بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: دوشنبه دهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت: 15:7

امروز بیمارستان بودم ...

با دسته ای از گلهای زیبای رز و شیشه ای کوچک عطر شانل و روسری سیلک فرانسوی ...

برای فریبا ..

پری خانم مادرشان خیاط بی نظیری بود ..

و دخترها خوشپوشترین زیبارویان شهرشان ...

حالش خیلی بهتر بود و لبخند کمرنگی داشت ..

شاید یادآوری کوچک شادی بود از روزهای خوب زندگیش ...


رنگهاي الوان و نرمي و لطافت و بافت و تار و پود در دستاني هنرمند ...

به جادوئي بدل مي شود كه قامت زنانه را به شعري زيبا و لطيف بدل مي كند ..

كه چشم از تماشايش سيري ندارد ..

دوخت و دوز هنري بيشتر زنانه است ...

اگرچه مردان بسياري در اين عرصه ، موفق و فعال گام بر مي دارند ...

ولي حس خاصي در وجود و دستان زنان نهفته است  ...

كه زيبائي هاي طبيعت پيرامون را به بافت و نخ گره مي زند ..

و روياها و آرزوها را لابلاي برشها مي نشاند ..

تا آنچه را هست بسي زيباتر همچون گلي نو شكفته درمقابل ديدگان بنشاند ..

و اين زيبا پسندي و شيك پوشي و برازندگي ...

اوجش را در كوچه هاي تنگ و ساختمانهاي قديمي شهر پاريس تجربه كرد ..

زير انگشتان باريك و ظريفي كه ساعتها و ساعتها  سوزن بر پارچه ها گذاشتند ...

و زيباترينها را در تاريخ مد و لباس ثبت كردند ..

و يكي از اين نادره هاي شهر پاريس ..

گابريل كوكو شانل  Gabrielle “Coco” Chanel است ...

طراح و دوزنده اي كه تاريخ مد همواره او را به ياد خواهد داشت ...

در سال 1883 در شهر سومور در دره لور كودكي پاي به دنيا گذاشت كه فقر همدم اوليه او شد  ..

بيشتر دوران كودكي را پشت ديوارهاي پرورشگاه و صومعه اي گذراند ..

زمانی‌ که خبری از درس و کار نبود، شانل وقتش را در کارگاه‌های خیاطی آنجا به دوختن و بافتن سپری می‌کرد و عشق و علاقه به دوختن را می‌توان مدیون همین ساعات سپری شده دانست:

«من ۱۸ ساله بودم که برای اولین بار وارد دنیای مد شدم. در آن زمان هنوز شاگرد راهبه‌های پرورشگاه بودم و هیچ چیزی به جز لباسی که خودم برای خودم دوخته بودم نداشتم. درست همان چیزی که موفقیت به حساب می‌آمد. همه سرشان را به طرف من بر می‌گرداندند. به خودم گفتم، اگر طرح‌های من این‌طور به مذاق مردم خوش می‌آید، پس می‌توانم آنها را تولید کنم و بفروشم.»

 

 

همراه با خواهرش پا به صحنه نمايش گذاشت ...

و براي آواز خواني ..

 نام مستعار كوكو را براي خود برگزيد ..

و براي امرار معاش در كلاه دوزي كوچكي استخدام شد ..

جائي كه به واسطه مشتريان خاصش زمينه آشنائي او را با مردي فراهم كرد كه حاضر شد براي استعداد فوق العاده اش سرمايه گذاري كند ...

سال 1913 و اولين فروشگاه در پاريس ...

و اولين گامها در دنياي سخت و بيرحم مد ..

و تنها يار و ياورش استعدادي بينظير و اراده اي آهنين براي جدال و پيروزي ...

كلاه هايش زينت سالنهاي پاريس شد و از كلاه دوزي به دوخت لباس روي آورد ..

انقلابي در مد زنانه با استفاده از پارچه هاي كشباف و برشهاي راحت و اسپرت ..

كه به سرعت در ميان خانمها طرفداران بسياري يافت ..

در آغاز جنگ جهاني بوتيك هاي او در شهرهاي بياريتز و ديوويل ، دور از جنجال پاريس به سرعت رشد كرد و او در سال 1919 در سي و دو سالگي از موفقيت عظيمي برخوردار شد و نامش در سراسر چهان مشهور گشت و سالن طراحي او به شماره 31 Rue Cambon منتقل شد و هنوز كه هنوز است بعنوان مركز فعاليت شانل در پاريس باقي است ..

