بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

نويسنده :بهار
تاريخ: چهارشنبه هشتم تیر ۱۳۹۰ ساعت: 23:27

 

 

پائیز بود در سفری به مکه برای به جا آوردن سنت حج ...

برنامه فردای کاروان دیدار از مساجد بود که دوستی گفت اگر بخواهید می توانیم ماشین بگیریم برویم غار حرا ..

معمولا به علت سختی و طولانی بودن راه و بالا رفتن از کوه همه کاروان را نمی برند ...

قبول کردیم  ... نیمه های شب بود که حرکت کردیم رسیدیم به پای کوه " جبل النور " ....

کوه نور کوه روشنایی .. در روز دیده بودمش اما در شب چیزی دیگری بود راه افتادیم به پای دل که ما را می برد ...

هر قدم ، قدم دیگر را با شوق می کشاند از آن سربالایی و سنگلاخ ...

انگار آمده ایی کنار عطر رسول خدا کنار جای پای او روی این خاکهای نرم و سنگهای سخت ....

ستارگان ، آسمان مکه را پوشانده اند ، سالهاست که به تماشا نشسته اند نسل آدم را بر این کره آبی رنگ....  

چه ها دیده اند؟!!  .... چه ها ؟!!....

می رسیم به غار ..

غار حرا .... غاری بنام مقدس آزادی و آزادگی ....

که خدا انسان را آزاد آفرید ...

آنقدر آزاد که خود خیر و شر زندگیش را برگزیند و حتی او را انکار کند که همه هستی اش از اوست ...

غار کوچک است محاصره در میان سنگهای کوه ..

آنقدر کوچک که فقط می تواند یک تن را در خود جای دهد ..

و فقط یک تن را در خود جای داد در آن شب بزرگ که ستارگان از آسمان به زمین آمدند ...

و جبرائیل ندا داد " بخوان "

" که خواندن نمی دانم و نتوانم .. "

و باز هم ندائی " بخوان "  " بخوان به نام پروردگارت که آفریدت "

و همه جهان عظمت شد ، نور شد و تنها یک تن بود ..

" محمد " چوپانی که مادرش شیر گوسفندان را می دوشید و در دامان پدربزرگ رشد کرد ...

و " امین " شد برای قبیله ای بزرگ و محبوب دلها بود و چشمهایش همه محبت...

و دلش رئوف و کلامش دلنشین و امانتدار و در درستی زبانزد خلق ....

و سالها بود که می آمد به این غار برای تنهایی هایش با معبود ، با خالق و غرق در عظمت آنچه او خلق کرده ...

تا آن روز که چهل ساله بود و  به روایتی بیست و هفت رجب بود و آسمان آن شب یکی شد با زمین ....

"بسم الله الرحمن الرحیم.

اقرأ باسم ربک الذی خلق.

خلق الانسان من علق.

اقرأ و ربک الاکرم.

الذی علم بالقلم.

علم الانسان مالم یعلم.

به نام خداوند بخشنده مهربان.

بخوان به نام پروردگارت که بیافرید.

آدمی را از علق بیافرید.

بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است.

خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت."

 

و خواندیم خدایمان را به سجده شکر ....

آن صبح که سپیده دمید در آستانه غاری ...

که مردی را از خاک به افلاک برد اراده " او  "

که هرچه اراده کند همان می شود ...

مبعث پیامبر گرامی " محمد " ( که درود خدا بر او و خاندانش باد )

بر همه جهانیان مبارک

که در روزگاری همه خون و شمشیر ...

دینی مقدس همچو اسلام  به سلاله " آدم " هدیه کرد

که با قلم و خواندن آغاز گردید و بخشش ...