد ...

و آلبوم آخرش در سال 2011   " Visa vid vindens ängar " مي باشد ...

 

 

 

Fairytale

 پری

 

سالها پيش كه جوانتر بودم

دختري بود كه دوستش داشتم

مال من بود و عاشق به هم بوديم

اگرچه ديگر گذشته است

اما حقيقتي است

كه من به يك پري عاشق هستم

و اهميتي  ندارد

كه ديوانه شوم 

چرا كه نفرين شده اي بيش نيستم

روزها جدال مي كرديم و شبها به هم عاشق مي شديم

هيچ كس همچون او نمي توانست غمگينم كند

و هيچ كس نيز چون او نمي توانست مرا به اوج ببرد

ندانستم چگونه ولي ناگاه ديگر كنار هم نبوديم

و اين روزها

پريم را نمي يابم

اما اگر او را بيابم شروعي دوباره براي ما خواهد بود

من به يك پري عاشق هستم

و اهميتي  ندارد

كه ديوانه شوم 

چرا كه نفرين شده اي بيش نيستم

 

http://www.4shared.com/mp3/9vgk1Q5C/Alexander_Rybak_-_Fairytale.html

 

موضوع: بیوگرافی , موسیقی ,