سبك شانل در طراحي لباس ،  انديشه و تصورات ذهني دوزنده فرانسوي جواني است كه مجبور بوده روي پاي خود بايستد و به استعداد ذاتي اش تكيه كند و در واقع او در برشهاي شيك و زيباي لباسهايش زناني فعال و مستقل و مغرور را به تصوير مي كشد ...

رنگ مايه هاي مورد علاقه اش بژ ، مشكي و سپيد بود ...

چه در لباسها و چه در تزئينات آپارتمانش ...

اگرچه از قلابدوزي و تزئينات و پارچه هاي ابريشمي نازك و توري طرح دار رنگارنگ نيز در كلكسيونهايش بهره برده است ...

عنصر برجسته طراحي او در لباس ...

به شكل خطي باريك و بلند به نشانه اندامي برازنده و زنانه بود ...

 كه گرداگردش با نوار و تور تزئين مي شد ..

عليرغم موفقيتهاي بسيار در سال 1939 و طي جنگ فرانسه با آلمان او سالنش را تعطيل كرد و در اين بين به خلق و نو آوري در طرحهاي لباس انديشيد ...

رقيبي سرسخت به نام ديور بر سر راهش بود با دامن هاي پف كرده و حجيم و كمرهاي باريك ...

در سن هفتاد سالگي تامين مجدد سرمايه ، فراهم كردن كارمندان حرفه اي و جستجوي پارچه هاي جديد و رقابت با نسل جديد طراحان انرژي فوق العاده اي را مي طلبد كه فقط در زني همچون او يافت مي شد ..

سرسخت و خستگي ناپذير ..

و سال 1953 سال بازگشت او بود ...

كت و دامن هاي شانل از پارچه هاي فاستوني با دامن كوتاه و بالاتنه بدون يقه تزئين شده با نوار و دگمه هاي طلائي ، جيبهايي وصله شده و زنجيري طلائي دوخته شده در حاشيه و آويزان از شانه ها به نماد و نشانه نسل جديد زنان تبديل شد ..

کوکو شانل با طراحی منحصر به فرد لباسهایش زن دیروز را از قید و بند های مرسوم آزاد ساخت ...

و با مرواریدهای طراحی شده دنیای جواهرات را نیز دگرگون كرد ...

او لباسهای مشکی کوچک یا بلند را مرسوم كرد که هم در شب و هم در روز قابل استفاده بود....

این لباسها اکثرأ بدون پشت یا بسیار باز و کوتاه بودند....

تولید لباسها ادامه داشت و جواهرات با زنجیرها و مرواریدها و کیفهائي با طرحهای بی نظیر ...

ولی آنچه از او یک میلیونر ساخت،تولید عطر NO 5 بود که در سال 1921 تولید شد...

او درباره این عطر می گفت:

"  این عطری زنانه است با سیمایی زنانه"

" این تنها یک عطر شیرین و زیبا نیست بلکه خون من ومیلیونها رویای شکسته در آن نهفته "

این عطر در موزه هنرهای نیویورک نگهداری می شود ...

او سادگي را عنصري بي بديل مي دانست ...

كوكو شانل بعد از سالها زندگي پر فراز و نشيب و همواره موفق در سال 1972 ...

در آپارتمان هميشگي اش در هتل ريتس پاريس چشم از جهان فرو بست ...

در حاليكه هرگز ازدواج نكرد و عشق براي او رويايي شيرين ولي دست نيافتني شد ...

پس از مرگش  معاونين و دستيارانش سالنهاي دوخت او را اداره مي كردند ...

تا سال 1983 كه " كارل لگرفلد "  طراح مشهور و برجسته مسئوليت آن را بر عهده گرفت و با استعداد بسيارش مدهاي كوكو شانل را در جهان زنده و پويا نگاه داشته است ..

 

شانل برای فرانسوی‌ها یک چهره‌ی ملی است؛ چهره‌ای که تا کنون فیلم‌های زیادی به افتخارش ساخته‌اند و کتاب‌های متنوعی را درباره‌اش چاپ کرده‌اند...


وقتي به ويترين بوتيك شانل در خيابان Rue Cambon پاريس نگاه مي كنيد ...

چهره زني را در ميان مدلهاي زيباي لباس مي بينيد كه اعتقاد داشت ..

همه زنان اين حق رادارند كه زيبا و برازنده و مستقل و آزاد باشند ... 




پي نوشت : موسيقي وبلاگ ترانه معروفي است از اديت پياف

Non_je_ne_regrette_rien1

http://www.4shared.com/mp3/UhS-Dbah/Edith_Piaf__Non_je_ne_regrette.html


موضوع: بیوگرافی ,