امروز برنامه ای را می دیدم به نام کودکی انسان که تحقیق جالبی است در بلاد اروپا بر روی رفتارهای اجتماعی اکتسابی از نوزادی تا بزرگسالی ....
گروههای تحقیق به کمک والدین و کودکان از نوزادی تا سنین بالاتر سعی دارند بدانند که بشر چگونه و از چه سنی رفتارهای اجتماعی از قبیل کمک به دیگران و شراکت و احترام به حق دیگران و همکاری و ... را یاد می گیرد تا بتوانند با تدوین برنامه های مناسب از مهد کودک تا دبستان و مراکز آموزشی بالاتر کودکان را مهیا کند برای ورود به اجتماع ...
و من نگاه می کردم به کودک دو ساله که با خودخواهی اسباب بازی دوستش را می گیرد و دیگری برای سوار شدن به دوچرخه خود را به زمین انداخته و گریه می کند و آن دیگری خودخواهانه دیگران را در بازی شریک نمی کند و ... چقدر می بینیم در اطرافمان بزرگسالانی با همین رفتار و کردار ....
که چراغ قرمز را رد می کنند و خیابان یکطرفه را می آیند و مراعات نوبت نمی کنند و خستگی و مشکلات را بر دوش خانواده و دیگران می گذارند و از آدم و عالم شکایت می کنند و هروقت منافعشان اقتضاء کند دروغ می گویند و از له کردن دیگران ابایی ندارند و .... اسم همه اینها را هم زرنگی می گذارند و ..
بزرگسالانی که کودکی ناپخته داشته اند ، خوب تربیت نشده اند ، مهارتهای اجتماعی را فرا نگرفته اند ، احساس مسئولیت پذیری ندارند و همچون کودکان نو پا در کودکی ذهنشان منجمد شده اند و این کودک درونشان باعث می شود به حرکات ناپخته و غیر عاقلانه و غیرقابل پیش بینی و دامن خانواده و همکار و اجتماعی را می گیرد ...
و می شود دختران و پسران و زنان و مردان جوان این دیار که اگر دو روز مامان و بابا و عمه و خاله نباشند در شام شبشان هم می مانند و به هربهانه ای به قهر به خانه آنها فرار می کنند و با فربان صدقه و عشق آتشین شروع می کنند و به ناسزا و فضاحت براحتی کانون زندگیشان را از هم می پاشند ....
ای کاش وزارتخانه عریض و طویل آموزش و پرورش و مسئولان محترم دیگر کمی هم اهتمام می کردند به صرف بودجه ای یرای تحقیقات مشابه تا به جای داشتن اجتماعی رشد یافته و پویا شاهد جامعه ای کودک صفت نباشیم ...