بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت: 12:49


شخصيت خوانندگان ترانه ها برايم تعريف ويژه اي دارد ...

خواندن و آواز فقط تكرار درست و موزون نتهاي پيش نويس شده نيست ...

نوعي نقاشي است ..

رنگ زدن و جان بخشيدن به كلمات با احساس  و وزني كه صداي خواننده به واژه ها مي بخشد ...

و روحي كه در ملوديها جريان مي يابد ...

اعتقاد دارم كه احساس و فلسفه و افكار خواننده است كه به اشعار و موسيقي جان مي دهد ...

يكي از خوانندگاني كه خودش و شخصيتش به همراه صداي گرم و زيبايش ...

از دوران نوجواني تا به حال با من بوده ..

Julio Iglesias ( خوليو ايگلسياس ) است  ...

متولد 1943 در مادريد ....

پدرش پزشك بود و پدربزرگش خبرنگاري معروف در اندلس ...

ورزشكار بود و دروازه بان تيم فوتبال رئال مادريد و مي خواست فوتباليست حرفه اي شود  ..

همزمان در دانشگاهي در مادريد در رشته حقوق تحصيل كرد ..

وقتي بيست ساله بود تصادف سختي با اتومبيل داشت كه يك سال و نيم ، نيمه فلجش كرد ...

اميد كمي بود كه بتواند به زندگي عادي باز گردد تا اينكه پرستارش گيتاري به او داد ...

شعر مي نوشت و موسيقي گوش مي داد و شروع به خواندن كرد ...

تا دلتنگي اش را در بستر بيماري تسكين دهد ..

اميد به زندگي و حمايت بي پايان خانواده اش و خواست خداوند معجزه اي را رقم زد ...

شروع به راه رفتن كرد و با كمك پدرش بهبود يافت و درسش را ادامه داد و براي يادگيري زبان انگليسي به انگلستان رفت و در آنجا بود كه با دختر ي به نام  Gwendolyne Bollore  آشنا شد كه الهام بخش ترانه معروفش Gwendolyne شد ...

ترانه نوشت و تشويقش كردند بخواند و او در سال 1968 با آهنگ معروف song La vida sigue igual برنده جشنواره موسيقي شد و اين شروع كار حرفه اش بود  ..

در سال 1971 ازدواج كرد و سه فرزند داشت كه اين ازدواج در سال 1978 به جدائي انجاميد ..

صدايش در جهان شناخته شده بود و تورهاي موسيقي اش بسيار طرفدار داشت ..

در سال 1971 آهنگي به زبان ژاپني خواند و بعد آلبومي به زبان آلماني ودر سال 1975 دو  آهنگ به زبان پرتغالي و در سال 1978 اولين آلبومش به زيان فرانسه و ايتاليايي منتشر شد ...

معروفترين خواننده پرفروش دنيا با بيش از 250 ميليون آلبوم فروخته شده و 2600 جايزه طلا و پلاتين به خاطر مهارتش در موسيقي اقتخاري است كه هيچ خواننده اي در تاريخ نداشته است ...

در كار بسيار سختگير و نكته بين است ..

اشعار و آهنگها را با وسواس زياد ، كلمه به كلمه و نت به نت بررسي مي كند ..

تا حاصل كارش احساسي شود كه روح را به لرزه در آورد ...  

بار ديگر ازدواج كرد و صاحب چهار فرزند از همسر زيبايش شد  ..

در سال 2002 بنياد خيريه اي را به ياد مادرش تاسيس كرد ...

او در حال حاضر در كنار خانواده بزرگ و شادش زندگي مي كند ...

و همچنان با صدايي گرم و پر احساس از عشق و اميد مي خواند ....

 

 preguntale 

بپرس

خسته از خواستنت ...

كه شايد برايت بازيچه اي بوده ام  ...

خسته از انتظار ...

كه حتي ندانستي چه تنها جان مي سپارم ...

همواره چنين بوده اي ...

فارغ از آن كه چقدر يكدانه اي برايم  ..

و چقدر دوستت داشته ام ...

اي زن ...

بپرس از دريا ...

زمانهايي كه در خيالت بوده ام ...

و باد نام تو را فرياد مي زد ...

بپرس ...

از باده اي بپرس ..

كه تنهائي ام را در عمري برباد رفته همراهي كرد ...

بپرس ...

خسته از خواستنت

كه شايد برايت بازيچه اي بوده ام  ...

خسته از انتظار ...

كه حتي ندانستي چه تنها جان مي سپارم ...

همواره چنين بوده اي ...

فارغ از آن كه چقدر يكدانه اي برايم  ..

و چقدر دوستت داشته ام ...

از دوستي بپرس ..

زماني كه گرياني ..

بپرس چقدر در انتظار شب بوده اي ...

از او بپرس ...

چه كسي ديگر اشكي براي سوگواري ندارد ..

و تحملي براي احساس ...

از او بپرس ...

پی نوشت : برگردان ترانه از ترجمه انگلیسی انجام شده است ..

http://www.4shared.com/audio/GBH_85mq/Julio_Iglesias_-_Preguntale.html

 

 

موضوع: بیوگرافی , موسیقی ,