بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت: 23:31

 

برنامه 90 این هفته همچون همیشه آینه بود ...

آینه ای که عادل فردوسی پور در برابر ما می گیرد ...

و البته گاهی هم شیطنت می کند و کج و معوج می شویم ...

دوئل لفظی آقایان غلامحسین حسینی و  محمد رضا ساکت ...

که عادل در برپائی اش تخصص ویژه دارد و با سوالهای معنادار  هیزم به آتشش می ریزد ...

و تماشاگران را تا پاسی از ساعتهای صبح روز بعد پای تلوزیون نگاه می دارد ...

و شاید همین خاصیت است و فروش آگهی های تلوزیونی و بینندگاان بی شمار ...

که  متلک های آقای فردوسی پور و جنگ روانی اش و حرفهای معنا دارش نادیده  گرفته می شود ..

اگرچه دیشب چیزی در برنامه بود که خیلی مرا به فکر برد ...

آقای محمد رضا ساکت بدون پیشینه فوتبالی در یکی از بخشهای وزرات دفاع فعالیت می کردند و در زمان سردار ترکان که رئیس هیات فوتبال اصفهان بودند معاون مالی - اداری هیات شدند و در سال 1375 که آقای ترکان به تهران رفتند  به سمت  نایب رئیس و سپس رئیس هیات فوتبال اصفهان منصوب شدند .

در سال 1381 به دستور مهندس اسلامیان ، مدیر عامل وقت شرکت فولاد مبارکه سپاهان به عنوان مدیرعامل باشگاه سپاهان  انتخاب شدند  و با درایت و پشتکار و پشتگرمی به مهندس اسلامیان به کار پرداختند و تیم فوتبال سپاهان را در مقابل حریفان قدر پایتخت نشین مطرح کردند و تا به امروز دو عنوان قهرمانی لیگ برتر ، سه قهرمانی جام حذفی و یک نایب قهرمانی لیگ قهرمانان آسیا را با تیم سپاهان در کارنامه دارند .

و بدون شک دوران بسیار درخشانی برای مدیریت ایشان بوده ، اگرچه ماجراهائی مثل ثبت خارج از موعد قرارداد عماد رضا در هیات فوتبال اصفهان و شکایت باشگاه پرسپولیس و بعضأ مسائلی در باره داوریها نقاط کوچک تیره این کارنامه هستند ولی نباید زحماتشان را نادیده گرفت ...

و حالا آقای دکتر سمیعی نژاد مدیرعامل شرکت فولاد مبارکه اصفهان هستند و آقای غلامحسین حسینی را که عضو هیئت مدیره فولاد مبارکه و مدیرکل استاندارد استان اصفهان هستند را به عنوان رئیس هیئت مدیره باشگاه فوتبال فولاد مبارکه سپاهان انتخاب کردند و ایشان هم با تصمیم هیئت مدیره آقای علیرضا رحیمی را جایگزین آقای ساکت نمودند ...

تا اینجا مشکلی نیست و مدیری رفته و مدیر دیگری آمده و لابد مراسم معارفه و تعاریف معمول ...

اما در برنامه نود چهره دیگری از این رفت و آمدها رقم خورد ...

و آقای حسینی بدون ارائه هیچ مدرک مستندی ...

 اتهاماتی از قبیل حیف و میل اموال باشگاه و اختلاف در حسابها و ذینفع بودن خانواده آقای ساکت از محل باشگاه و  ....  را  وارد کرد و البته آقای ساکت هم در مقابل برای اولین بار با خونسردی و آرامش پاسخ مقتضی داد و دلایلی بر شمرد و همه چیز را قانونی و بر اساس مصوبه هیئت مدیره دانست ...

به چرا و چگونگی و درست و غلط بودن این اتهامات کاری نیست ...

چراکه جای طرح آن در تریبون تلوزیون نیست و باید در محکمه مناسب و با مدارک صحبت شود و در برنامه ورزشی باید مدیریت ورزشی و موفقیت ها و ناکامیها به بحث و چالش گذاشته شود نه خرید گوسفند برای ذبح ...

و این همان نکته بود که از آقای فردوسی پور و دوستان ایشان در برنامه نود انتظار می رفت ظرافت مسئله را حفظ کنند و بحث را مدیریت کنند و رنگ زرد بر برنامه نپاشند ...

که متاسفانه نشد ....

و جای سوال از آقای عادل فردوسی پور است که این تسویه حساب با آقای ساکت بود یا ؟!!

متاسفانه  فرهنگ عدم سپاسگزاری از مدیران موفق و پاس نداشتن زحمات افراد ،  ریشه در بنیان روابط درون اجتماعی ما دارد ..

همان نقطه درون ذهن پنهانمان که از موفقیتهای دیگران به ظاهر می خندیم و تعریف می کنیم ولی در باطن  دلشاد نیستیم و حسادت می کنیم و هر کس که بر بالای پله ها ایستاد سعی در پائین کشیدنش داریم و همه را همقواره خود می خواهیم و بلندتر ها همیشه مغضوب هستند ...

ای کاش تقدیرها و تابلوها و فرشها و مجالس خداحافظی کمی هم رنگ و بوی صداقت داشته باشد تا به کوتاه زمانی همه آبرزوی چندین ساله افراد در برابر چشم میلیونها انسان حراج نشود ..

که این میزها به کسی وفا نکرده و روزی آقای حسینی هم باید پاسخگوی مدیر بعدی باشد ...

 

پی نوشت :

خواندن کتاب " جامعه شناسی نخبه کشی "

با تالیف آقای رضا قلی را به همه دوستان توصیه اکید می نمایم .

موضوع: ورزش ,