بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت: 12:8

در سالن خانه خاله مريم پيانوئي بود  ....

سياه رنگ و براق و تكيه داده بود كنار ديوار و پدالي داشت ...

و درش روي شاسي ها مي خوابيد و دفترچه نت كه تكيه داده بود بالايش ....

و اين پيانو سالها براي من مثل يك شي مقدس بود  ....

بچه هاي خاله كلاس موسيقي مي رفتند ....

و شوهر خاله هم دستي به پيانو داشت و آواز گرمي ....

و هر وقت جمع فاميل خصوصي و خلوت و دوستانه مي شد ....

كسي مي زد و شوهر خاله مي خواند ....

خيلي كوچك بودم و عاشق اين شاسي هاي تيره و روشن ...

كه انگشت رويشان مي گذاشتي ....

 انگار هزار پري در هوا پرواز مي كردند و تو را به سرزمين خيال مي بردند ...

پدر با كلاس موسيقي مخالف بود ...

اولا در تبريز اين چيزها مرسوم نبود .....

و بعد هم علاقه داشت كه من سفت و سخت درس بخوانم ...

و عطش وحشتناك مرا به ادبيات و نقاشي و موسيقي مي دانست ...

و نمي خواست فكرم به چيزي ديگري مشغول شود.....

و از خطو طي كه او براي آينده ام ترسيم كرده بود خارج شوم ..

و اين شد كه حسرت نواختن ساز با من ماند تا بزرگسالي و ابتداي زندگي مستقل ....

اما جادوي ملوديها و نتها كار خود را مي كرد ...

و بي اختيار در هر مكان و زمان و جمعي گوشم به دنبال نغمه هاي موزون زيبا مي رفت ...

گوش كردن به پيانو را با آثار كلاسيك شروع كردم ....

شوپن و شوبرت و موتسارت و بتهون و راخمانيف ....

تا هنگامي كه دوستي عزيز  مرا با دنياي موسيق ايراني و ساز هاي ايراني ...

و به خصوص قطعات پيانو ايراني آشنا كرد ...

چشم مي بندم و به هنر بي بديل سرانگشتان آقا ي معروفي دل مي سپارم ...

و نتهاي زمينه كه تكرار مي شوند بوم نقاشي مي شود ...

و نتهاي بعدي قلم موئي كه پيانيست دست مي گيرد....

و هي رنگ مي گذارد وطرح مي كشد ...

و بوته هاي لاله عباسي و ياس امين الدوله و ستونهاي پيچ پيج ....

 و طاقهاي ضربي و ايوان بلند و نور رنگ رنگ شيشه هاي ارسي روي قالي ها ...

و عطر هزار بوته گل محمدي در فضا و چك چك قطره هاي آب حوض آبي رنگ و نغمه خوش پرندگان ..

 

 استاد جواد معروفي در سال 1291 در تهران به دنيا آمد ...

پدرش نوازنده معروف تار استاد موسي بود ...

 كه شاگرد برگزيده درويش خان و از موسيقي دانان بزرگ دوره خود به شمار مي رفت ..

در كودكي مادر را از دست داد و در خانواده پدري با خواهرش بزرگ شد ..

ابتدا پدر معلم موسيقي اش بود و نواختن تار و ويولن را از او ياد گرفت ....

 و در چهارده سالگي به هنرستان  موسيقي رفت ...

و نزد خانم تاتيانا خارطيان نوازندگي پيانوي كلاسيك را آموخت ...

آثار بزرگان موسيقي كلاسيك را با مهارت مي نواخت ...

و همراه با آن موسيقي ايراني را نزد كلنل علي نقي وزيري كامل كرد ...

هجده ساله بود كه با خانم شمس الزمان ازدواج كرد و صاحب چهار فزند شد دو پسر و دو دختر ...

در سال 1312 وقتي تنها 21 سال داشت به علت استعداد شگرفش استخدام وزارت فرهنگ شد ...

و در هنرستان  به تدريس موسيقي پرداخت ...

و همزمان با تاسيس راديو به آنجا رفت و سالها تك نواز پيانو بود ..

از سال 1332 سرپرست موسيقي راديو شد و عضو شورايعالي موسيقي ...

و رهبر اركستر شماره يك و رهبر اركستر گلها ...

و تنظيم كننده  آهنگ هاي علي اكبر شيدا و عارف قزويني و ركن الدين مختاري و درويش خان ..

و بسياري از آهنگسازان معروف ايراني بوده ..

در نواختن از روش مشير همايون شهردار و همچنين مرتضي محجوبي اقتباس مي كرد ...

ولي با شيوه اي منحصر به فرد و خاص خودش ...

اولين قطعه اي كه ساخت " ترانه هاي خيام " بر  اساس رباعيان خيام در سال 1315 بود ...

و آثار ديگرش:

قطعاتی در دستگاه ماهور و راک؛ سوئیت های دشتی؛ سه گاه؛ ماهور و دیلمان

خواب های طلایی؛عاشورا؛ خزان؛ روزگار من؛  طبیعت، به روایت جواد معروفی؛

 سپیده؛ ژیلا؛ رومینا ...

طي سالها تدريس در دانشگاه و هنرستان موسيقي ...

شاگردان به نام و شهره اي تربيت كرد كه از آن جمله اند :

اردشیر روحانی، افلیا پرتو، انوشیروان روحانی، پرویز اتابیگ (اتابکی)، مهین زرین پنجه و ساسان محبی ..

تمرين موسيقي كلاسيك را باعث رواني دست و قوي شدن نت خواني مي دانست ...

و يادگيري موسيقي ايراني را در مقام بعد ، چون تكنيك مفصلتري دارد  ...

اساتيدي همچون روح الله خالقي و علي تجويدي و ساير بزرگان ...

همواره از اخلاص ايشان و ويژگيهاي معنوي و اخلاقي ايشان بسيار ياد كرده و تعريف نموده اند ...

و اين همان روح پاكي است كه در آثارشان موج مي زند ...

ايشان بعد از ساليان سال تلاش و عمري با عزت ...

در 16 آذر ماه سال 1372 چشم از جهان فرو بستند ...

روحشان شاد و آثارشان جاودان ...

 

 

قطعه اي از آلبوم خوابهاي طلائي را برايتان در وبلاگ گذاشته ام

اميد كه آرامش روحتان شود

موضوع: بیوگرافی , موسیقی ,