X
تبلیغات
بهار سبز - معماری

بهار سبز

زندگي رسم خوشايندي است

حکیم عمر خیام نیشابوری و آرامگاهش ...
/**/



در سه کیلومتری شرق نیشابور در مسیر جاده مشهد ...

باغی است مصفا به نام باغ امامزاده محروق ...

محمد بن محروق از نوادگان امام موسی بن جعفر که در پی شورشی علیه خلیفه وقت ...

او را به قتل رسانیده و پیکرش را به آتش کشیدند و خاکسترش را درمحله تلاجرد نیشابور به خاک سپردند ..

و ازین روست که آرامگاهش به " محروق " یعنی " سوخته شده " معروف است ...

بقعه ای زیبا بنا شده در قرن دهم هجری با گنبدی کاشیکاری شده و ایوان های بلند ...

در میان باغی مشجر و در کنارش آرامگاه امامزاده ابراهیم یکی از اولاد حضرت موسی بن جعفر...

در گوشه شمال شرقی این بقعه ، مزار بزرگمردی از اهل ادب و دانش این سرزمین ...

 


غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری ...

فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی سرای ایرانی دورهٔ سلجوقی...

دانشمند و ادیبی که در سده پنجم هجری در نیشابور به دنیا آمد ..

در میانسالی فقه آموخت و حدیث و تفسیر و فلسفه و حکمت و ستاره شناسی ..

کتابی در باره معادلات درجه سوم به زبان عربی نوشت ...

( رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله )

و به دعوت سلطان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان رفت ..

تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را به‌ عهده گیرد و  هجده سال در آن‌ جا مقیم شد ..

 


و  تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلال‌الدین ملکشاه شهره‌ است...

وی بدین منظور مدار گردش کره زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه نمود.

و در همین سال‌ها مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام ...

رساله " فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس "  را می‌نویسد ...

و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها را شرح می‌دهد....

خیام به تحلیل ریاضی موسیقی نیز پرداخته‌ است ...

و در " القول علی اجناس التی بالاربعاء " مسالهٔ تقسیم یک چهارم را ...

به سه فاصله مربوط به مایه‌های بی‌نیم‌پرده، با نیم‌پردهٔ بالارونده، و یک چهارم پرده را شرح می‌دهد..

 


پس از درگذشت ملک‌شاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌مهری قرار گرفت ...

کمک مالی به رصدخانه قطع شد و  اصفهان را به قصد اقامت در مرو ...

که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد....

گفته‌اند  که خیام در زندگی  همسر برنگزید ...

تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بوده‌است ..

علیرغم مدارج علمی برجسته ،‌ او به رباعیاتش در جهان شهره است ..

 


اشعاری که اساتیدی همچون فیتز جرالد آنها را ترجمه کردند  ..

گویا اشعار خیام در زمان حیاتش به واسطهٔ تعصب مردم مخفی بوده و تدوین نشده ...

و تنها بین یکدسته از دوستان همرنگ و صمیمی او شهرت داشته ...

یا در حاشیهٔ  کتب اشخاص باذوق بطور قلم‌انداز چند رباعی از او ضبط شده، و پس از مرگش منتشر گردیده

 


نخستین تصحیح معتبر رباعیات خیام به دست صادق هدایت انجام گرفت.

وی از نوجوانی دلبستهٔ خیام بود و تدوینی از رباعیات خیام صورت داده بود.

بعدها در ۱۳۱۳ آن را مفصل‌تر و علمی‌تر و با مقدمه‌ای طولانی با نام ترانه‌های خیام به چاپ رسانید.

تصحیح معتبر بعدی به دست محمد علی فروغی در ۱۳۲۰ به انجام رسید ...



در زمان سلطنت رضا شاه مقبره خیام را با عجله به شکل میله ای سنگی تعمیر و آماده بازدید کردند

تا آنکه در مرداد 1335 انجمن آثار ملی ایران در نامه ای ...

به مهندس هوشنگ سیحون معمار بزرگ ایرانی ...

درخواست کرد تا طرح و نقشه ای در خور جایگاه این شخصیت بزرگ ارائه دهد ...

محل جدیدی در گوشه شمالی باغ انتخاب شد و طرح پیشنهای آقای سیحون مورد تائید واقع شد ..

طرح اولیه آرامگاه با استخوان بندی فلزی تهیه شد و کار با بتن ظریف انجام گرفت ..

و ارتفاع آرامگاه به 22 متر ترقی داده شد تا عظمت و جلوه بیشتری پیدا کند ...

سال 1338 ساخت آرامگاه شروع شد و پس از سه سال کار مداوم در 1341 به اتمام رسید ..

مقبره خیام از لحاظ معماری و ساخت یکی از مهم ترین ساختمانهای ساخته شده در زمان خود است.

در چهار مقاله نظامی عروضی آمده است :

شنیده بودم که خیام گفته بود : گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشانی کند .

در میان درختان کاج تنومند و زرد آلو محل مناسب بنا در نظر گرفته شد ...

در اینجا اختلاف سطحی در حدود 3 متر وجود داشت که از همین وضعیت استفاده شد...

 و مجموعه بنا شامل یک برج و چشمه سارهای اطراف آن به دور یک دایره بزرگ طراحی شد ...

به طوریکه برج هم کف زمین و چشمه سارها در اختلاف سطح قرار گیرند.


 

خیام در واقع سه شخصیت دارد :

ریاضی دان  ، منجم و شاعر که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می شد .

دایره کف به ده قسمت تقسیم شد به طوری که برج یادبود بر 10 پایه مستقر باشد...

عدد 10 اولین عدد دو رقمی ریاضی است و پایه اصلی بسیاری از اعداد است.

از هر یک از پایه ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می کند ...

به ترتیبی که با تقاطع این تیغه ها حجم کلی برج در فضا ساخته می شود ...

و چون تیغه ها مورب اند خطوط افقی آنها باید ناظر به محور عمودی برج باشد ....

پس تیغه ها به صورت مارپیچ شکل به طرف بالا حرکت می کنند تا با هم  تلاقی کنند ...

و از طرف دیگر سر در بیاورند که خود یک شکل پیچیده ریاضی و هندسی است....

 این شکل با عدد 10 هر دو سمبل دانش ریاضی خیام است.....

 


برخورد تیغه ها با یکدیگر فضاهای پر و خالی و به خصوص در بالا...

ستاره های درهمی را به وجود می آورند...

که از لابلای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است ...

و به تدریج به طرف نوک گنبد ستاره ها کوچکتر می شوند ...

تا در آخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل میکند....

این ستاره ها و آسمان اشاره به شخصیت نجومی خیام دارد .

 


و اما برخورد تیغه  ها با هم ده لوزی بزرگ می سازند که باید با کاشی کاری پر شوند....

 بهترین تزئین  رباعیات خیام بود که به صورت خط شکسته و در هم ...

به روش "  سیاه مشق"  های خطاطان بزرگی مانند میر عماد و بعضی استادان شکسته نویس ...

با کاشی به صورت نقوش  انتزاعی  سرتاسر لوزی ها را پر کند ....

به تقاضای "  انجمن آثار ملی "  شادروان استاد جلال همایی بیست رباعی به این منظور انتخاب کردند ...

و استاد مرتضی عبدالرسولی با نظر مهندس سیحون که  این خطوط در هم و تزیینی باشند ...

زیبا نویسی ها را انجام دادند که با کاشی معرق آماده و به شکل کتیبه های تزیینی ...

به ارتفاع حدود 14 متر داخل لوزی ها نصب شد ....

که باید گفت در تاریخ معماری ایران اولین بار بود که خط شکسته در تزیینات بنا به کار رفت.....

از داخل نیز قسمت های پر ،  از جمله همین لوزی ها با نقش گل و برگ و پیچک ...

باز از هم با کاشی معرق تزیین گردیدند و تماما اشاره به شخصیت شاعری خیام است.

 

 

دور تا دور برج در قسمت اختلاف سطح ، چشمه سارها در اطراف یک دایره وسیع به مرکز خود برج ساخته شد...

همه از سنگ گرانیت با اجزا مثلثی شکل و تورفتگی و برون آمدگی هایی ...

که تا اندازه ای شکل خیمه را تداعی میکنند  ...

و این اشاره به نام خیام است .چون پدرش خیمه دوز بود نام او به همین مناسبت انتخاب شد.

از طرف دیگر حوض ها با کاشی فیروزه که در مجموع  قسمتی از ستاره را نشان می دهند...

به تعداد هفت پر به مفهوم هفت فلک و هفت آسمان و هفت تپه ...

باز اشاره به افلاک و نجوم دانش دیگر خیام است....



روی هم رفته مجموعه در یک حال و هوای شاعرانه با درختان تنومند در اطراف ساخته شد ....

و همان طور که خواست خود خیام بوده کاملا باز است ...

و مزارش بهاران گل افشان.....

در قسمت دیگر باغ بناهای دیگری...

جهت کتابخانه و مهمانسرای موقت با ملحقات برای مستشرقین و محققین

که مایل اند در محل اقامت کوتاه داشته باشند ...

و از نزدیک در جوار آرامگاه و در فضای شاعرانه ضمن کار بهره معنوی داشته باشند ساخته شد...





این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت

هرکس سخنی از سر سودا گفتند

زان روی که هست، کس نمی داند گفت

گردون نگری ز قد فرسوده ی ماست

جیحون اثری ز اشک پالوده ی ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست

فردوس دمی ز بخت آسوده ی ماست

از من، رمقی به سعی ساقی مانده ست

وز صحبت خلق، بی وفایی مانده ست

از باده ی دوشین قدحی بیش نماند

از عمر ندانم که چه باقی مانده ست




چون آمدنم به من نبد روز نخست

وین رفتن بی مراد، عزمی ست درست؟

بر خیز و میان ببند ساقی، چست

کاندوه جهان به می، فرو خواهم شست

دوری که در او، آمدن و رفتن ماست

او را نه نهایت، نه بدایت پیداست

کس می نزند دمی در این معنی راست

کین آمدن از کجا و رفتن به کجاست!



ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

وین یک دم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر کهن در گذریم
با هفت هزار سالگان، سر به سریم

تا دست بر اتفاق بر هم نزنیم

پاییز نشاط، بر سر غم نزنیم

خیزیم و دمی زنیم، پیش از دم صبح

کین صبح، بسی دمد که ما دم نزنیم

صبح است، دمی با می گلرنگ زنیم

وین شیشه ی نام و ننگ بر سنگ زنیم

دست از عمل دراز خود باز کشیم

در زلف دراز و دامن چنگ، زنیم

دوران جهان، بی می و ساقی، هیچ است

بی زمزمه ی ساز عراقی، هیچ است

هرچند در احوال جهان می نگرم

حاصل همه عشرت است و باقی، هیچ است

 

 

با سپاس از :

http://vina.blogfa.com

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 2:36 ] [ بهار ]

[ ]

ارسي


هنوز كه چشم مي بندم كودكي مي شوم كه دوست داشت ....

 با پاهاي برهنه اش آجرهاي پهن قديمي كف حياط خانه پدر بزرگ را كشف كند ....

و زبري و سختي و خنكي اش را بچشد ...

و دست بكشد روي ديوارها و عطر خاك آجرها در مشامش بپيچد ....

و درختان بلند پر سايه را در آغوش بگيرد و زندگي را كه در رگهايشان مي دود حس كند ..

و با آنها حرف بزند ...

و عطر گلهاي سرخ و بنفشه و لاله عباسي و ياس پيچ خورده ستونهاي ايوان ...

موجي از تازگي در وجودش بيدار كند ...

و قدم كه بگذارد داخل اتاق بزرگ مهمان ...

رقص نورهاي سبز و سرخ و زرد شيشه هاي ارسي روي قالي ....

او را ببرد به سرزمين پريان قصه مادربزرگ ....

و بنشيند ....و بنشيند ..... و ميان آن همه موج رنگين شنا كند و شنا كند ....

 

ارسي تركيب  گره سازي است و شيشه بري و قواره بري ....

طرحي روي كاغذ رسم مي شود و براي هر قسمت تعيين رنگ مي شود و شماره گذاري ...

و تعيين جهت متناسب با بافت شيشه خام  و با رعايت فاصله بين شيشه ها...

كه لحيم قلعي آن را پر ميكند طرح روي شيشه رنگي چسبانده مي شود ...

و با قلم الماسه مي برند و با چرخ سنباده لبه ها صاف مي شود ...

و دور لبه ها با نوار مسي قاب شده و كنار هم بر اساس الگوي اوليه چيده شده ...

و با نوار لحيم و هويه داغ شيشه ها به هم وصل مي شوند ...

طرحها بيشتر هندسي هستند ...

گره هاي چيني و طرحهاي  اسليمي ...

بعضي گمان دارند كه اين  صنعت از روسيه به ايران وارد شده حال آنكه بر اساس  شواهد در بناها و نقاشيهاي به جا مانده از قبل از صفويه ارسي سازي در ايران رواج داشته و استاد  "  اكبر حلي "  كه معمار سنتي هستند نيز اعتقاد دارند كه در كاشان و اصفهان به كفش راحتي ارسي مي گويند و چون دربهاي ارسي به راحتي بالا و پايين مي رفته اين نام به آنها اطلاق شده است .

 

و همچنين در فرهنگ عميد آمده است كه ارسي به معناي در اتاقي است كه رو به حياط باز مي شود  .

در قرن هشتم هجري نمونه هاي فراواني از رسم عناصر هندسي و گل و بته روي لوازم چوبي مانند منبر و دربهاي امامزاده ها و صندوق مزار و رحل قرآن انجام شده و از اوايل قرن نهم هجري صنعتگران از مشبك و گره چيني در ساخت پنجره هاي منازل و كاخها استفاده كردند و بعد از صفويه شيشه هاي رنگي در ميان چوبهاي مشبك قرار گرفت .

 

و علاوه بر پنجره دربهاي بالا رونده اي ساخته شد كه با چارچوبهاي مخصوص در مقابل منبع نور قرار مي گيرند.

استاد " اكبر حلي " ،  ارسي را  از تزئينات ارزشمند بنا دانسته كه هم در زيبا سازي ساختمان نقش مهمي دارد و هم به دليل ويژگي كاربردي از جمله سهولت در بالا و پايين رفتن به صورت تمام تنه و نيم تنه و حالت تاشو نسبت به دربهاي ديگر كمتر تاب بر مي دارد و وقتي ارسي بين دو جداره قرار مي گيرد كاملا جزم شده و مانع از ورد گرما و سرما مي شود .

 

رنگهاي به كار رفته در شيشه هاي ارسي علاوه بر زيبائي خيره كننده و تلالو خاصي كه در فضاي اتاق ايجاد مي كنند بوسيله شكستن خط تابش نور خورشيد نقش بسزائي در كاهش دما دارند و  رنگ قرمزش برانگيزاننده و سبزش نشاط آور و آبي اش آرامش دهنده و زردش باعث دفع حشرات و پشه ها است  .

 

البته آقاي " طاها محمد " مرمتگر ارسي ساز سنندجي معتقد است كه ارسي نياز به فضائي وسيع دارد و شايد به همين علت در بناهاي كوچك امروزي  امكان استفاده اش نيست و  ساختش نيز به زمان و هزيته بالائي احتياج دارد .

 

در اتاق های تابستان نشین ارسی ها که بالای درب اتاق ها نصب می شد نقش بادخور را ایفا می کرد.

در ساخت این پنجره های چوبی از میخ استفاده نمی شود و اگر هم استفاده شده میخ ها چوبی بوده است. برای محکم کردن ارسی ها که تکه هایی چوب آن را تشکیل داده اند چفت و بست یا همان زبانه نر و مادگی استفاده می شد و با اینکه هیچ وسیله وصل کننده دیگری مانند چسب هم به قطعات ارسی ها زده نمی شد اما بسیار محکم ساخته شده اند.

 

هنوز نشانه هايي از استاد كاران اين رشته در سنندج و كاشان و اصفهان هستند ولي آنقدر كم كه گمان است شايد بزودي اين صنعت زيبا و تاريخي به بوته فراموشي سپرده شود .

 

يكي از بزرگترين ارسي هاي ايران در منزل مشير ديوان و موزه سنندج است كه  از 42 هزار گره يا قطعه چوب و شيشه  تشكيل شده است .

جاي خالي صنايع بديع قديمي در معماري امروزه ......

شهرها و خانه ها را بدل به ساختمانهايي بي روح نموده ....

كه نه آرامشي مي بخشند و نه روحي تازه مي كنند ...

 و نه از سرما و گرما و صداهاي مزاحم مصونمان مي دارند ....

و اين فراموش كردن استفاده از زيبائي طبيعت و نور و صدا و رنگ و آب در ساخت و ساز  ....

خلائي است كه اميد به دست معماران جوان و خلاق نسل نو بر طرف شود ...

 



موسيقي متن از استاد پرويز مشكاتيان است

-تک نوازی سنتور - آلبوم : بهاریه -  حجم : 3.44 MB - دانلـــود

پي نوشت :

با سپاس از وب سايت

http://artglass.blogfa.com

http://mehrdadb54.mihanblog.com

[ دوشنبه هجدهم مهر 1390 ] [ 15:29 ] [ بهار ]

[ ]

معماران کیمیاگر بخش دوم

سه دانشجوی بسیار مستعد و پر تلاش رشته معماری دانشگاه آزاد اسلامی ...

سرکار خانمها محمودی ، مهدی زاده و سمانه کریمی ...

در باره تزئینات خانه بروجردیها پروژه تحقیقی مبسوط انجام داده اند که بسیار ارزشمند است ...

 و آن را در سایت http://memarekochak.blogfa.com  منتشر کرده اند ...

به علت کثرت مطالب بخشی از آن را در این پست برای شما عزیزان می گذارم  ...

جزئیات بیان شده در این مقاله پژوهشی ...

 بیانگر تائیر عمیق مسائل اجتماعی و مبانی اخلاقی و فکری هردوره تاریخ زندگی بشر ...

 در بناهایی است که می سازد  ....

معماران ماهر ایرانی پاکی و صداقت و حرمت و  عشق را با خشت و گل و خاک می آمیختند ....

و به زیباترین شکل و با اعجازی بی نظیر نقش زیبای طبیعت پیرامون خویش را به خانه ها می آوردند ..

و آرامش برای ساکنین خانه و پاسداری از نعمات ارزشمند را سر لوحه کار قرار می دادند ...

و این همان رمز و راز شهرت و جاودانگی هنر معماری ایرانی در جهان است ...

امید که فرزندان خلف این خاک راه پدران در پیش گیرند و از این میراث گرانبها نگاهداری در خور کنند ....

"

تزئینات آجری در خانه بروجردی ها

آجر یکی از مهم ترین مصالح  در معماری ایران است.

شرایط اقلیمی این امکان را فراهم ساخته تا آجر در طول تاریخ،نقش اساسی خود را در برپایی ساختمان ها و زیبا سازی معماری ایفا کند.

آجر واژه ای بابلی است و نام خشت نوشته هایی بوده است که بر آنها فرمان، منشور و جزء اینها را می نوشتند.

خشت های خام  در فلات مرکزی ایران در حفاری های تپه سیلک نشان می دهد که با استفاده از قطعات و تکه های گل خشک و ترک خورده بر اثر تابش آفتاب توانستند برای خود سرپناه موقت امنی بسازند.

به هر جهت همان خشتهای خام بر اثر پخته شدن در کوره های آجر پزی تبدیل به آجر شدند و سر منشأ تحولات عظیمی در معماری گردیدند.

زیگورات ها  که خاص منطقه بین النهرین مخصوصا تمدن سومر بوده اند از جمله بنا های مهم آجری اند که در ایلام رواج داشته و معمولا دولت شهر ها برای خودشان زیگورات می ساختند.

