این كه حسین فریاد می زند .....
پس از این كه همه عزیزانش را در خون می بیند .....
و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند ......
فریاد می زند كه:
آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟ ......
هل من ناصر ینصرنى؟ .....
مگر نمی داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ ....
این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است .....
و این پرسش، از آینده است و از همه ماست ......
و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان می كند .....
و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام می نماید.....
" دکتر شریعتی "
پی نوشت :
می روم منزل حاج حبیب ...
جایی محدوده میدان خراسان ...
به بهانه نذر هر سال ....
و در آن کوچه های قدیمی هوای صفا و صمیمیت و مردانگی نفس بکشم و دل سبک کنم ...
برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی و شادی خواهم داشت ...