
خبري در ايرنا ...
وزير فرهنگ كشور گرجستان اعلام كرده است كه هيچ مجسمه اي از استالين نبايد در گرجستان باقي بماند ..
مجسمه او از مقابل خانه محل تولدش در ميدان مركزي شهر كه به موزه تبديل شده برداشته مي شود ..
و به جايش تنديس قربانيان جنگ را مي گذارند ..
ژوزف ويساريچ جوگاشويلي يا همان استالين مشهور ( نامي كه در سال 1913 به خود داد كه يعني مرد پولادين ) ...
در 1878 در شهر گوري در گرجستان كه بخشي از اتحاد جماهير شوروي بود به دنيا آمد
سه خواهر و سه برادرش در كودكي از دنيا رفتند
تنها فرزند بود با پدري خياط كه ورشكسته شد و در يك كارخانه كارگري مي كرد و مدام مست بود و همسر و پسرش را به شدت كتك مي زد .
خشونتي كه پسر را به مردي بدون قلب تبديل كرد كه هيچگاه گريه نمي كرد
مادرش در خانه هاي مردم كار مي كرد و لباس مي شست
ده ساله بود كه پدر خانواده را رها كرد و به تفليس رفت و ديگر بازنگشت
دانش آموز باهوشي بود و در 14 سالگي بورسيه مدرسه علوم ديني تفليس را گرفت كه غذا به او مي دادند و كمك تحصيلي دريافت مي كرد و آرزوي مادرش اين بود كه كشيش شود

در سال 1899 به سازمان سوسيال دموكرات گرجستان پيوست و از مدرسه اخراج شد
يك دهه فعاليت سياسي زير زميني و بارها دستگيري و تبعيد
پس ار انقلاب سال 1905 سردسته گروهي شد كه براي تامين مالي بلشويك ها از بانك سرقت مي كرد
به كميته مركزي حزب رفت و جزوه اي به نام " ماركسيسم و مسئله ملي " نوشت
شعر هم مي گفت البته بيشتر به زبان گرجي