در خانه بروجردی ها به صورت کف سازی ، نما سازی و مشبک سازی از آجر استفاده شده است. در نمای بیرونی  به صورت رگ چین ،  سر در ورودی و ازاره ها و در کف سازی حیاط  به صورت موزاییک ، کف مهتابی  ، کف شاه نشین و کف اتاق ها از آجر استفاده شده است.

در کف هشتی، آجر فرش تلفیقی از سنگ های کف رود خانه است که در اصطلاح سنتی به آنها لویینه می گویند.

نوع آجر چینی در نور گيرها لعاب دار و به صورت شبکه  است و به شش جعفری مشهور است  و به شکل هندسی دایره و قوسی شکل انجام شده است .

نوع آجر چینی که در گوشواره های جانبی شاه نشین  و شبکه های اطراف در ها و پنجره های ورودی سرداب اجرا شده ، به آن فخر مدین گویند و کاربرد آن تهویه هوا و تأمین نور فضاها به صورت سایه روشن است.

 

تزئینات گچ بری در خانه بروجردی ها

گچ،  ماده اولیه آرایه خیال انگیز و شکوهمندی است که از دیر باز تحت عنوان هنر گچ بری در تاریخ معماری ایران حضور داشته و جلوه های متنوعی از نقش و فن و رنگ را نمایان ساخته است.

عنصری ساده و سپید که با عصاره حیات در هم می آمیزد و در دست خلاق انسان به صورت های بدیع در می آید؛ صورتهایی که بشر را از یکنواختی و تیرگی دیوارهای عینی و ذهنی پیرامونش می رهاند و او را به میهمانی رنگ ها و نقشها فرا می خواند.

به کارگیری این ماده در ایران نیز سابقه ای چند هزار ساله دارد .

گچ بری در خانه بروجردی ها تلفیقی از گچبری ایرانی (اصفهانی) و فرنگی است.

به شیوه های شیر شکری ، برجسته، زبره ، برهشته و مشبک با انواع نقوش اسلیمی ، حیوانی و گیاهی کار شده است.

گچ بری سر در ورودی :

در بالای سکوهای انتظار (پاخوره)  مقرنس هایی آویزان است که بوسیله گچ پوشیده شده اند . درون یک قاب تصویر اسب سواری در حال شکار شیر که نیزه را به کتف راست شیر فرو کرده را نمایش می دهد.

حاشیه این گچبری برجسته به رنگ اخرایی متمایل به زرد است.در بخش بالای سر در ورودی اصلی هشتی در میان یک طاسه یزدی بندی شده یک کتیبه به مضمون "بسم الله " به خط نستعلیق نگارش شده که در میان شاخ و برگ یک گلدان گچبری شده جای گرفته است.

جالب ترین عنصر گچبری در این قسمت وجود نقش یک عقاب در وسط قالب همراه با تزئینات برگ مو و میوه انگور است.

تزئینات سر در پنج دری:

ظروف میوه بر روی یک میز کوچک با شاخه های مو پر از انگور و برگ پهن و اطراف آن با نقوش فرنگی مزین شده است.

در بالای درب های پنج دری شبکه ظریفی با شیشه های الوان دیده میشود که در نگاه اول شبیه گچبری به نظر میرسد.

در فضای جانبی این بخش گچبری با نقوش گل های چندپر شبیه به گل شیپوری و گل ذرت است که یادآور و قابل مقایسه با نقوش تزئینی دوران هخامنشی در ایران و هند و برخی نقوش تزئینی مصر باستان است.

در  نمای شرقی  گچبری بیشتر در بالای پنجره ها و درها به چشم میخورد.

در نمای غربی گچبری خاصی به چشم نمی خورد.

در نمای جنوبی بیشترین و اصلی ترین تزئینات گچبری قرار دارد.اصلی ترین تزئینات گچبری در نمای خارجی در ضلع جنوبی در پیشانی تالار شاه نشین انجام شده است که در یک کادر هلالی شکل در سر درها و سنتوری این بخش به اجرا درآمده است.این بخش محصور در یک کادر دالبری است از آجرهای لعابدار ساده و دارای پنجره یا نورگیر مشبک آجری است که با عناصری همچون ظروف میوه در بالا و سماور و قوری در طرفین تزئین شده است.

گچبری نمای بیرونی بادگیر ها  با تلفیق گچ و آجر های لعابدار و بدون لعاب به صورت گل نو اجرا شده است.

تزئینات گچبری در اتاق پنج دری در بخش زمستانی :

یک شومینه، سقف با قوس کند، گچبری پر کار، پنج پنجره مشبک و سقف با تزئینات یزدی بندی است.

 

سراسر دیوارها و جرزها دارای گچبری برجسته و نیم  برجسته و باسمه کاری (زیر و بم کار را خوب خالی کردن و بر روی آن سمباده کشیدن و سپس براق و پرداخت نمودن آن را باسمه کاری گویند) است.

در اتاقهای شرقی تنها تزئیناتی که به چشم میخورد تزئینات گچبری بخاری دیواری یا شومینه امروزی است.

تاریخچه ساخت شومینه در ایران سابقه طولانی دارد. ساختمان این بخاری ها شبیه کوره است.در بالای بخاری نقابی است که مانع پخش دود به داخل می شود.این دودکش ها مستقیم نیست و روی آتشدان زانو و یک خم دارد که مانع برگشت دود می شود.

در میان دودکش تاوه ای کار می گذاشتند که کار تنظیم دود و هوا را انجام می داد و در هنگام روشن شدن آتش آن را میبستند تا از خاکستر شدن هیزم جلوگیری شود.دسته های این تاوه با تصاویر و مجسمه های کوچک پرندگان که اکثرا خروس هستند مزین شده است.

علامت باز و بسته شدن دریچه ها با تصاویر خروس ها مشخص می شده است.مثلا اگر خروس به روش درست قرار میگرفت ،دریچه بسته و اگر شکل آن به صورت وارونه بود مشخص میشد که دریچه باز است با این کار نیازی به هواکش نبود.

امروزه به این هواکش "هادود" می گویند که اروپاییان تکنیک ساخت آن را از ایرانیان گرفته و به نام هود به ما ارائه داده اند.

گچبری در اتاق اصلی و تالار مرکزی:

این تالار محل برگذاری مراسم های ویژه بوده و در دو طبقه ساخته شده است.طبقه پایین مختص آقایان و طبقه بالا ویژه بانوان بوده است.دارای یک گنبد بسیار مرتفع است.گچبری این بخش از بنا دارای زمینه لاجوردی یا فیروزه ای رنگ است که با آبرنگ کار شده است.این نقوش شامل سبد گل و میوه انگور است.

تزئینات ستون های داخلی تالار سرپوشیده و با زمینه لاجوردی و یک گلدان پر از گل خود نمایی میکند.

تزئینات ستون اتاق سه دری:

ساقه پیچکی به دور ستون ساده پیچیده شده است و بالا آمده و در زیر هر ستون یک گلدان وجود دارد.

از دیگر گچبری های ایوان شاه نشین طرح چهل چراغ سر در ایوان سرپوشیده در نمای داخل بنا است.یک چهل چراغ یا شمعدان است که شاخه های مو و میوه انگور به دور آن تنیده و از آن آویزان است.طرح گچبری حاشیه آن کاملا اروپایی است

گچبری گوشواره ها و ایوان های جانبی:

در برخی از جرز های میان این ایوانها نقوشی از پیکر های سربازان قاجاری که با اسلحه آن زمان مجهز اند دیده میشود.

نقوش گچبری در هشتی در اثر ظرافت ویژه سبک شیر وشکری

(ابتدا گچ را روی دیوار مالیده و طرح را روی آن بریده و کنده اند  و اطراف آن "قسمت مقعر آن"را با سیم گل پر و تزئین میکنند به گونه ای که کنده کاری گچبری از میلی متر تجاوز نکند . در قسمت پایین گلدان اسماءالله به شکل قرینه تصاویر پرندگانی چون هدهد و طاووس و حیواناتی چون گوزن و خرگوش و موجودات افسانه ای از جمله دو زت بالدار کشیده شده است)  است که تداعی نقاشی مینماید.

در این گونه گچبری ها که در واقع به نقاشی شباهت دارد  ابتدا نقوش گوناگون را با خطوط گچی برجسته نمودار ساخته و سپس متن مقعر آنها را با خمیر کاهگل یا سیم گل سرخ رنگ اندود می کردند.مشابه این گچبری در دوره ایلخانی به وفور یافت می شود.

در این بخش چون مدخل ورودی بنا بوده، طرح ها بسیار آرام بخش و حیوانات در حال سکون و بی حرکت هستندو نظاره گر یکدیگرند و حکایت از بهار و خرمی و دلدادگی دارند و به ندرت حیوانات در حال حرکت اند.

نقاشی در خانه بروجردی ها:

پیشینه نقاشی روی گچ در ایران از کوه خواجه در دوره اشکانی و کاخ تیسفون در دوره ساسانی شروع شده و تادوره قاجار تداوم داشته است.

تمامی نقاشی های این خانه در بخش بیرونی بنا و در قسمت تانستان نشین و مکان پذیرایی از مهمان است.اکثر نقاشی ها در قسمت شاه نشین در مکان جلوس مهمانان و صاحب خانه انجام شده است.

موضوعات نقاشی:

صحنه های شکار

صحنه های تفریحی در میان باغ

تصاویر گل و بوته و گل و مرغ

تصاویر شاهان سوار بر اسب

تصویر یک خانه اروپایی

تصویر زن سوار بر اسب که یک شکار در پشت خود بر گرده اسب سوار کرده است.

تصویری از بناهای شبیه کلیشا یا قصر اروپایی

تصاویری از زنان قاجاری

تصاویری از فرشتگان به نمایش درآمده که دارای سر انسانی و بال پرنده اند

داستان سیاوش برگرفته از شاهنامه فردوسی

تصاویری از نقش جانداران وحشی چون شیر و پلنگ

تابلویی با مضمون مجنون آواره در بیابان نشسته  و داستان شیرین و فرهاد

کلیه این نقاشی ها با رنگ روغن اجرا شده و فاقد بعد پرسپکتیو هستند.به نظر می رسد این نقاشی ها کار شاگردان ابوالحسن غفاری شاگرد کمال الملک باشد.

