بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: یکشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت: 8:32


عبدالمحمد شعراني بيست و پنج ساله است  ....

در بند دير استان بوشهر به دنيا آمده ...

سرباز معلم بود كه او را به روستاي جمال آباد كالو ....

در 180 كيلومتري بوشهر و 25 كيلومتري دير مي فرستند ....

پدرش ماهيگيري بازنشسته است و مادرش خانه دار ...

مدرسه اي كه او معلمش شد فقط 4 دانش آموز داشت ...

وبلاگي درست كرد به نام " ديرتش باد " كه من سالهاست مي خوانمش ...

در باره روستا و مدرسه و بچه ها نوشت و نوشت ...

تا آنكه گزارشي تلوزيوني توسط كامران نجف زاده ....

در برنامه 20.30  شبكه 2 سيما پخش شد ....

 و اين باعث شد تا خيلي ها آقاي شعراني و مدرسه اش را بشناسند ...

گزارشي كه بعدها آقاي نجف زاده آن را ماندگارترين گزارش خود دانست ...

پاي مدرسه به صفحه شبكه هاي خارجي همچون سي ان ان و دويچه وله رسيد ..

و خيرين نظرشان جلب شد ...

و مدرسه بازسازي شد و جاده روستا آسفالت شد و آب و برق و تلفن به روستا آمد ...

شركت نفت هم همت كرد و كتابخانه مجهزي براي مدرسه ساخت ..

يادم هست آن روزها چه شوقي و ذوقي در وبلاگ آقاي شعراني بود ...

آقاي غريب زاده كارگردان بوشهري ...

مستندي ار اين مدرسه به نام " مدرسه كالو " ساخته است ...

اين معلم  دلسوز كتابي نيز به عنوان " قصه كوچكترين مدرسه دنيا " به چاپ رسانيده ...

دويچه وله در سال 2008 او را به عنوان دومين وبلاگ نويس برتر دنيا معرفي كرد ..

روزنامه همشهري او را جزء 7 قهرمان اجتماعي سال 86 معرفي كرد ...

و در سال 87 از طرف راديو ايران به عنوان سر بلند ترين چهره ايران شناخته شد ..

آخرين پست او را در وبلاگش در اينجا به امانت مي آورم ...

 ولي حتما به خانه وبلاگش برويد و با او و كودكان دوست داشتني مدرسه اش آشنا شويد ....

 

http://dayyertashbad.blogfa.com/

 

سه شنبه دوازدهم مهرماه سال 1390

کلاس آرام است _آرام تر از همیشه،اینجا انگار یک چیزی کم دارد ! نمی دانم لابُد چیزی مهمّی است . امسال مدرسه دختر ندارد !دخترها همه ابتدایی را تمام کرده اند و رفته اند راهنمایی و دبیرستان برای ادامه زندگی شان.حالا دیگر تیم مدرسه ما کهکشانی نیست ،ترکیب رویایی هم ندارد مثل تیم ملی فوتبال برزیل جام جهانی 94!

 

قبلن ها تا جارو دست می گرفتم مدرسه را جارو کنم ،دخترها از دستم می کشیدند اما امسال نمی دانم جارو دستم می ماند یا می رود !

 

روز اول مدرسه روز خوبی بود ،بعد از چند سال که اول مهرهای شلوغی داشتیم امسال بدون هیاهو و این ها بود !همیشه اول مهر مدرسه کالو آنقدر برنامه داشت که با برنامه وزیر آموزش و پرورش در تهران تفاوت زیادی نداشت !مدرسه ای که وزیر می رود برای به صدا در آورذن زنگ آغاز سال تحصیلی ،تنها مخاطبینش دانش آموزان و خانواده هایشان هستند اما مدرسه من مخاطبش مردمی است که دل شان به مدرسه ام گره خورده است ،دعایمان می کنند و برای موفقیت مان آرزوی توفیق دارند.فرقی هم نمی کند فاصله کیلومتری شان چقدر باشد.

 

بعدها در مورد اینکه چرا امسال در آغاز مدرسه برنامه خاصی نداشتیم بیشتر خواهم نوشت و گفت .

 

امیر رضا انشاء خوبی نوشته در مورد روز اول مدرسه ،پارسال جمله سازی اش خوب بوده امسال می خواهد انشاء نویس خوبی بشه ...

 

موضوع: بیوگرافی , دوستان ,