همسر اولش اكاترينا سوانيدزه را بسيار دوست داشت
تنها كسي كه قلب سنگي او را آب كرد ولي بعد از 4 سال زندگي مشترك از دنيا رفت و تنها پسري به نام ياكوف جوگاشويلي برايش باقي گذاشت كه هيچگاه رابطه خوبي با پدر نداشت و بارها به خودش شليك كرد اما جان سالم در برد
هيچ گاه احساس پدرانه اي نسبت به او نداشت . انگار همه خوي انساني اش را با همسرش به خاك سپرده بود
ياكوف به دست آلمانها كشته شد
همسر دومش نادژا آليلويوا را مي گويند پس از درگيري با استالين خودكشي كرده گرچه در اخبار رسمي علت مرگش را بيماري گفته اند
دو فرزند داشت پسري به نام واسيلي و دختري به نام استولانا ..
واسيلي خلبان نيروي هوائي شد و در سال 1962 در اثر زياد روي در الكل از دنيا رفت
دخترش عزيز كرده پدر بود و براي او ارزشمندترين موجود دنيا كه او هم در سال 1967 به آمريكا رفت
در 1912 به كميته مركزي بلشويك ها رفت و در 1917 سردبير پراودا روزنامه رسمي حزب شد
مي گويند نقشش در انقلاب اكتبر محدود بوده اگرچه خودش ادعاي فرماندهي عملي شورش را داشته است
در 1922 دبيركل حزب كمونيست روسيه شد
پستي كه بعدها بالاترين پست كشور شد و موقعيت خوبي براي استالين تا حزب را از طرفدارانش پر كند اگرچه لنين او را مردي بي نزاكت مي دانست ولي هيچ چيز مانعي در مقابل رسيدن او به قدرت نبود
با سياست و زيركي و ايجاد اختلاف بين رقبايش توانست در ابتدا تروتسكي را كه نزديكترين فرد به لنين بود از سر راه بردارد و بعد به حساب اپوزيسيون دست راست ، بوخارين و رايكوف برسد
خود را مرد خلق معرفي كرد و بر سابقه فقيرانه اش تكيه زد و افكار عمومي را با خود همراه كرد
و اين ابتداي مسير تبديل او به ديكتاتور روسيه بود ...
تروتسكي تبعيد شد و او كنترل كامل حزب و كشور را در دست گرفت اما تصفيه كامل مخالفانش تا سال 1938 طول كشيد
مهمترين اهرم قدرت او پليس مخفي و جاسوسان بودند
حلقه كاملي از فعاليتهاي جاسوسي در داخل و خارج از كشور كه يكي از نمونه هايش قتل لئون تروتسكي در مكزيك بود
استالين برنامه هاي پنج ساله را جايگزين طرح توسعه اقتصادي كرد
برنامه هايي جاه طلبانه براي صنعتي سازي و اشتراكي سازي كشاورزي كه به علت تجارت بين المللي محدود هزينه آن را با اعمال محدوديت بر مردم و گرفتن ثروت كولاك ها يا همان دهقانان ثروتمند تامين مي كرد
در آمد كارگران به يك دهم سابق رسيد و كار بدون مزد و اجباري در اردوگاهها براي پروژه هاي ساختماني رواج پيدا كرد و با اين فشار سنگين او توانست به رشد خيره كننده اي در صنعتي سازي و اقتصاد برسد
مردم ديگر مالكيتي نداشتند و دارائي ها اشتراكي بود و هر كس مقاومت مي كرد يا به قتل مي رسيد و يا به اردوگاه كار اجباري فرستاده مي شد و اين سياست مشابه آنچه مائو زدونگ در چين اعمال كرد قحطي هاي بسياري در سالهاي 1922 و 1923 پديد آورد
اين علاقه شديد به سلطه حتي به علوم و فناوري هم توسعه پيدا كرد و فقط آنچه به نفع ايدئولوژي حاكم بود تائيد مي شد و دانشمندان و محققان بسياري به اردوگاهها فرستاده مي شدند همچون لو لاندائو كه بعدها جايزه نوبل گرفت و يا حتي اعدام مي شدند همچون لو شوينيكوف
اگرچه ساخت كامپيوترهاي بزرگ ب ا اس ام 1 در سال 1953 و يا برپايي اسپوتنيك در سال 1957 از دستاوردهاي علمي معروف آن زمان شد ..
نظام برابر اجتماعي باعث ايجاد رفاه متوسطي در جامعه شد كه زنان از تحصيلات كافي برخوردار شدند و دسترسي به پزشكي رايگان شد و بسياري از بيماريهاي كشنده ريشه كن شد و نسلي كاملا تحصيلكرده به سرعت پا گرفت
در مسائل فرهنگي نيز حرف آخر ، حرف او بود ..
سبك انقلابي تائيد و ساير سبكها طرد شدند و بسياري از هنرمندان مخالف دستگير و شكنجه و اعدام شدند و بعضي همچون تولستوي و كوپرين به كشور بازگشتند
سركوب مدام در دهه 30 كليساها را در روسيه تقريبا منحل كرده بود تنها كليساي ارتدوكس بود كه با پذيرش دولت و استالين پابرجا ماند و ساير مذاهب سركوب و اماكن مذهبي تخريب شدند
نكته جالب در تصفيه استالين با افراد ، حذف آنها از صحنه سياست و زندگي و حتي تاريخ كشور بود ..
اقراد مشهوري همچون يژوف در تصاوير تاريخي حذف مي شوند
دوره اصلي تصفيه پس از قتل كيروف كه بسيار به استالين نزديك بود رخ مي دهد ..
محاكمه هاي معروف مسكو كه در آن مهمترين رهبران نظامي بعد از جنگ جهاني و رهبران سياسي و انقلابيون و افراد برجسته حزبي يكي پس از ديگري به اتهامهاي خيانت و جاسوسي به مرگ و يا اردوگاههاي كار اجباري محكوم مي شدند
به قدري كتابهاي تاريخي تحريف شد که تنها دو نام باقي ماند ...
لنين و استالين
بيش از يك ميليون نفر به سيبري و جمهوري هاي آسياي مركزي تبعيد شدند
ارقام قربانيان سالهاي حكومت استالين تا 3 ميليون نفر اعلام شده كه البته اختلاف بسياري در اين زمينه هست

پس ار مذاكره بي نتيجه شوروي با بريتانيا و فرانسه بر سر معاهده اي دفاعي استالين به هيتلر رو آورد و با او پيماني امضا كرد
با شروع جنگ جهاني دوم او لهستان و دولت هاي بالتيك را اشغال كرد و در 1940، اعدام بيش از 25700 فعال لهستاني به كشتار كاتين معروف شد ..
هيتلر به معاهده پاي بند نماند و بخشي از خاك شوروي را اشغال كرد ..
حمله اي پيشگيرانه و غافلگيري استالين و نبردي مرگبار كه زندگي میلیونها نفر را در خود بلعيد
تا آنكه در 5 مارس 1953 در كونتسور نزديك مسكو زندگي استالين به پايان رسيد ..
مرگي كه روايتهاي بسياري در باره آن است ..
و عده اي " بريا " رئيس پليس مخفي شوروي را عامل آن مي دانند ..
مرگي كه ملتي را از سالها زندگي پشت ميله هاي آهنين و در هراس از نيروهاي پلیس مخفی استالين رها كرد ...

موسيقي وبلاگ
http://www.4shared.com/audio/34SOCv9i/drug_o.html