آینه کاری:

آینه کاری از هنر های سنتی ایران است که عمدتادر تزئینات داخلی بنا های تاریخی بویژه اماکن متبرکه کاربرد دارد.اجرای طرح های منظم و متنوع بوسیله قطعات کوچک و بزرگ آینه برای تزئین سطوح داخلی بنا را هنر آینه کاری می گویند.

در این رشته هنرمندان آینه کار با استفاده از شیشه و برش به اشکال متنوع فضایی درخشان و زیبا در بناها می آفرینند که از بازتاب نور در قطعات بی شمار آینه تشعشع و درخشش زیبایی در تزئینات بنا ها ایجاد می کند و پوششی بسیار مناسب و زیبا برای تزئین و آمود بنا از نظر استحکام و دوام است.

آب و آینه در فرهنگ ایرانیان همواره به شکل دو نماد پاکی و روشنایی، راستگویی و صفا

مورد توجه بوده و احتمالا بکارگیری آینه در تزئینات معماری برگرفته از همین فرهنگ است.

از سابقه هنر آینه کاری تاریخ دقیقی در دست نیست.اجرای این هنر از ابتکارات هنرمندان ایرانی است.

تنها شواهد و مدارک موجود حاکی است که برای نخستین بار آینه در تزئین بنای شاه طهماسب صفوی در قزوین استفاده شده است .

آینه کاری در بنا از قزوین آغاز و با انتقال پایتخت صفویان از قزوین به اصفهان در سال 1007 هجری قمری به این شهر و سپس به شهرهای دیگر گسترش یافت.در تزئین بنا ها و کاخ ها در دوره صفوی در اصفهان از آینه کاری استفاده شده که مشهور ترین آنها کاخ معروف به کاخ آینه است که به سبب تزئینات زیاد آینه کاری به این نام شهرت یافته است.

دیگر تزئینات بکار رفته در خانه بروجردی ها:

در ها ، پنجره ها و نرده ها کلا از چوب ساخته شده است.در ورودی اصلی مستطیلی شکل و دو لنگه از چوب گردو و دارای گل میه های تزئینی فلزی و تزئینات زمودگری با فلز است.به این اصطلاحا درسر یا دروازه می گویند.

دو عنصر فلزی حلقه بای زنان و کوبه برای مردان در لنگه راست در تعبیه شده است.

پنجره ها و نورگیر های در اتاق زمستان نشین در بخش بیرونی دارای تزئینات تلفیق گچبری و شیشه های رنگین است که به آن گلجام  گفته میشود.

ارسی و روزن ها معمولا با چوب یا شیشه های خرد و رنگین و گلجام ها با گچ گره سازی و اجرا شده است، تا محافظ و پناهی برای چشم از تابش نور تند و سوزان خورشید و هوای کویری در تابستان باشد.

از ذیگر تزئینات پوبی این پنجره های مشبک چوبی که نقش تهویه هوا و تابش نور را دارند و همچنین نرده های چوبی جلوی ایوان ها را می توان نام برد.

تزئینات داخلی و خارجی خانه بروجردی ها وابسته به ویژگی جغرافیایی منطقه و موقعیت مالی و اجتماعی صاحب خانه و ارضاع سیاسی و فرهنگی قاجار در آن زمان است.بطور مثال کاربرد و استفاده از درخت هایی چون کاج حکایت از کم آبی در منطقه دارد که در نقاشی های این خانه نمودار است.

و موضوعات نقاشی مثل: موضوعات شکار، تفریح در باغ، تصاویر قلیان و داستانهای برگرفته از ادبیات آن دوره است، نقاشی های متأثر از هنر اروپا نشان دهنده روابط نزدیک سیاسی قاجار با فرنگ است.

[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 22:57 ] [ بهار ]

[ ]

معماران كيمياگر

آقای دکتر منیر بوشناکی  رئیس  میراث  فرهنگی  سازمان جهانی یونسکو ..

در تابستان  سال ۱۳۷۲ پس از دیداری  از ایران گفت :

“معماران کاشانی بزرگترین کیمیاگران تاریخ هستند زیرا از خاک طلا ساخته اند. "

خیابان فاضل نراقی را که رد می کنی وارد خیابان علوی می شوی ...

و بناها و خانه های تاریخی متعدد ...

و کوچه ای و دری و بالایش کاشی های مزین به گلهای اسلیمی ....

و تابلوی اداره میراث فرهنگی کاشان ....

و وارد خانه ای می شوی به نام " خانه بروجردیها "

حاج  سید حسن نطنزی  مشهور به بروجردی تاجر فرش بوده و وجه تسميه نامش هم آن بوده كه مال التجاره از بروجرد وارد مي كرده  و برای پسرش رفته خواستگاری دختر همکارش حاج سید جعفر نطنزی و خانواده دختر شرط ازدواج را خانه ای در شان و موقعیت شان قرار می دهند ...

خانواده بروجردی از معروفترین معمار شهر استاد علی مریم کاشانی می خواهند که خانه را بسازد ..

در سال 1280 و در زمان حكومت ناصرالدين شاه ....

استاد شیوه کارش این بوده که ابتدا ماکت ساختمان را می ساخته و اگر کارفرما تائید می کرده ساخت ساختمان را شروع می کرده ...

تیمچه امین الدله و خانه طباطبائی نیز از آثار این استاد مسلم معماری است ..

طراحی فضاهای خانه بر اساس شرایط اجتماعی و مذهبی و آب و هوای اقلیمی و کویری کاشان است

در زمینی به مساحت 1700 متر مربع بنائی به مساحت 3000 مترمربع در دو طبقه که در بعضی از قسمتها مثل قسمت جنوبی با احتساب سرداب سه طبقه می شود ..

ساختمان به ابعاد 17.30*14.90 متر بنا گردیده است  و جنس مصالح از خشت و گل است و پایه بنا از سنگ لاشه محلی و ساروج است. بنا دارای  هفت اتاق در طبقه همکف، ایوانی در جلو خان و دو اتاق در طبقه زیرین است. درهای ورودی اتاق های زیر زمین به بیرون باز شده و طبقه اصلی با یک متر ارتفاع از سطح زمین ساخته شده تا از رطوبت محل در امان باشد .

باز شو های ساختمان چوبی بوده و اندود داخلی بنا به جز یک اتاق بقیه از جنس گچ می باشد .  سقف های عمارت دارای سیستم تاق و تویزه –تاق و چشمه گنبدی بوده و از جنس خشت بنا گردیده است .

نوع پوشش بام متناسب با محیط از غوره گل، کاهگل و لا یه ای از برگ گیاهان ساخته شده است. نمای عمارت ترکیبی از آجر ، گچ و شمشه های گچی است که در قسمت فوقانی نما به شکل زیبایی خود نمایی می کند.

ملاحظات دینی و اجتماعی و رعایت عدم دید مستقیم از بیرون به درون باعث شده تا خانه به دو بخش بیرونی و اندرونی تقسیم شود با سه ورودی یکی درشمال که ورودی اصلی است و یکی در غرب که مخصوص مراسم مذهبی و غیره بوده و یکی هم در جنوب برای خواص ...

درب را كه مي گشائي وارد هشتي مي شوي كه فضائي است با 6 سكو كه به آن پاخوري مي گويند و براي انتظار مراجعين بوده تا به اهل خانه خير دهند و اذن دخول بگيرند و همينطور حفاظي بوده در مقابل كوران بادهاي پر گرد و خاك كويري ...

و بعد راهرو و دالاني دراز و پيچ دار و و بلند و پله ها ...

و مي ر سي به حياط اصلي دلگشا و روحپرور خانه كه فضائي است به ابعاد 75*105 متر و دارای دو حوض بزرگ است که آب چشمه اسکندریه پس از گذر از باغ تالار و آبشار نیاسر با رسیدن به این منطقه وارد حوض اول گردیده و پس از گذر از زیر ساختمان وارد حوض دوم در قسمت جلویی ساختمان می شده است.

و باغچه هائي در دو طرف همه قرينه و با هندسه اي منظم و درختان انار كه مي گويند تاثير بسزائي دارند در پايين آوردن دما و اختلاف سطحي كه حفاظ ديگري است در مقابل بادهاي تند و گرم ...  

تابستان نشین ،مهمترین و اصلی ترین بخش خانه بروجردی ها است،مقابل ورودی اصلی و پشت به قبله واقع شده است و قوس بزرگ نمای آن که معمولا در تمام خانه های اعیانی و قدیمی کاشان دیده میشود،احتمالا تقلیدی است از طرح مثلث در نمای معماری اروپایی که تحت تأثیر معماری ایرانی به صورت منحنی در آمده است.در داخل محدوده قوس ،گچبری های برجسته ای متأثر از معماری روسی مانند سماور و قوری به چشم می خورد.

تابستان نشین شامل: دو اتاق، تالار اصلی ،دو سرپوشیده فرعی ، یک سرپوشیده فرعی ، دو گوشواره، یک شاه نشین و تالار طنبی است.

در مرکز آن گنبدی با نورگیر های زیبا و تزئینات مقرنس کاری قرار دارد. دردو جانب ایوان و تالار طنبی راهروهای ورودی و اتاقهای نشیمن قرار گرفته اند که چشمگیرترین آثار تزئینی در همین قسمت بکار رفته است.

و عمارت اصلي و تالار سرپوشيده و نور گير فوقاني و ايوان جنوبي و اتاقهاي تابستاني كه عمده تزئينات در اين بخش است و حياط خلوت بين اتاقها و بالاخانه هائي كه به صورت قرينه در دو سوي تالار اصلي قرار دارند ..

 استاد علي مريم كاشاني سفت كاري بنا را كه به پايان رساند براي انجام نازك كاري و تزئينات از 25 تن از مشهورترين و بهترين هنرمندان و نگارگران شهر دعوت كرد و آنها داستانها و روايات عاشقانه خمسه نظامي و هفت پيكر جامي را در لابلاي طاق ها و رواقها نقش كردند  كه اين كار 18 سال طول كشيد ...

