بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت: 19:17

این كه حسین فریاد می زند .....

پس از این كه همه عزیزانش را در خون می بیند .....

و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند ......

 فریاد می زند كه:

آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟ ......

هل من ناصر ینصرنى؟ .....

مگر نمی داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ ....

این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است .....

و این پرسش، از آینده است و از همه ماست ......

 و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان می كند .....

و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام می نماید.....

" دکتر شریعتی "

پی نوشت :

می روم منزل حاج حبیب ...

جایی محدوده میدان خراسان ...

به بهانه نذر هر سال ....

و در آن کوچه های قدیمی هوای صفا و صمیمیت و مردانگی نفس بکشم و دل سبک کنم  ...

برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی و شادی خواهم داشت  ...


موضوع: مناسبتها ,