دیروز تیم ملی امید ایران به مربیگری آقای منصوریان به میدان رفت تا با تیم عراق بازی را با حداکثر یک امتیاز ببرد .
همه چیز برنامه ریزی شده بود و پانزده هزار نفر هم رفتند تا بازی را ببینند ولی بازی در میدان رقم نخورد .
به علت استفاده از کمال کامیابی نیا که ظاهرأ دو اخطاره بوده در بازی در اربیل ناظر کنفدراسیون فوتبال آسیا نتیجه برده آن بازی را 3 – 0 به نفع عراق اعلام می کنند و مربی و سرپرست تیم ملی امید ایران تنها چند ساعتی قبل از بازی می فهمند و باید تیم 4 گل بزند تا ببرد و تیم می بازد و پس از 40 سال تیم ملی امید فوتبال ایران به المپیک نمی رود .
در غیاب برنامه 90 به تماشای برنامه ورزش و مردم نشسته ام ..
آقای حاجیلو ، آقای ترابیان ، آقای کفاشیان ، آقای منصوریان و آقای نبی ...
همه و همه می آیند و توضیح می دهند و از مدارکی می گویند که تحویل نشد و از فاکسهایی که اطلاع داده نشد و کارمندهایی که مقصر بودند و بعد طرف مقابل هم زاویه دیگری و تلاش برای رفع تقصیر و صحبتهای بی پرده منصوریان در رابطه با مسائل دیگر و جابجائی بازیکنان در لیست و نبود آی دی کارت تمرین دهنده تیم و جا ماندن گذرنامه در فرودگاه و بیرون آوردن پاسپورتها با شکستن درب اتاق مسئول محترم در امور بین الملل فدراسیون ....
و هزار اتفاق عجیب و خیلی هم عجیب که به قول آقای منصوریان فقط در ایران می تواند اتفاق بیفتد ...
سالهاست از برنامه ریزی می گوییم و مسئولیت پذیری و مدیریت و همه می آیند در تلوزیون و مرتب و منظم و آراسته قول می دهند و نمودار نشان می دهند و برنامه رو می کنند و این زنجیره اشتباهات فاجعه بار همچنان ادامه دارد و ورزش متاثر از نبودن بلیط و آماده نبودن پاسپورت و جاماندن بازیکن و دو اخطاره بودن این و اخراجی بودن آن به قهقرای جداول جهانی می رود ...
و همه نیرو و فکر و سلامت بازیکنانی که اگر یک شوت یا لگد به سرشان و یا مهره های کمرشان بخورد برای همیشه زندگی و سلامتی را باید وداع کنند به هدر می رود از این همه بی تدبیری و بی کفایتی ...
و باز هم تیم ملی امید ایران پس ار 40 سال به المپیک نرفت و .....
آقای منصوریان گفت که گریه کرده و همینطور آقای حاجیلو و بازیکنان تیم ...
و من فکر می کنم همه ما گریستیم برای فوتبال ایران ....