 

بادگيرها در دو قسمت شمالي و جنوبي بيروني واقع شده اند و با طرحهاي بديعشان سيستم خنك كننده فوق العاده اي بودند در آن هواي گرم و سوزان و خنكاي دلپذيري را به سردابها يا همان زير زمينها مي بردند كه دماي اين سردابها در تابستان 20 درجه كمتر از طبقات بالائي بوده و با يك سيستم كانال كشي افقي و عمودي به 2 بادگير مرتبط هستند  و نمايشان از گچ و آجر ....

زمستان نشین ،در شمال مجاور راهروی ورودی مشتمل بر یک اتاق ،یک شاه نشین پنج دری با گچبریهای زیبا و ایوانی وسیع و آفتابگیر است.در قسمت شرق مشتمل بر سه اتاق ،سه در ، در حدفاصل زمستان نشین و تانستان نشین است که با راهروهایی مشترک به یکدیگر راه می یابند.

سقف اتاقها مسطح و فاقد تزئینات است.قسمت غربی زمستان نشین نیز با دو اتاق کوچک به همراه فضایی سرپوشیده قسمت شمالی و جنوبی فضا را به هم پیوند می دهد.

اتاقهاي پنج دري زمستاني بدنه داخلي اشان با گچبريهاي بسيار ظريفي با طرح گل و مرغ تزئين شده و اتاقهاي آفتابگير زمستاني و بهارخوابهاي جبهه شمالي و طارمي هاي قسمت غربي ...

 

و از همه زيباتر تالار بزرگ و سر پوشيده و حياط خلوت هاي دو طرفش با نقاشي هاي ظريف و گچبريهاي برجسته زينت يافته و سقفش از داخل داراي تقسيم بنديهيا هندسي رسمي و يزدي بندي است و در قسمت سرپوشيده فوقاني در بام نور گير بسيار جالبي دارد كه طرحش بي نظير است و سقف ها بدنه داخلي و تالار هاي مجاور همه با نقش هاي گل مرغي و اسليمي و شكارگاه و نقوش حيوانات در شيوه هاي متنوع و رنگ و روغن و آبرنگ ترئين شده است ...

اين نقاشي ها و گچبريها حاصل نظارت و مديريت دو نقاش هنرمند بزرگ و نامدار  دوره قاجار مرحوم ميرزا ابولحسن غفاري كاشاني كه خود بنيانگذار اولين مدرسه نقاشي بوده و برادرزاده اش ميرزا محمد خان غفاري كاشاني يا كمال الملك معروف  است ...

طاق بنا گنبدي شكل است كه گويا به علت دوري از گزند موريانه ها بوده كه بسيار در آن اقليم هستند ..

و نماي خانه سيم گل و كاهگل به رنگ روشن با سايبان ها و سرتاسها و كنسولها در نما كه همه خاص مناطق گرمسيري است ...

و پنجره هائي كوچك و چوبي با جفاظ مشبك آجري هم محفوظ از نگاه اغيار و هم خنك در آن هواي گرم   ..

بخش اندروني دو قسمت است ...

قسمت جنوبي كه يك حياط مركزي دارد و تالار پذيرائي بزرگ مزين به آينه كاري و  در دو طرف تالار بالا خانه هايي كه رو به تالار باز مي شوند و در اطرافش اتاقهاي گوشواره كه چشم ببندي مي تواني مجالس عزا و روضه خواني و جمع خانمها را با جنب و جوش بسيار تجسم كني و همينطور مجالس طرب زنانه را ..

اتاقهاي سرتاسر ضلع غربي اين قسمت از اندروني با بخش شرقي حياط بيروني فصل مشترك دارند   ..

قسمت شمالي يك حياط خلوت است و اتاق پنجدري ساده و صندوقخانه و اتاق نشيمن و يك سرداب بزرگ كه در واقع طبقه زيرين تالار بزرگ و قسمت جنوبي اندروني است و احتمالا محل رفت و آمد نوكران و خدمه ...

چرا كه آشپزخانه و انبارها در اين قسمت است ..

اتمام تزئينات خانه بيش از 15 سال طول كشيده و تاكنون كه 110 سال از عمرش مي گذرد همچنان پابرجاست

بخش بيروني خانه در سال 1353 توسط دولت خريداري شده و با شماره 1082 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است و تاكنون بخشهاي مختلف خانه توسط كارشناسان اداره ميراث فرهنگي كاشان بعضأ حتي غير اصولي ترميم شده و آماده بازديد است ....

منبع :  وب سايت

www.memarnews.com

پي نوشت :

با سپاس بسيار از دوستي از ديار كاشان كه لطفش و محبتش و گپ و گفتگويمان از ديارش و عشقش به خانه هاي قديمي و رويايش كه روزي در آن خاك خانه اي به پا كند مثال خانه پدري و معطر به گلهاي زيباي محمدي و درختهاي انجير و انار ،  انگيزه نوشتن اين پست شد ...   


بعد نوشت :

با پوزش به علتي نامعلوم كامنتهاي اين پست حذف شده است اگر دوستاني كامنت شان تائيد نشده لطفا دوباره برايم بفرستند . با سپاس بسيار  .

[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 11:5 ] [ بهار ]

[ ]

آب
 

 

تحقيقي در دست دارم در باره اهميت و جايگاه آب در معماري كهن ايران و مقاله تخصصي ، باارزش و زيبائي در  اين باره به چشمم خورد  در وب سايتي كه به حق بايد آنرا به لطف اساتيد برجسته و مقاله نويسان  محقق اش يكي از بهترين نمونه هاي كار گروهي در زمينه ديرينه شناسي ايران زمين نام برد :

وب سايت بنياد باز شناسي لارستان كهن http://www.larshenasi.com

كه موسسين اش معتقدند تقويت و پويايي فرهنگ و هويت قومي،استحكام فرهنگ و هويت ملي را دو چندان مي سازد.  در اين راستا برخي محققين ، دانشگاهيان و مسئولين شهر به تاسيس اين وب سايت همت گماشتند كه از آن جمله هستند :

دكتر سيد علي اصغر موسوي لاري ، دكتر بهزاد مريدي ، دكتر جمشيد جعفر پور و ساير اساتيد كه  نامشان در  معرفينامه وب سايت موجود است و تلاش دارند تا از طريق شناخت فرهنگ بومي و محلي لارستان نه تنها حفظ تاريخ و آداب و سنن شود بلكه خود و جايگاه اين خود را در جهان در گذر پيدا كنند ...

 حفظ پیکره یک فرهنگ، تنها حفظ زبان، آیین و آداب بومی نيست. موزه­ اي كردن هنر، نمايشي كردن آيين و مكتوب كردن زبان حداقل كاري است كه مي­توان براي حفظ فرهنگ محلي انجام داد. اما بسنده كردن به آن، نوعي تقليل­گرايي است كه به شهروندان اجازه مي­دهد تعلقات فرهنگي­شان را به موزه­ ها بسپارند و محترمانه با آن وداع كنند. در اين منظر تقليل­گرايانه، برگزاري نشست­ها و گردهم­آيي­ها به مراسم تدفيني مي­ماند كه شركت كنندگان به تقدير مرگ باور دارند. اما بيش از اين چه  مي­توان كرد؟

 فرهنگ را با نشانه­ هاي لباس و موسيقي و زبان مي­شناسيم؛ اما جان­مايه فرهنگ معنا است و معنا در آن نشانه­ها همچون آبي روان است. حفظ فرهنگ بدون تلاش جستجوگرانه براي شناخت معناي آن، به جامي تهي مي­ماند. معنا موجوديتي تاريخي دارد و فرهنگ را به گذشته و حال و آينده پيوند مي­دهد.

 

شهرستان لارستان در استان فارس است و مركزش شهر لار و نام كهنش ابراهستان بوده و شهر خنج در 105 كيلومتري و شيراز در 366 كيلومتري اش واقع هستند . در دوران قديم منطقه وسيعي بوده در جنوب ايران از بند گمبرون يا بندرعباس فعلي تا خور ، بندر لنگه ، بستك ، خمير ، جزاير تنب بزرگ و كوچك تا هرمز و قشم و تا جهرم و لامرد و بحرين و عسلويه و كنگان ... همه و همه ايالت لارستان ناميده مي شده ...

 مردمش تجارت مي كردند و اكثر ساكنينش لاري زبان بوده اند و در ايام قديم دين غالبشان زرتشتي بوده و بعدها به اسلام گرويدند ...

و يكي از نشانه هاي معنايي فرهنگ اين منطقه آب بوده و ارزش آن و تلاش در حفظ و نگهداري آن كه جان مايه  زندگي بوده و نطفه شكل گيري  آبادي ها و شهرها ...

در اين رابطه مقاله اي از اين وب سايت را انتخاب كرده ام كه اگر حوصله كنيد در خواندنش ، روح آب ،  ذهنتان را جلا خواهد داد .

آب انبار ( بركه )

قدمت تاريخي لارستان، به پيش از اسلام بازمي‌گردد و از آن ‌جا كه در منطقه‌ی گرم و خشكی قرار دارد، هنرمندان و معمارهاي بزرگ لارستاني، در استفاده‌ی بهينه از آب، كوشش‌هاي فراواني كرده‌اند.

اوج تجلي معماري گنبدي در دنيا، از آن لارستاني‌هاست و آب‌ انبار، يكي از شاهكارهاي بزرگ منطقه‌ی جنوب، در ايران به شمار می‌رود. به عقيده‌ي پروفسور جونس، معماران لارستاني، توانسته‌اند، از آب باران، به صورت بهينه استفاده كنند و اگر به گذشته‌هاي دور برگرديم و كلمه‌ی آبادي را موشكافي كنيم، پي مي‌بريم كه كلمه‌ی آبادي، بدون آب، بي‌معناست. پس، هر كجا آب باشد، آبادي به وجود مي‌آيد. آبادي‌ها باعث به وجود آمدن تمدن‌ها و فرهنگ‌ها مي‌گردند.

اگر بخواهيم، نحوه‌ي به وجود آمدن آب‌انبارها، و چگونگي ساخت آن‌ها را بررسي كنيم، بايد بگوييم كه، بزرگ معماري كه توانسته، اين مهم را به مرحله‌ی اجرا درآورد، فردي به نام تلاش (فردي هندي مسلك، كه به رياضي و معماري، علاقه‌ی وافري داشته‌است) كه طراحي ساخت آب‌انبار را به وجود آورده است.

در زمان‌هاي قديم، وقتي مي‌خواستند، آب‌انباري را بسازند، گودالي حفر مي‌كردند و از چهار پايان (گاو) براي بيرون آوردن خاك آن، بهره مي‌بردند و هر قدر كه اين گودال‌ها، پايين و پايين‌تر مي‌رفت، مستلزم نيروي به مراتب، بيشتري بود كه بتواند اين خاك ها را به بالا بياورد.

در انتها، كه گودال، به اتمام مي‌رسيد، گاو را قرباني مي‌كردند و گوشتش را به مردم مي‌دادند.

دليل استفاده از گاو، اين بود كه، هر چه گودال‌ها، عمقشان بيشتر مي‌شد، به حيوان چهارپا فشار زيادي وارد مي‌آمد و اگر از چهارپايي ديگر، استفاده مي‌كردند، باعث از بين رفتن آن حيوان مي‌شد و تلف مي‌شد.

وقتي كه كندن گودال به اتمام مي‌رسيد، قسمت پايين آن را از سنگ و ساروج، پر مي‌كردند، كه از نفوذپذيري آب به داخل خاك، كم شود و وقتي كه ساروج‌ها و سنگ‌ها، را روي هم قرار مي‌دادند، منتظر مي‌شدند تا باران بيايد و آب‌انبارها پر شود و بعد، روي سر آن، گنبدي شكلي با سنگ و گچ درست مي‌كردند و روي آن ساروج مي‌كشيدند.

اوج معماري گنبدي دنيا را، به آب‌انبار سيدجعفري در منطقه‌ی لارستان، محله‌ي كوریچان نسبت مي‌دهند. زماني تاورينه‌ی بزرگ، تاريخ‌شناس و شرق‌شناس هندي، از منطقه‌ي لارستان عبور مي‌كرده و آب‌انبارها را به خمره‌هايي از شراب تشبيه كرده است، چون، شراب در دين مسيحيت، تقدس خاص خودش را دارا بوده و آب در منطقه‌ي لارستان نيز از اهميت بالايي برخوردار بوده است.

كلمه‌ی آبادي، از كلمه‌ي آب تشكيل شده و آبادي بدون آب معنايي ندارد. در زمان انسان اوليه، این انسان‌ها، هر كجا كه آب بوده، به آن‌جا رفته و در آنجا سكني مي‌گزيدند و در آن مكان، كشاورزي و دامپروري مي‌كردند و سپس، تشكيل خانواده و خانواده، تشكيل اشيره و اشيره، تشكيل ده و ده، تشكيل شهر مي‌دادند.

در منطقه‌ی جنوب، مثل لارستان، به خاطر كم آبي، هر كجا كه آب‌انبار بود، اطراف آن، خانه درست مي‌شد، و اين خانه‌ها، بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شد و تشكيل محلات مي‌داد. آب‌انبارها، مرزها را تشکیل مي‌دادند و هر آب‌انبار، را به نام آن محله، مي‌شناختند. (مثلاً آب‌انبار آقا، واقع در محله‌ی آقا.)

آيا آب‌انبار(بركه) نيز جنسي دارد، يا ندارد؟ آب‌انبار، در قديم، جنس مذكر داشت، مثل مرد، به خاطر اين كه، اگر آب‌انبار، بود، تشكيل خانواده و خانه، مي‌دادند و از آن خانه‌ها تشكيل محلات و شهرها مي‌دادند. چون اِزدياد نسل، توسط آب‌انبار، صورت مي‌گرفت، به همين دليل به آن مي‌گفتند: نَر.

گنبدي شكل شدن خود آب‌انبارها، بدين خاطر است كه نور خورشيد كمتري بتواند به داخل آب نفوذ پيدا كند (چون اگر نور داخل آن بتابد، جلبك مي‌زند) و باعث خنكي آب شود و از تبخير جلوگيري كند.

در كنار آب‌انبار، رودخانه درست مي‌كردند و براي فاضلاب شهري از آن استفاده مي‌كردند و قسمتي را محلي براي عبور آب بنام مَمَر. آبي كه داخل آن حركت مي‌كرد مستقيماً به آب انبار ريخته مي‌شد و موجب انباشته شدن آب در قسمت گودال مي‌شد. آب را بعد از آبگيري مستقيماً استفاده نمي‌كردند، بلكه مي‌گذاشتند كه لا (ته‌نشين) بيندازد (خاك رس و خاك كه همراه آن بود ته نشين كند)، پس از اين كه، آب، شفاف و زلال مي‌شد، آن را می‌آشامیدند.

به دليل اين كه، لارستان، منطقه‌اي گرم و خشك است، مردمان این منطقه، دعا مي‌كردند، كه باران بيايد و چون آب، موهبتی الهي و بسيار زيبا است، در منطقه‌ي جنوب به آن احترام خاصي مي‌گذارند و به همين دليل، اسم باران را به روي دخترانشان مي‌گذارند.

گفتيم، آب انبار، مذكر است و باران مؤنث است رودي كه در رودخانه جريان پیدا مي‌كند، مذكر است. مثل بعضي اسم‌هاي مذكر، مثلاً  رود فلاني (رودحسين- رودجلال- رودمجتبي) رود به معني مذكر و اسم پسر است.

لارستاني‌ها در هنگام بارش باران راز و نيازهاي خاصي دارند و بيشتر دعاهايشان به دين اسلام است. مثل اين شعر:

اي خدا، برو بيا، بركه‌ي آغا پر ببو. معنی فارسی این شعر، اي خدا، باران بيايد، آب‌انبار آقا پر شود، است

 

 

 

[ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 ] [ 10:22 ] [ بهار ]

[ ]

شوشتر شهری بر پایه آب

در ادامه مطلب پست قبلتر به تحقیقی بسیار  ارزشمند از خانم سمانه پرموز برخوردم  در باره مدیریت منابع آب منطقه خورستان و به خصوص کارون در سالهایی بس دور که جای مکث بسیار دارد  .

مطلب کمی طولانی است اما اگر حوصله کنید و تورقی کنید به ارزش آن پی خواهید برد ....

شوشتر یکی از شهرهای بزرگ استان خوزستان است .

شهری که حیاتش در تاریخ با آب و حرمت آب آمیخته است.  

این روزها که مشکل  کم آبی در ایران و به خصوص خوزستان بیداد می کند

مفید فایده است که بدانیم ایرانیان کهن با همه کمبود تکنولوژی امروزی چه خردمندانه آب را مدیریت می کردند . شاید که درسی باشد برای امروز و آینده ما ...

در مورد بافت کهن شوشتر، ویژگی بارز پیچیده تر، بلند تر و پرتزئین تر شدن فضای شهری با هرچه خصوصی تر شدن و به عمق رفتن در بافت مسکونی است .

این روند با سردر های بلند، پیچیده و پرتزئین در انتهای کوچه های تنگ و تاریک با دیوارهای مرتفع به فراز می رسد و چون به درون خانه می آیی به اوج می رسی.
ایوانهای بلند و پرکار، فضاهای متعدد و پر سایه، حیاطهای مرکزی معمولاً محدود و کم وسعت، (به دلیل نیاز به سایه و خنکا ) بی حوض و درخت  (به دلیل صدمه ای که آب و ریشه درخت به شودانها یا همان زیرزمینها می زند) و بالاخره چندین طبقه زیرزمین (شوادان) با فضاهای پیچیده و در نهایت در پائین ترین سطح رسیدن به آب.
در بررسی های محلی در دو نقطه از شهر دو نمونه از استخرهای زیرزمینی را مشاهده می شود  که از شوادانهای چند خانه پیرامون آن قابل دسترسی بود و آب مصرفی و تهویه طبیعی را تا 40-50 سال پیش تأمین می کرده است، این یافته در جهت تأیید فرضیه و شواهدی می باشد که از شبکه آب زیرزمینی شهر از طریق نهر داریان وجود دارد و تنبوشه های آن در نزدیکی شهر پیدا شده است.

تنها با حرکت به درون شهر و حرکت به فضاهای خصوصی تر است که شگفتی آغاز می شود.
اینگونه شکل گیری متضاد فضاهای خصوصی عمومی در شوشتر نه تنها به دلیل مقابله با اقلیم خاص منطقه بوده است، بلکه تهاجمها و غارتها و روابط پیچیده اقتصادی و اجتماعی با عشایری که در طول هزاران سال برای قشلاق به اینجا می آیند نیز نقش عمده ای در شکل گیری آن داشته است. نمای دروازه در قلعه مانند ورودی خانه ها و درهای قطور و مستحکم آن شاهدی بر این مدعاست.
جشن آجرکاری ها، کاشی ها، سنگهای کارشده و مزین به نقوش کهن و فرمهای شجاعانه و بدیع در معماری فضاهای شهری چشم را خیره می کند. اگر در دوران گرمای شهر که بیش از هشت ماه از سال را در بر می گیرد به آن وارد شویم ارزش بالای سایه ها و دیوارهای بلند و پر از شکستگی، ساباط های طویل و تاریک و خنکای چندین طبقه شوادانها را درمی یابیم. شوادانهایی که با وجود بیش از 50 درجه تغییر حرارت محیط بیرون، همواره درجه حرارت مطبوع بین 18 تا 21 درجه را دارا هستند.
اما فراتر، پدیدار شدن قدیمی ترین سکونت گاههای مبتنی بر کشاورزی از ده هزار سال پیش در منطقه و شکل گیری جوامع سازمان یافته و بوجود آمدن همزمان با شهرهای ابتدایی دشت بین النهرین در اواسط هزاره چهارم پیش از میلاد، با دو پدیده محیطی ارتباط داشته است:
اول  - موقعیت ورودی کارون از کوههای زاگرس به دشت و آرام گرفتن آن در برخورد با صخره ماسه سنگی شوشتر.
دوم -  بریده شدن امتداد راه کهن پایکوهی زاگرس از فارس به بین النهرین.
ایجاد اولین مکان عبور از کارون عظیم و پهناور، مهار و بهره برداری از آب و انرژی آن به مدد پشتکار، هوش و درایت پدران ما در طی هزاران سال، یکی از بزرگترین و کهن ترین مجموعه های دست ساخت بشر تا پیش از دوران انقلاب صنعتی را پدید آورده است. مجموعه ای که در طول کیلومترها ادامه می یابد و در طی هزاران سال کامل می شود و در جوار خود یکی از هوشمندانه ترین اشکال بروز معماری شهری-آبی را بوجود می آورد.
از شگفتیها و فرازهای این کار آبی، ایجاد مجموعه عظیم چند عملکردی، در طول نزدیک به یک کیلومتر شامل عناصر اصلی زیر می باشد:
الف)  بند میزان با هدف اصلی تقسیم آب کارون به دودانگه و چهاردانگه.
ب  )  تاج(دیواره سنگی) روی بند میزان که تا کناره نهر داریون و زیر قلعه سلاسل ادامه داشته است و آثاری از آن در چند نقطه بجا مانده، باهدف بالا آوردن آب و سوار کردن آن به نهر داریون و جزیره میان آب و … .
ج  )  نهر داریون با کانالها و دریچه های متعدد و اهداف گوناگون و پیچیده ای چون آبیاری جزیره میان آب به وسعت حدود چهارصد کیلومتر مربع[چهل هزار هکتار] با تقسیم بندی ها و دریچه های بسیار دقیق کانالها، آب پخش کن ها، پلهای آب بر هوایی و نهرهای مفروش و… همچنین تأمین آب شرب شوشتر و نیز ایجاد دسترسی ویژه به قلعه شاهی سلاسل.
د  )  پل بند شادروان به عنوان دریچه خروجی و تنظیم ارتفاع آب در نهایت غربی این مجموعه آبی و ایجاد امکان عبور از کارون در شاهراه اصلی شرقی غربی منطقه.
ه‍  )  ایجاد تعداد زیادی کانالهای فرعی برای آبیاری و به راه انداختن آسیابها و استفاده صنعتی از انرژی آب.
و   )  کف سازی سنگی کارون در این فاصله بمنظور تثبیت کف رودخانه.
ح  )   ایجاد عمارت کلاه فرنگی برای کنترل میزان ارتفاع آب و نظارت بر عملیات در محدوده این مجموعه.
ط  )  و در نهایت خود قلعه سلاسل بعنوان مرکز فنی، حکومتی و کنترل کننده.
گلوگاه دستیابی و کنترل خوزستان و آب آن عمدتاً در این منطقه شکل گرفته و تجلی آن قلعه سلاسل است که به تناوب از دوران ایلامی تا اواخر قاجار، محل استقرار حکومت محلی برفراز صخره شوشتر بوده است.

این مجموعه عظیم چنانکه گفته شد در فاصله بند میزان تا پل شادروان کامل می شود و بصورت چند منظوره آب کارون را در طول نزدیک به یک کیلومتر، چند متر بالا آورده، از آب و انرژی آبی آن بطور شگفت انگیزی در طول چهل کیلومتر اراضی جنوبی شوشتر تا بند قیر (یعنی محل تلاقی دوشاخه کارون و رودخانه دز ) بهره جسته و منطقه گسترده میان آب (میان او، مینو، بهشت)  را به یکی از سرسبزترین مناطق دنیا مبدل کرده بوده است.

کانالهای دستکند و دست ساخت متعدد و پلهای آب بر و پل بندها و آسیابها و دیگر تأسیسات آبی صنعتی نه تنها شهر شوشتر را سیراب و تهویه می کرده، بلکه یکی از سرسبزترین و آبادترین مناطق را برای تولید انبوه و گسترده و کشاورزی (چونان انبار بزرگ غله ) خلق کرده بوده است.
کشاورزان در حاصل تولید، شهرنشینان و نیروهای نظامی و دیوانی نیز از بازار تولید تغذیه می کرده اند، به نحوی که منطقه خود بستر تمدنها و شهرهای مهمی چون احتمالاً هیدالو (ایلامی هخامنشی) ، دستوا (قبل و بعد از اسلام عسکر مکرم«اسلامی»)  و شوشتر کنونی بوده است.
در ادامه این تأسیسات آبی، پیرامون شاخه های کارون عناصر متعدد دیگری شکل گرفته اند. از آن میان می توان به مجموعه شگفت انگیز پل بند گرگر و آبشارها، برج عیار و تأسیسات منظم به آن، بند زیبای ماهی بازان (خدا آفرین) ، زیگورات عظیم قلعه نو، پل بند لشکر و خاک و بسیاری از دیگر پلها و آب پخش کن ها و کانالها و تأسیسات در دوسوی جزیره میان آب(و نیز شماری از عناصر هنوز ناشناخته) اشاره کرد.

رد این مجموعه را بوسیله کانال دستکند مسرقان از بندقیر تا شرق اهواز و نیز تأسیسات آبی-صنعتی کهن اهواز می توان پی گرفت. کار انسانی شگفت انگیزی که به قول مهندس حامی اجازه نمی داده است حتی یک قطره از آب کارون هدر رود و به دریا بریزد.
این مجموعه عظیم درواقع تنها با پشتیبانی مالی، نظامی، اداری و فنی حکومتهای متمرکز و مقتدر در کشور و نمایندگان آنان بصورت شاهکان و میرآبها و مهندسان خوزستان میسر می شده است به نحوی که حکومت همواره با مدیریت مهندسی آب در هم آمیخته بوده است و بر این اساس می توانسته پابرجا بماند و انبار غله منطقه و تولیدات گسترده صنعتی آن باشد.
مدیریت آب خوزستان به قدری تخصصی و مهم بوده است که حتی با تغییر حکومتها تغییر نمی کرده و تا حمله مغول هم کمابیش سر پا بوده است. این مجموعه عظیم تر از آن بوده است که با توان افراد و حتی حاکمان محلی قابل کنترل و اداره باشد.
در نتیجه مرکز مدیریت و مهندسی آب خوزستان در طول تاریخ بطور عمده در قلعه سلاسل شکل می گرفته است و شاهک خوزستان که خود میرآب خوزستان و مسئول تشکیلات فنی آن بوده، عنصر مهمی در مجموعه حکومت کشور به حساب می آمده است. وزارت «کست افزود» ساسانی با وظیفه مدیریت پیمون و آب، شاید از همین قلعه سلاسل هدایت می شده است.
هرزمان قدرت و تمرکز حکومتهای مرکزی افول کرده، در معرض تهاجمها و نابسامانی قرار گرفته است، این مجموعه در هم پاشیده و از کارآیی و رونق افتاده است. با ضعف قدرتهای متمرکز ناشی از جنگ و تهاجم و ضعف مالی و نظامی و قطع ارتباط متقابل حکومت منطقه و حکومت مرکزی این ماشین عظیم که به مراقبت پرهزینه و سنگین دائمی مالی نظامی و فنی نیازمند بوده است از کار می افتاده و قحطی و ویرانی در منطقه رخ می نموده است. 
به همین سبب آب همواره عنصر مورد ستایش، مطهر، مقدس و مهمی در اعتقادات و سنن مردم این مرز و بوم بوده است. باتوجه به بحث فوق روشن است که مطالعه سیستم آبی خوزستان، ریشه ها، زمینه های تاریخی و عناصر آن نه تنها خود فی نفسه بسیار مهم و پر جذبه است، بلکه زمینه منحصر بفردی برای شناخت علت پایدار شدن حکومت های مقتدر و متمرکز آسیایی و شکل خاص آن در ایران به شمار می آید.
در این راستا شایسته است که با همکاری های ویژه فرهنگی، دانشگاهی و بخصوص سازمان میراث فرهنگی، با زمینه های معماری، معماری شهری، شهرسازی، تاریخ، هنر، مردم شناسی و جامعه شناسی در منطقه به آموزش و انتقال تجربه بی نظیر نیاکان در طول هزاره ها در مهار بزرگترین رودخانه کشور، درجهت ایجاد تمدنی بزرگ همت گماشت.
این جاری بی زوال که در جهت تکامل زندگی، تولید نعم مادی و جهت احیای شهر و منطقه در گذشته کار کرده است امروزه باید به یک مجموعه فرهنگی تفریحی و تولید با کمک احیای بخشهایی از سیستم آبی گذشته، و نیز محلی برای جلب سیاحان، بصورت یک پارک موزه گسترده، تبدیل شود. تا به حفظ میراث و انتقال شگردها و تجربه های تولید کهن و شناخت علمی اسرار زندگی پیشینیان کمک کند.  

 

[ دوشنبه بیستم تیر 1390 ] [ 20:57 ] [ بهار ]

[ ]

نقش آّب در معماری کهن ایرانی

از کنار ساختمانها و دیوار باغها و ابنیه کهن که رد می شوی.....

 انگار دستانی را میبینی که با دلسوزی و عشق خشت روی خشت و آجر روی آجر گذاشته اند ...

و همه نبوغ را به کار گرفته اند برای گره زدن طبیعت زیبا و آرامش و راحتی به زندگی بشر ..

و همین است که جان آرام می گیرد و روح پرواز می کند در میان دیوارها و حیاطهای وسیع و ارسی های رنگی و دالبر و منحنی سقفها و طاقهای ضربی ایوانها .....

مطالعه ای بود در باب معماری که همیشه دغدغه ذهنم است که برخوردم به مطلبی در باره نقش " آب" که بسیار جالب توجه است ... 

کمبود آب در فلات ایران از دیرباز بوده و همین نقش آب را در معماری بسیار پررنگ می نماید .

" در ايران کهن، معماري به سوي آب حركت مي كند و دركنار آن آرام مي گيرد. ولي در دوره اسلامي آب در معماري حالت كاربردي پيدا مي كند و معماران آگاهانه سعي مي كنند تا به طبيعت تسلط يافته و آن را به نظم بكشانند و باشناخت قوانين فيزيكي و رفتار آب و درك نقش و تمثيل و ارتباط آن با انسان آب را به درون معماري بكشانند.

آب در شكل هاي هندسي در اكثر بناها متجلي مي شود و به نوعي مركزيت وحدت معماري در آب شكل مي گيرد. حركت پرموج آن در مفاهيم مذهبي و ادبي هنري در فرهنگ ما جاري مي شود. به اين ترتيب آن چنان در ساخت و تركيب بناهاي ما وارد مي شود كه عملا نمي توان آن را ازشكل ساخته شده جدا دانست.

آب در مركز كوشك ها وباغها و غيره ظاهر مي شود. در مناطق كويري، آب كمياب و زندگي بخش سبب شكل گيري معماري آب انبار ها و پاياب ها و رباط ها و يخچال ها مي شود. و به گونه اي ديگر خودرا نشان مي دهد.

حوض هاي جلو بناها مكمل معماري شده و مانند آيينه آنها را در خود منعكس مي كند. حوض هايي كه در معماري مساجد شاهد هستيم نيز غير از نقش تطهير، جنبه نمادين پيدا كرده و آب هم نماد زندگي و هم نماد مرگ را به وجود آورده است. و انسان را هم از نظر جسمي پاك مي كند و هم از نظر روحي و به طور كلي اينجاست كه درك مفهوم آب در معماري همان درك معماري آب است.

در سده‌هاي گذشته ايرانيان باغ‌ها را بيشتر در زمين‌هاي شيب‌دار احداث مي‌كردند و با ايجاد پلكان در مسير آب، جريان ملايم آب، تند و پر سرو صدا مي‌شد.اصلي‌ترين عاملي كه همواره به باغ‌هاي ايراني حيات مي‌بخشيد،آب جاري بود كه در چهارباغ‌ها،‌ جويبارها و جوي‌هاي كم‌شيب و مارپيچي به حركت درمي‌آمد و هواي باغ را مطبوع و دلپذير مي‌ساخت.

در باغ‌هاي تزييني كه به حوض‌هامي‌پيوست، جدول ها معمولا با سنگ و آجر ساخته مي‌شد. در كف آب‌نماها و بيشتر جاهاييكه آب در جريان بود، اغلب تخته سنگي با تراش سفيدرنگ يا با طرح‌هاي مختلف كارمي‌گذاشتند كه به موج آب، جلوه زيبايي دهد.

باغ‌هاي قديمي ايران اغلب درمناطق گرم و خشك و كم‌آب ساخته شده‌اند و دليل احداث آنها در چنين مناطقي، وجودچشمه‌هاي طبيعي و يا كاريز است.

نقش آب در ساخت بناي كاخ‌ها و باغ‌‌هاي ايراني، همانگونه كه در باغ‌فين‌كاشان و شازده ماهان و ايل‌گلي تبريز و... شاهدش هستيم، تنها به‌منظور آب‌رساني باغ نيست، بلكه از حركت و سكون و صدا و كف آن بهره‌برداري‌هاي لذت‌بخش مادي و معنوي ‌شده است.كاخ شاهان در برخي از موارد در با‌غ‌هايي بنا شده كه آب نقش مهمي در زيبايي آنها دارد. كاخ چهلستون اصفهان و كاخ فتحعلي‌شاه در چشمه علي دامغان از اينگونه‌ا‌ند.

در باغ‌هاي ايراني، براي ايجاد محيطي آرام، خنك و پرسايه، چاره‌اي جزاحداث جوي‌هاي آب در طول تمام باغ نبوده است و معمولا اين جوي‌ها در تقاطع‌ها به حوضچه تبديل مي‌شدند. آب از جوي‌ها كه اغلب از حوضخانه عمارت باغ آغاز و درفاصله‌هاي منظم با استفاده از شيب طبيعي زمين با تكرار آبشارها به داخل حوضچه‌هاروان مي‌شد.
آب‌نما كه از ضروري‌ترين عناصر ايجاد باغ محسوب مي‌شد، بيشتر درمقابل عمارت باغ احداث مي‌شد و بعد اصلي آن در جهت طول ساختمان و به شكل‌هاي مستطيل، مربع، چند ضلعي و دايره بود. گاهي در داخل عمارت‌هاي باغ‌هاي قديمي نيزآب‌نما ساخته مي‌شد كه در اصطلاح به آن محل، حوضخانه مي‌گفتند. ساكنان باغ درروزهاي گرم تابستان، به ويژه هنگام نيمروز، در كنار آب‌نما به آسايش مي‌پرداختند. "

زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم

[ جمعه هفدهم تیر 1390 ] [ 15:44 ] [ بهار ]

[ ]

فردايي سبز سبز
 

در سفري به بلاد مجاور حاشيه خليج فارس در جلسه اي دوستي آرشيتكت مرا با فناوري نويني آشنا كرد به جهت مشاوره براي توسعه تجارتش  .

معماري نخوانده ام و رشته تخصصي ام نيست ولي بسيار علاقه دارم و از طريق مطالعه و دوره هاي كوتاه مدت دنبالش مي كنم ...

آنچه اين دوست محترم  به آن اشاره داشت فناوري نويني است كه از قضا بسيار هم مورد توجه قرار گرفته و تحقيقات طولاني اش به ثمر نشسته و حال در توليد انبوه است .

" سازه هاي سبز "

اصول اين كار ساده است استفاده از انرژيهاي پاك همچون انرژي پرتوهاي خورشيدي و جريان قابل توجه باد در ارتفاعات بالاتر  با سازه هايي كه بصورت پيش ساخته تهيه مي شود ودر مدتي كوتاه و با نيروي كار بسيار اندك در محل اجراي پروژه سرهم شده و  در كوتاه مدتي به علت صرفه جويي در هزينه انرژي سرمايه ساخت خود را مستهلك مي كند . جالبترين بخش اين تحقيقات در  زمينه استفاده از نيروي آب بارانها است كه با ذخيره سازي در ساختمانها در قسمتهاي خنك كننده مورد استفاده قرار مي گيرد .

مجموعه اي از مهندسي فناوري و سازه و معماري بي نظير دست به دست هم داده تا درآينده اي نزديك شاهد ساخت شهركها و برجهايي باشيم كه نه فقط موجب آلودگي كره زمين نيستند بلكه خود در بهينه سازي پوشش سبز و هواي پاكش به طور حيرت انگيزي موثرند ..

در اينجا به قسمتي از مقاله تحقيقي از " روژين نورجهان " تحت عنوان " green building "  اشاره مي كنم كه توضيح علمي و خوبي در باره يكي از اين پروژه ها در دبي دارد .

" یکی از بارزترین مصادیق توسعه دانش سازه های سبز که اتفاقا با الگوهای نوین شهرنشینی و استفاده از پرتوهای خورشیدی به عنوان شاخصه ای مهم در افزایش بهره وری مصرف انرژی نیز منطبق شده است، برج چرخان دبی است.

این برج را می توان نمونه بارزی از سازه های دینامیکی برشمرد که نه تنها همراه با مسیر تابش خورشید قابل حرکت به دور خود است، بلکه این گردش در هر یک از 59 طبقه آن مجزا از یکدیگر بوده و از این رو هیچگاه نمی توان شکل ثابت و مشخصی برای آن در ذهن متصور شد مگر این که از تصمیم روزمره ساکنان طبقات آن اطلاع داشته باشیم.

در حقیقت برج به گونه ای ساخته می شود که قابلیت تعقیب جهت حرکت خورشید را دارد و در عین حال می تواند مسیر حرکت به دور خود را نیز با جهت وزش باد منطبق کند. چنین تطابقی از این نظر مهم است که توربین های بادی نصب شده در میان طبقات بخوبی تغذیه می شوند و برای تامین انرژی در کل سازه به مولدهای انرژی که با سوخت های فسیلی کار می کنند، نیازی نخواهد بود.
    در برج چرخان دبی، سازش خیره کننده ای میان طرح های نوین معماری با محیط زیست دیده می شود و از آنجا که سازه می تواند انرژی مورد نیاز خود را خود تامین کند، می توان تصور ساخته شدن مرکز تولید انرژی های پاکی را در قلب دبی در ذهن ایجاد کرد که به دلیل بهره گیری از مصالح ساختمانی لوکس و دکوربندی بی نظیر داخلی به عنوان الگویی برای شهرنشینی سبز و فوق مدرن آینده به شمار آید.
    برج چرخان دبی قابلیت چرخش 360 درجه به دور خود را دارد و به لطف طراحی صفحات خورشیدی در قسمت های مختلف، استفاده از نور خورشید در آن به حد اعلارسیده است. به گفته طراحان سازه، کل حجم انرژی که سالانه در آن مصرف می شود ارزشی معادل بیش از 7 میلیون دلار دارد که تماما در آن تولیدشده و حتی گفته می شود بخشی از آن برای تامین نیاز سازه های مجاور به کار گرفته می شود. دیوید فیشر معمار کهنه کار ایتالیایی که طراحی برج چرخان 330 میلیون دلاری دبی را به عهده داشته، معتقد است، استفاده از منابع تجدیدپذیر انرژی در این برج، حرف اول و آخر را می زند.

 شاید خرید واحدهای این برج در مقایسه با برج های مشابه کار سخت تری باشد، اما دور از انصاف است که هزینه بسیار کم حامل های انرژی را در آن نادیده بگیریم. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، سالانه در این برج بالغ بر 200 میلیون کیلووات انرژی کاملاپاک تولید می شود که تقریبا در هیچ نقطه ای از جهان نظیری برای آن نمی توان پیدا کرد.

تمام این ویژگی ها بجز این مشخصه بارز است که تقریبا 90 درصد سازه به صورت پیش ساخته در محل اجرای طرح حاضر شده و به جای استفاده از صدها مونتاژکار، تنها از کمتر از یکصد نفر متخصص برای سرهم کردن آن استفاده می شود. "

به اميد فردايي سبز سبز ..

 

[ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 10:42 ] [ بهار ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،